سه اصل را دنبال كن:
محترم داشتن خود،
محترم داشتن ديگران ،
جوابگو بودن در قبال تمام كنش هاي خود
"دالای لاما"
صفحه اول یک پاراگراف | صفحه اول سایت | درباره من | تماس با من |
جهت مشاهده توضیحات روی ادامه مطلب کلیک فرمائید.
برای مشاهده سایت به آدرس www.persianlogo.net مراجعه کنید.
پیوندهای روزانه در ستون سایت قرار دارد. و لینک آرشیوی هم دارد که اینجاست.
طبیعی است مسئولیت صحت و سقم مطالب با خود سایتهای اصلی است البته برخی مطالب مشمول مرور زمان است مثلاً برخی دوست ها که الان دشمن هستند که دیگر این مورد از دست ما خارح است.
-----------------
مجله نیوزویک که در امریکا منتشر می شود چندی پیش گزارشی را در باره دانش آموختگان دانشگاه شریف و فرار مغزها از ایران منتشر کرد که گرچه با جانبداری های مغرضانه ای همراه است ولی در عین می تواند زنگ خطری جدی نیز به شمار آید.

مسوولان واحد مهندسی برق دانشگاه استانفورد با گروهی از دانشجویان خارجی مواجه شدند که بالاترین نمرات را در آزمون سخت دکترای این رشته به دست آورده اند. به گفته یکی از آن مسوولان آن دانشگاه، این دانشجویان از یک دانشگاه امریکائی یا دیگر موسسات آموزشی سایر کشورهائی که با موسسات امریکائی مرتبط هستند و تمایز خود را در چنین آزمونهائی نشان می دهند نیامده بودند، بلکه اکثر آنها ایرانیانی بودند که از دانشگاه صنعتی شریف شریف فارغ التحصیل شده بودند.
دانشگاه استانفورد محبوب ترین مقصد فارغ التحصیلان دانشگاه شریف برای ادامه تحصیلات عالی است. به گفته «بروس وولی» مدیر پیشین واحد مهندسی برق استانفورد، دانشگاه شریف دارای یکی از بهترین برنامه های آموزشی برای کارشناسی در رشته مهندسی برق است. سرآمدی این دانشگاه را نباید با داشتن رقیبانی چون ام.آی.تی امریکائی و کمبریج انگلیسی و دیگرانی چون چین دست کم گرفت.
این روزها برخی دانشجویان ایرانی بی اعتنا به مجادلات سیاسی، سرگرم کسب اعتبار بین المللی در بالاترین سطوح و مراتب علمی هستند. تحسین این دانشجویان به مدیران استانفورد محدود نمی شود. دانشگاههای دیگری در کانادا و استرالیا که از مقررات آسانتری برای اعطای روادید برخوردارند از رونق چشمگیر دانشجویان ایرانی در کشورهای خود سخن می گویند. در حالی که آمارهای دانشگاه های کانادا نسبت به سال ۱۹۸۵ با جهش ۲۴۰ درصدی دانشجویان ایرانی مواجه شده است، رسانه های استرالیا از پنج برابر شدن تعداد دانشجویان ایرانی در پنج سال گذشته و رسیدن آنها به مرز ۱۵۰۰ نفر خبر می دهند.
به غیر از دانشگاه شریف، دانشجویان موسسات آموزشی دیگری نیز چون دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی اصفهان به بازیگران عمده در المپیادهای علمی بین المللی تبدیل شده و جوایز ارزنده را در رشته های فیزیک، ریاضی، شیمی و «روباتیک» درو می کنند. برگزاری المپیاد فیزیک که اخیرا در شهر اصفهان برگزار شد نمونه روشن این نام آوری است که کشورهای دیگر خاورمیانه نتوانسته اند افتخار آن را کسب نموده و به دلیل فقدان چنین دانشورانی، با همسایه خود ایران رقابت کنند.
موقعیت های شغلی
در گوشه ای دیگر، نه چندان دور، شرکتهای فن سالار غربی نیز بیکار ننشسته و در کنار موسسات پژوهشی در غرب، این نیروی کارآمد را به گرفته اند و صدها تن از آنها در شرکتهائی چون گوگل و یاهو که در «سیلیکون ولی» مستقر هستند، به کار گرفته شده اند. سرآمدان المپیادها دارای جذابیت فراوانی برای موسسات پژوهشی غرب هستند که براساس خبرهای منتشر شده در رسانه های ایران، بیش از ۹۰ در صد آنها برای کار و یا ادامه تحصیل، کشور را ترک می کنند.
