یک پاراگراف(دکتر س. ف. افضلی) - آیا شما خدا هستید؟
نوشته های دکتر سید فخرالدین افضلی-اخبار و برگزیده های متنوع از اینترنت
یک پاراگراف

سه اصل را دنبال كن:

محترم داشتن خود،
محترم داشتن ديگران ،
جوابگو بودن در قبال تمام كنش هاي خود

"دالای لاما‬"


صفحه اول یک پاراگراف    |    صفحه اول سایت    |    درباره من    |    تماس با من




دسته بندی موضوعی مطلب: گذر و نظر [نوشته مدیر] [مشاهده آرشیو موضوعی]

[اگر حوصله ندارید مقدمه را بخوانید اینجا را کلیک کنید وگرنه ادامه دهید.] یکی از عادات من، اگر وقت کنم، مطالعه نشریات، بخصوص دانشجوئی است. چرا که خود حدود یکسال و نیم مدیر یک نشریه یعنی "پیک شورا" در 16 صفحه و در سطح کل دانشگاه شیراز بودم. جلسات این پیک هر هفته بطور منظم تشکیل می شد. مشکلات دانشجوئی در آن بخوبی منعکس می شد و با استقبال خوب بچه ها مواجه بودیم [چاپ دوم و سوم و ...] . حتی یادم هست برای اینکه این 16 صفحه با قیمت مناسبی بدست دانشجویان برسد حتی از بیرون دانشگاه هم تبلیغات جذب می شد. مشی ما انتقادی بود و در این نشریه حتی به دبیر شورای مرکزی که یکسالش را من بودم هم گیر می دادند و ... بهر صورت قصدم این نیست که "پیک شورا" را توضیح بدهم. الان در دانشگاه صنعتی اصفهان هم نشریات مختلفی منتشر می شوند. که تیراژشان از چند صدتا تا چند هزار تا می رسد که در نوع خود خوب است. از نشریات میتوان"کیلوئی" انجمن اسلامی مرکزی که بیشتر مشکلات صنفی فرهنگی را می نویسد و داغ توقیف را چشیده است. دیگری که امروز تازه دیدم نشریه ای با جلد رنگی از شورای صنفی است به نام "سروش شورا" که مطالب فرهنگی می نویسد و من مشکل صنفی در آن ندیدم و بالاخره نشریه "باران" که از طرف بچه های مسجد و با پشت زمینه تمام رنگی و رایگان منشر می شود که بیشتر مطالب فرهنگی - سیاسی را منتشر می کند. یک مطلب از نشریه "پیک شورا" برای این قسمت انتخاب کردم که بد ندیدم شما هم بخوانید. عنوان مطلب این است:  آیا شما خدا هستید؟

در تعطیلات کریسمس، در یک بعداظهر سرد و زمستانی، پسر شش هفت ساله ای جلوی ویترین مغازه ای ایستاده بود. او کفش به پا نداشت و لباسهایش پاره بودند. زن جوانی از آنجا می گذشت. همین که چشمش به پسرک افتاد، آرزو و اشتیاق را در چشمهای آبی او خواند. دست کودک را گرفت و داخل مغازه برد و برایش کفش و یک دست لباس گرمکن خرید.

آنها بیرون آمدند و زن جوان به پسرک گفت:

حالا به خانه برگرد. امیدوارم که تعطیلات شاد و خوبی داشته باشی.

پسرک سرش را بالا آورد و نگاهی به او کرد و پرسید: خانم! شما خدا هستید؟

زن جوان لبخندی زد و گفت: نه پسرم. من فقط یکی از بندگان او هستم.

پسرک گفت: مطمئن بودم با او نسبتی دارید.

نکته یک پاراگرافی: در این دم عیدی و وقت نو شدن طبیعت و دلها، دوستان و هموطنان کم در آمد خود را از یاد نبرید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 20:23  توسط س. ف. افضلی  | 



فهرست جدیدترین مطالب[مشاهده آرشیو موضوعی + آرشیو تاریخی کلی + عناوین کلیه مطالب ]
آيت الله روحاني و انتشارات ارزشمندش
کرایه دو برابر به دلیل ترمینال خارجی بودن
معرفی سایتی برای مدیریت جیب شما بصورت آنلاین
تسلی خاطر یا تسری اندوه! مراسم ختمهائی برای ...
حالت چشم در جریان امتحانات
آقا از بیخ دلار نداریم! : آقای ن. معاون ارزی بانک ملی مرکزی شیراز
همه جا: 15 راه برای نفوذ در قلب مشتری اینجا 15 راه برای نفوذ در قلب فروشنده!
ترانه بسیار دلنشینی از همایون شجریان - شعر و فایل صوتی دانلود رایگان - نسیم وصل
گرانی ورودی پارکینگ های اتومبیل شیراز با مقایسه ای بی مبنا!
میزان دو برابر بارندگی نسبت به سال گذشته تا این تاریخ در شیراز
تعطیلی و خواب همراه اول تا شعری طنز برای اهل دانشگاهیان!
خوب یا بد: درباره تصميم شوراي پول و اعتبار
از ازدحام میدان نمازی به دلیل درمانگاه امام رضا(ع) تا بمانيم تا کاری کنیم، نه اين كه کاری کنیم تا بم
گوی سبقت استان فارس در گرانی تا خلیج نایبند
نگاهی به ریزگردها در هزاره سوم
بازي آنلاين مزرعه گلستان راه اندازي شد
بازار و بازرگانی "هرتکی شرتکی" ایران و گرانی های چندباره!!!
سراب تاکسی!
پاراگرافهائی ساده اما ... بال زنبور
مقدمه جدید گلستان سعدی!
کیفیت فکر
اگه خودمون حمله نکنیم! درباره بی انصافی و گرونی بی دلیل ...
قانون کامیون حمل زباله
حفاظت از محیط زیست؛ امحاء اجساد با فناوری جدید
چگونه یک محل مناسب و پایدار برای خرید (زمین یا خانه) یا اجاره انتخاب کنیم؟
شبکه اجتماعی رسمی اساتید و دانشجویان
دسترسی به مقالات
کتابت را جا بگذار
اولین تبریک دخترم ژینا : روز پدر مبارک
بسلامتی بچه های قدیم كه با ذغال واسه ی خودشون سبیل می ذاشتن تا شبیه باباهاشون بشن