سه اصل را دنبال كن:
محترم داشتن خود،
محترم داشتن ديگران ،
جوابگو بودن در قبال تمام كنش هاي خود
"دالای لاما"
صفحه اول یک پاراگراف | صفحه اول سایت | درباره من | تماس با من |
یکی از بخشهائی که مرتب به روز میشه پیوندهای روزانه سایت است ولی بخش دیگری که شاید از دید پنهان باشه ولی حرفه ایها همیشه خوندنشو دنبال می کنند بخش کامنتهاست که از قضا کامنتهای یک پاراگراف هم به ذوق خیلی از خواننده ها بخصوص دانشجویان پر برکت شده.
اینجا یکی از اون کامنتهای زیبا رو میارم که صداقت حرف بالائی رو اثبات کنه!
البته موضوع این نوشته که بیشتر جنبه ادبی ارتباط بین داستانهای قدیمی آن پر رنگ تر است پرداختن به وضعیت آشفته اجتماعی و اقتصادی در جهان می باشد.
--
شوخی با داستانهای دوران دبستان
گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.
----------------
زیباترین جمله این مطلب:
گفتم بهار
خنده زد و گفت
ای دریغ
گفتم پرنده؟
گفت اینجا پرنده نیست
اینجا گلی که باز کند لب بهخنده نیست
گفتم درون چشم تو دیگر؟
گفت دیگر نشان ز باده مستی دهنده نیست
اینجا به جز سکوت،سکوتی گزنده نیست ...
آيت الله روحاني و انتشارات ارزشمندش
کرایه دو برابر به دلیل ترمینال خارجی بودن
معرفی سایتی برای مدیریت جیب شما بصورت آنلاین
تسلی خاطر یا تسری اندوه! مراسم ختمهائی برای ...
حالت چشم در جریان امتحانات
آقا از بیخ دلار نداریم! : آقای ن. معاون ارزی بانک ملی مرکزی شیراز
همه جا: 15 راه برای نفوذ در قلب مشتری اینجا 15 راه برای نفوذ در قلب فروشنده!
ترانه بسیار دلنشینی از همایون شجریان - شعر و فایل صوتی دانلود رایگان - نسیم وصل
گرانی ورودی پارکینگ های اتومبیل شیراز با مقایسه ای بی مبنا!
میزان دو برابر بارندگی نسبت به سال گذشته تا این تاریخ در شیراز
تعطیلی و خواب همراه اول تا شعری طنز برای اهل دانشگاهیان!
خوب یا بد: درباره تصميم شوراي پول و اعتبار
از ازدحام میدان نمازی به دلیل درمانگاه امام رضا(ع) تا بمانيم تا کاری کنیم، نه اين كه کاری کنیم تا بم
گوی سبقت استان فارس در گرانی تا خلیج نایبند
نگاهی به ریزگردها در هزاره سوم
بازي آنلاين مزرعه گلستان راه اندازي شد
بازار و بازرگانی "هرتکی شرتکی" ایران و گرانی های چندباره!!!
سراب تاکسی!
پاراگرافهائی ساده اما ... بال زنبور
مقدمه جدید گلستان سعدی!
کیفیت فکر
اگه خودمون حمله نکنیم! درباره بی انصافی و گرونی بی دلیل ...
قانون کامیون حمل زباله
حفاظت از محیط زیست؛ امحاء اجساد با فناوری جدید
چگونه یک محل مناسب و پایدار برای خرید (زمین یا خانه) یا اجاره انتخاب کنیم؟
شبکه اجتماعی رسمی اساتید و دانشجویان
دسترسی به مقالات
کتابت را جا بگذار
اولین تبریک دخترم ژینا : روز پدر مبارک
بسلامتی بچه های قدیم كه با ذغال واسه ی خودشون سبیل می ذاشتن تا شبیه باباهاشون بشن