نیوزویک در ادامه گزارش خود مدعی شد: برای بررسی علل مهاجرت دانشوران ایرانی و بویژه دانشگاه شریف باید به این نکته توجه کرد که ایران با مشکلات و بیماریهای گوناگونی چون تورم مزمن، در جا زدن دستمزدها و بخش خصوصی بی بنیه که ناشی از مدیریت ناکارآمد اقتصادی روبرو است.
بر اساس ادعای این نشریه، اساتید دانشگاه ها در ایران به ندرت به حقوقی که کفاف زندگی آنها را بدهد دسترسی دارند و بدین سبب ناچارند به شغل دومی چون رانندگی تاکسی و خرده کاسبی دست بزنند. تحریم های سیاسی نیز مزید بر علت شده و تاخیر در واردات تجهیزات علمی، وضع را مشکل تر است. به عنوان نمونه ای از بی مهری های جهان غرب، تا زمانی پیش، ایرانیان مجاز به انتشار مقاله در نشریه «مهندسی برق و الکترونیک» که مجله حرفه ای این رشته است نبودند و اغلب روادید آنها برای شرکت در همایشهای علمی رد می شد.
محمد منصوری، از فارغ التحصیان سال ۱۹۹۷ دانشگاه شریف که اکنون در نیویورک تدریس می کند ارجحیت و تشویق والدین ایرانی به تحصیل فرزندانشان در رشته های پزشکی و مهندسی به جای رشته های دیگری چون حقوق را یکی از علل سر آمدی دانشوران ایرانی و دانشگاه شریف می داند. در جوار آن، دانشگاه شریف از روند گزینشی بسیار دشواری برای ورود فارغ التحصیلان به این دانشگاه برخوردار است. هر سال حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تن از فارغ التحصیلان دبیرستانها در آزمون ورودی موسسات آموزش عالی شرکت می کنند ولی تنها ده در صد از سرآمدان آنها موفق به ورود به دانشگاههای دولتی شده و فقط یک در صد از آنها بخت راهیابی به موسسات آموزشی عالی چون شریف را می یابند.محمد منصوری می گوید: روال گزینشی در ایران، با هوش ترین و پر انگیزه ترین و کوشاترین دانشجویان کشور را در اختیار موسسات آموزشی سر آمدی، چون دانشگاه شریف قرار می دهد.
دانشگاه شریف در سال ۱۹۶۵ تاسیس شد. این دانشگاه در آن زمان با استفاده از راهنمایی های دانشگاه ام.آی.تی برپاشد و بسیاری از اساتید کنونی آن از امریکا فارغ التحصیل شده اند. بر اساس گزارش انستیتوی بین المللی آموزش، دانشجویان ایرانی در آن زمان، بزرگترین گروه دانشجویان خارجی در ایالات متحده را تشکیل می دادند.
یکی دیگر از علل موفقیت دانشجویان ایرانی را می توان در سیستم آموزشی دوره تحصیلات متوسطه در ایران جستجو کرد. در این سیستم دروسی تدریس می شود، که دانش آموزان در امریکا تا رسیدن به مقطع کالج از آن بهره نمی برند. این روش آموزشی پیشرفته به مقاطع بالاتری چون لیسانس نیز تعمیم دارد. محمد منصوری و سایر دانش آموختگان می گویند، در مقطع لیسانس در ایران مواردی به ما تدریس می شد که در امریکا، تنها به مقاطع بالاتری چون فوق لیسانس اختصاص دارد.
عده ای دیگر از فارغ التحصیلان دانشگاه شریف به یکی دیگر از انگیزه های مهاجرت اشاره می کنند. یک تن از آنها که مایل نیست نامش برده شود می گوید «هنگامی که شما در ایران زندگی می کنید و با تنشهای روزمره زندگی دست به گریبان هستید، رویای ترک کشور در شما بارور می شود و کتابها و تحصیلات شما به بلیطی به سوی یک زندگی بهتر تبدیل می شود. این فکر تا مرز یک وسواس ذهنی پیش می رود و شما را به جائی می رساند که به خاطر آن ساعت ۴ صبح از خواب بیدارمی شوید، تا بتوانید پیش از شروع کلاس چند ساعتی وقت داشته باشید.»
