یک پاراگراف(دکتر س. ف. افضلی) - تبریک سال 1388
نوشته های دکتر سید فخرالدین افضلی-اخبار و برگزیده های متنوع از اینترنت
یک پاراگراف

سه اصل را دنبال كن:

محترم داشتن خود،
محترم داشتن ديگران ،
جوابگو بودن در قبال تمام كنش هاي خود

"دالای لاما‬"


صفحه اول یک پاراگراف    |    صفحه اول سایت    |    درباره من    |    تماس با من




دسته بندی موضوعی مطلب: روزانه و خودمانی [نوشته مدیر] [مشاهده آرشیو موضوعی]

خورشید از میعادگاه نخست، باز آغاز سفر می‌کند؛ سفری که سوغاتش برای زمینی‌های منتظر، فرصت دیگری است تا محبت را در گره بین دستهاشان بکارند و دل به استقبال نیکی، آیینه بند ! ان کنند. لبخند خورشید بی‌جواب نماند وقتی سرک می‌کشد به این خانه.

اميدوارم سال 1388 سالي نيك و همراه با بهروزي برايت باشد.

سال نو مبارك.

و اما...

شاید از نوشته های مهندس شیرانی که بوسیله ایمیلهایش به دستم می رسد خوانده باشید می خواهم با یکی از این نوشته های مهندس عزیز این مطلب را به پایان ببرم ولی با این گلایه که از نحوه اجرای تحویل سال ۸۸ توسط صدا و سیمای خودمان اصلاً لذت نبردم! انگار همه موسقیدانهای معتبر، مورخان نامور، ادیبان هنرور و ... از آن قهر کرده اند یا برعکس...

به نام خدا
نوروز، اگرچه روز نو سال است، روز كهنه قرن­هاست. پيري فرتوت است كه سالي يكبار جامه­ي جواني مي­پوشاند، تا بشكرانه­ي آنكه روزگاري چنين دراز بسر برده و با اين همه دمسردي ِزمانه تاب آورده است، چند روزي شادي كند. از اين­جاست كه شكوه پيران و نشاطِ جوانان در اوست. پير نوروز يادها در سر دارد. از آن كرانه زمان مي­آيد، از آن­جا كه نشانش پيدا نيست. دراين راه دراز رنج­ها ديده و تلخي­ها چشيده است، اما هنوز شاد و اميدوار است. جامه­هاي رنگارنگ پوشيده است، اما از آن همه يك رنگ بيشتر آشكار نيست، و آن رنگِ ايران است.
درباره­ي خُلق و خوي ايراني بسيار سخن گفته­اند. هر ملتي عيب­هايي دارد. در حق ايرانيان مي­گويند كه قومي خو پذيرند و هر روز به مقتضاي زمانه به رنگي در مي­آيند. با زمانه نمي­ستيزند، بلكه مي­سازند. رسم و آيين ِهر بيگانه­اي را مي­پذيرند و شيوه­ي ديرين ِخود را زود فراموش مي­كنند. بعضي از نويسندگان اين صفت را هنري دانسته و راز بقاي ايران را در آن جسته­اند. من نمي­دانم كه اين صفت عيب است يا هنر است، اما در قبول ِ اين نسبت ترديد و تأملي دارم.
از روزي كه پدران ِما به اين سرزمين آمده­اند و نام خانواده و نژاد خود را به آن داده­اند، گويي سرنوشتي تلخ و دشوار براي ايشان مقرر شده بود. تقدير چنان بود كه اين قوم نگهبان ِفروغ ِايزدي يعني دانش و فرهنگ باشند. ميان ِجهان ِروشني كه فرهنگ و تمدن در آن پرورش مي­يافت و عالم تيرگي، كه در آن كين و ستيز مي­روييد، سدي شود و نيروي ِيزدان را از گزندِ اهريمن نگهدارد. پدران ِما، از همان آغاز كار، وظيفه­ي سترگِ خود را دريافتند.
زرتشت از ميان ِگروه برخاست و ماموريتِ قوم ايراني را درست و روشن معين كرد. فرمود كه بايد بياري يزدان با اهريمن بجنگد تا آنگاه كه آن دشمن بد كنش از پا درآيد. ايراني بار گران ِاين امانت را بدوش كشيد. پيكاري بزرگ بود. فرِ كيان، فرِ مزداآفريد، آن فر نيرومندِ ناگرفتني را به او سپرده بودند. فري كه اهريمن مي­كوشيد تا بر آن دست يابد. گاهي فرستاده­ي اهريمن دليري مي­كرد و پيش مي­تاخت تا فر را بربايد. اما خود را با پهلوان روبرو مي­يافت و غريو دليرانه­ي او به گوشش مي­رسيد. اهريمن گامي واپس مي­نهاد. پهلوان دلير و سهمگين بود. گاهي پيش مي­خراميد و مي­انديشيد كه ديگر فر از آن ِاوست. آنگاه اهريمن شبيخون مي­آورد و نعره­ي او در دشت مي­پيچيد. پهلوان درنگ مي­كرد و اهريمن سهمگين بود.
در اين پيكار روزگارها گذشت و داستان ِاين زد و خورد افسانه شد و بر زبان ها روان گشت. اما هنوز نبرد دوام داشت. پهلوان سالخورده شد، فرتوت شد، نيروي تنش سستي گرفت، اما دل و جانش جوان ماند. هنوز اهريمن از نهيب ِاو بيمناك است، هنوز پهلوان دلير و سهمگين است. اين همان پهلوان است، كه هر سال جامه­ي رنگ رنگِ نوروز مي­پوشد و به يادِ روزگار جواني، شادي مي­كند.
اگر بر ما ايرانيان ِاين روزگار عيبي بايد گرفت اين است كه تاريخ ِخود را درست نمي­شناسيم. درباره­ي آن­چه بر ماگذشته است، هر چه را كه ديگران را گفته­اند و مي­گويند، طوطي وار تكرار مي­كنيم . كمتر ملتي را در جهان مي­توان يافت، كه عمري چنين دراز را بسر آورده و با حوادثي چنين بزرگ روبرو شده و تغييراتي چنين عظيم در زندگي­اش روي داده باشد و پيوسته، در همه حال، خود را به ياد داشته باشد، و دمي از گذشته و حال و آينده­ي خويش غافل نشود.
اين جشن ِنوروز، كه دو سه هزار سال است با همه­ي آداب و رسوم در اين سرزمين باقي و برقرار است، مگر نشاني از ثبات و پايداري ِايرانيان در نگهداشتن ِآيين ِملي خود نيست ؟
نوروز يكي از نشانه­هاي مليتِ ماست. نوروز يكي از روزهاي تجلي ِروح ِايراني است.
نوروز برهان ِاين دعوي است كه ايران با همه­ي سالخوردگي هنوز جوان و نيرومند است.
در اين روز بايد دعا كنيم. همان دعا كه سه هزار سال پيش از اين زرتشت كرد :
« منش ِ بد شكست بيابد.
      منش ِ نيكو پيروز شود.
               دروغ شكست بيابد.
   راستي بر آن پيروز شود.
 اهريمن ِ بد كنش ناتوان شود و رو به گريز نهد.
  و نوروز بر همه ايرانيان فرخنده و خرم باشد.»
 