موفقیتهای ایران در این زمینه را می توان به غیر از جنبه مثبت آن، تراژدی هم نا مید چون برخی دانشجویان به چیزی جز ترک کشور پس از فارغ التحصیل شدن نمی اندیشند. این روند برای دانشگاه ها و موسسات خارجی بهره آور و سودمند است ولی ایران را با مساله جدی تهی شدن استعدادها و فرار مغزها مواجه می کند. رامین فرج راد یکی دیگر از فارغ التحصیلان سال ۱۹۹۷ دانشگاه شریف که اینک یکی از مدیران شرکت «آکوانتیا» در «سیلیکون ولی» است می گوید: «فرصتهای شغلی کافی و مناسب برای فارغ التحصیلان در ایران فراهم نیست. از آن گذشته، نخبگانی که در ایران می مانند تا کاری برای خود به راه اندازند با مشکلاتی مواجه می شوند، به این دلیل آن گروهی که نتوانند به غرب مهاجرت کنند به دبی سفر می کنند.
تاریخ ایران انباشته از کامیابی و پرورش نوابغی چون ابن سینا و محمد خوارزمی دانشمند قرن نهم و مبدع «الگو ریتم ریاضی » که دانش پایه کامپیوتر شمرده می شود و عمر خیام ریاضی دان و ستاره شناس است. این همه به جای خود، ولی چه اینکه در سالهای اخیر ایران موفق شده دانشجویان ممتازی عرضه کند، لیکن در صورتی که به سرعت مسیر راه اصلاح نشود، ادامه این روند، آن تاریخ پر افتخار و ظرفیتهای بالقوه آن استفاده نخواهد شد.
بالاخره ساعت ۱۲ ظهر امروز منشی بخش سراسیمه گفت که دو هفنه آینده تعطیل هستیم. (از مرخصی کسر می شود). به چرائی و علت این تعطیلی کاری ندارم چون اطلاعی از منابع رسمی یااطلاعیه های این موضوع ندارم اما در همین مورد چند سئوال دارم:
۱- چرا این تعطیلی پس از سالها اجرای نامنظم در تقویم دانشگاه ذکر نشده است که بتوانیم بصورت برنامه ریزی شده از این تعطیلات استفاده کنیم؟
۲- چرا یک ماه پیشتر این مورد و تاریخ آن به اطلاع همه نمی رسد؟ دانشجو هیئت علمی و کارمند همه سر در گم هستند.
۳- اکثر کارهای دانشجویان سال آخر مثل دروس پروژه و فعالیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی (ارشد و دکتری) در همین ماههای پایانی ترم بهاره که ماههای ابتدائی تابستان را شامل است صورت می پذیرد. این سئوال مطرح می شود که انتخاب این تاریخ توسط چه کسانی و با چه ادله ای صورت گرفته است؟
آیا بهتر نیست در مورد این تاریخ تجدید نظر انجام شود یا حداقل اطلاع رسانی کافی صورت گیرد؟
و دهها سئوال دیگر
![]() |
| From projeh-89-abkhiz |
امروز از پروژه چندین روزه دانشجویان کارشناسی مهندسی مرتع و آبخیزداری دانشگاه شیراز در نزدیکی شهر سپیدان استان فارس برگشتیم. البته چند گروه دیگر که کارهای بیشتری داشتند ماندند و دارند هنوز کار می کنند. این سفر بسیار خوب، دارای راندمان کاری بسیار خوبی بود (در حد امکاناتی که به این سفر اختصاص داده شده بود) که در پایان دوره کارشناسی یک جمع بندی مناسب عملی را در اختیار مهندسین فارغ التحصیل خواهد داد. شاید در فرصتی مناسب و رفع خستگی ها مطالب مبسوطی به فراخور حال و البته از شیرینی ها و تلخی های این سفر علمی نوشتم اما در این مکان و این زمان به مناسبت یاد آوری خاطره خوبی که از جلسه مشاعره یک ربعی که پس از صرف شام دیشب در محل کمپ کمهر برگزار شد شعری را از خانم بهبهانی که خیلی زیباست می آورم. لازم به ذکر است که این شعر را آقای دکتر میر لوحی همین امروز برایم ایمیل کرده بود.
شعر از لحاظ موضوعی ارتباطی به پروژه ندارد ولی اگر شعر را زیبا دیدید، زببائی آن تقدیم به همه کسانی که برای این سفر نیت خیر داشتند و خسته شدند. خدا قوت![]()
![]()
زنی را می شناسم من
سیمین بهبهانی
زنی را می شناسم من
که شوق بال و پر دارد
ولی از بس که پُر شور است
دو صد بیم از سفر دارد
زنی را می شناسم من
که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن
درون آشپزخانه
سرود عشق می خواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدایش خسته و محزون
امیدش در ته فرداست
زنی را می شناسم من
که می گوید پشیمان است
چرا دل را به او بسته
کجا او لایق آنست؟
زنی هم زیر لب گوید
گریزانم از این خانه
ولی از خود چنین پرسد
چه کس موهای طفلم را
پس از من می زند شانه؟
زنی آبستن درد است
زنی نوزاد غم دارد
زنی می گرید و گوید
به سینه شیر کم دارد
زنی با تار تنهایی
لباس تور می بافد
زنی در کنج تاریکی
نماز نور می خواند
زنی خو کرده با زنجیر
زنی مانوس با زندان
تمام سهم او اینست:
نگاه سرد زندانبان!
زنی را می شناسم من
که می میرد ز یک تحقیر
ولی آواز می خواند
که این است بازی تقدیر
زنی با فقر می سازد
زنی با اشک می خوابد
زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمی داند
زنی واریس پایش را
زنی درد نهانش را
ز مردم می کند مخفی
که یک باره نگویندش
چه بد بختی چه بد بختی!
زنی را می شناسم من
که شعرش بوی غم دارد
ولی می خندد و گوید
که دنیا پیچ و خم دارد
زنی را می شناسم من
که هر شب کودکانش را
به شعر و قصه می خواند
اگر چه درد جانکاهی
درون سینه اش دارد
زنی می ترسد از رفتن
که او شمعی ست در خانه
اگر بیرون رود از در
چه تاریک است این خانه!
زنی شرمنده از کودک
کنار سفره ی خالی
که ای طفلم بخواب امشب
بخواب آری
و من تکرار خواهم کرد
سرود لایی لالایی
زنی را می شناسم من
که رنگ دامنش زرد است
شب و روزش شده گریه
که او نازای پردرد است!
زنی را می شناسم من
که نای رفتنش رفته
قدم هایش همه خسته
دلش در زیر پاهایش
زند فریاد که: بسه
زنی را می شناسم من
که با شیطان نفس خود
هزاران بار جنگیده
و چون فاتح شده آخر
به بدنامی بد کاران
تمسخر وار خندیده!
زنی آواز می خواند
زنی خاموش می ماند
زنی حتی شبانگاهان
میان کوچه می ماند
زنی در کار چون مرد است
به دستش تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد
فراموشش شده دیگر
جنینی در شکم دارد
زنی در بستر مرگ است
زنی نزدیکی مرگ است
سراغش را که می گیرد؟
نمی دانم، نمی دانم
شبی در بستری کوچک
زنی آهسته می میرد
زنی هم انتقامش را
ز مردی هرزه می گیرد
...زنی را می شناسم من
پیام بالا پیام مدیرکل راه و ترابری استان فارس است که

به همین علت هم وقت گذاشتم و یک هدیه
پس از یکسال نامه نگاری اداری و پیگیریهای مستمر کلیه همکاران محترم در بخش بخصوص رؤسای جدید و قدیم(دکتر فلاح و کمپانی) و همچنین آقای دکتر قنبریان که مسئول مستقیم درس پروژه دانشجویان دوره اول مرتع و آبخیزداری بخش بودند اکثراساتید بهمراه یکی از کارشناسان اداره کل منابع طبیعی روز سه شنبه جهت شناخت منطقه از هر نظر، سفر مقدماتی فشرده ای به منطقه مورد نظر که یکی از زیر حوضه های رودخانه کر محسوب می شود داشتیم.
سفر هر چند فشرده و شاید خسته کننده بود ولی جهت شناخت بیشتر مسائل فنی منطقه و امکانات پشتیبانی مورد نیاز به نظرم بسیار مفید بود.دانشجویان رشته مهندسی منابع طبیعی-مرتع و آبخیزداری در پایان دوره کارشناسی پروژه ای چهار واحدی دارند که در تمام کشور این پروژه به صورت یک کار چند ماهه و نهایتاً عملیات صحرائی مستمر چند روزه بر گزار می گردد. دانشگاه شیراز هم اولین دوره فارغ التحصیلان کارشناسی را دارد و طبق روال معمول کشور از یکسال پیش کارهای ستادی شروع و در تیر ماه مقرر شده است یک کمپ 10 روزه در منطقه مطالعاتی داشته و در یک کار شبانه روزی طرح آبخیزداری پارسل مورد نظر در صحرا ادامه یافته و مواد مورد نیاز جهت نوشتن طرح آبخیزداری که ادامه آن در دانشکده خواهد بود فراهم شود.
امیدواریم این کار که برای اولین بار البته در دانشگاه شیراز برگزار می گردد با همکاری همه مسئولین بیرون (جهاد کشاورزی) و مسئولین دانشکده و دانشگاه با کیفیت خوبی به پایان برسد.