با سلامي به صفاي نسيم بامدادي
                             همراه با لطافت شكوفه هاي بهاري


سال جديدرا تبريك مي گويم

اميد كه سال جديد را به گونه اي ديگر اغاز كنيم

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 12:53  توسط س. ف. افضلی  | 



فهرست جدیدترین مطالب[مشاهده آرشیو موضوعی + آرشیو تاریخی کلی + عناوین کلیه مطالب ]
آيت الله روحاني و انتشارات ارزشمندش
کرایه دو برابر به دلیل ترمینال خارجی بودن
معرفی سایتی برای مدیریت جیب شما بصورت آنلاین
تسلی خاطر یا تسری اندوه! مراسم ختمهائی برای ...
حالت چشم در جریان امتحانات
آقا از بیخ دلار نداریم! : آقای ن. معاون ارزی بانک ملی مرکزی شیراز
همه جا: 15 راه برای نفوذ در قلب مشتری اینجا 15 راه برای نفوذ در قلب فروشنده!
ترانه بسیار دلنشینی از همایون شجریان - شعر و فایل صوتی دانلود رایگان - نسیم وصل
گرانی ورودی پارکینگ های اتومبیل شیراز با مقایسه ای بی مبنا!
میزان دو برابر بارندگی نسبت به سال گذشته تا این تاریخ در شیراز
تعطیلی و خواب همراه اول تا شعری طنز برای اهل دانشگاهیان!
خوب یا بد: درباره تصميم شوراي پول و اعتبار
از ازدحام میدان نمازی به دلیل درمانگاه امام رضا(ع) تا بمانيم تا کاری کنیم، نه اين كه کاری کنیم تا بم
گوی سبقت استان فارس در گرانی تا خلیج نایبند
نگاهی به ریزگردها در هزاره سوم
بازي آنلاين مزرعه گلستان راه اندازي شد
بازار و بازرگانی "هرتکی شرتکی" ایران و گرانی های چندباره!!!
سراب تاکسی!
پاراگرافهائی ساده اما ... بال زنبور
مقدمه جدید گلستان سعدی!
کیفیت فکر
اگه خودمون حمله نکنیم! درباره بی انصافی و گرونی بی دلیل ...
قانون کامیون حمل زباله
حفاظت از محیط زیست؛ امحاء اجساد با فناوری جدید
چگونه یک محل مناسب و پایدار برای خرید (زمین یا خانه) یا اجاره انتخاب کنیم؟
شبکه اجتماعی رسمی اساتید و دانشجویان
دسترسی به مقالات
کتابت را جا بگذار
اولین تبریک دخترم ژینا : روز پدر مبارک
بسلامتی بچه های قدیم كه با ذغال واسه ی خودشون سبیل می ذاشتن تا شبیه باباهاشون بشن