پایان بخش مطلب تعدادی عکس از منطقه می باشد. در زیر هر عکسی نکته ای اگر بوده ذکر کرده ام دیدن آن برای هر شخص دوستدار طبیعت خالی از لطف نیست. جهت مشاهده آلبوم روی آن کلیک نمائید.
امروز اتفاق میمونی در استان فارس افتاد. این اتفاق فارغ التحصیلی اولین دوره دانشجویان منابع طبیعی دانشگاه شیراز در دو رشته مرتع و آبخیزداری و محیط زیست بود. البته همچون سالهای گذشته دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت مناطق بیابانی نیز بودند که البته بزرگترهای بخش بودند.
دانشکده کشاورزی برای برگزاری این مراسم که در باشگاه دانشگاه برگزار شد زخمت کشیده بود که جای دارد به آنها دست مریزاد بگوئیم ولی به عقیده من نکات زیر شایسته
دانشگاه شیراز امسال اما کار نیکی انجام داده بود و آن دعوت از خانواده اساتید هم برای جشن و ضیافت شام بود. این مهم هر چند از نظر مالی شاید هزینه زیادتری از دعوت انفرادی اساتید نداشت اما در عوض تاثیر بسیار مثبتی در اولین قضاوتها در مورد هیئت رئیسه جدید دانشگاه داشت. که من هم به نوبه خودم تشکرم را ابراز می کنم
. امیدوارم که هیئت رئیسه محترم جدید در این جورچین دانشگاه شیراز قطعه های گم شده ای به نام مسکن اساتید، افزایش حقوق، امکانات رفاهی، شانیت فراموش شده اساتید، بهداشتی و درمانی و ... اساتید را که به نظر می رسد سالهاست گم شده است یا ناجور چیده شده است را بیاید و نیکو بچیند، ان شا الله
.
البته یکسری شایعه هم حول و حوش این میهمانی نیز بود که ما آنها را در حد شایعه می دانیم و امیدوارم در مطالب بعدی با رد آنها بگویم که آنها فقط شایعه بیش نبودند.
نکته جالب میهمانی بارانی بودن آن و نیمه کار ماندن جشن و انتقال نماز و ناهار به باشگاه دانشگاه بود. و سالنی که به اسم دانشگاهیان است ولی ما بندرت از آن استفاده می کنیم نیز شاهد غذا خوردن صاحبان اصلی خود بود
. به هر حال به قول جناب آقای دکتر مرزوقی معاون آموزشی دانشگاه اینهم شد خاطره ای فراموش ناشدنی. البته دیدار و گپ و گفت با همکاران هم دانشگاهی نیز که نهایت لطف این جلسه بیاد ماندنی بود که چیزی نمی تواند جای آنرا بگیرید.![]()
![]()
در پایان بار دیگر از زحمات کلیه عزیزانی که در هر کسوتی جهت اینگونه مراسمها بی دریغ خدمت می کنند را ارج می نهیم
.
اصل خبر از این لینک دانشگاه شیراز نقل می گردد:
--
کارگاه قوانین و آئین نامه های آموزشی و پژوهشی جهت آشنائی اساتید دانشگاه شیراز برگزار گردید. این کارگاه که بیشتر اساتید تازه استخدام در آن شرکت داشتند یکی از کارگاههای مفید بود که البته بحث های جانبی آن با مسئولین شاید جذابیت بیشتری داشت. متاسفانه در سالهای اخیر وضعیت استخدامی اساتید بیش از حد به مساله ارتقا (دانشیاری) وابسته شده است و همین امر موجب ایجاد نگرانیهای بسیاری شده است. این نگرانی از سوی مسئولین و مدرسان این کارگاه نیز ابراز می شد. (اینجانب بحثی بر سر این موضوع که
در چه دولتی این موضوع تصمیم گیری و اجرائی شد ندارم و بیشتر این مطلب من
طرح مساله فارغ از مسائل حاشیه ای می باشد)
بنده اصولاً با این نوع روش استخدامی آنهم برای نخبگان جامعه و البته آنهم در جامعه ای که هنوز از فرار نخبگان گلایه داشته است موافق نیستم و سازکار خوبی نمی بینم. اگر میانگین رسمی آزمایشی شدن اساتید دانشگاه (با داشتن مدارک دکتری تخصصی و بالاتر) چند سال پیش تر سه یا چهار سال بود شاید بطور میانگین و صرفنظر از استثنائات و با توجه به میانگین سنوات لازم به دست آمده برای رسیدن به دانشیاری (که حتی بسیاری در سال سی ام خدمت به آن رسیده اند) را مثلاً ده یا پانزده سال در شرایطی خوشبینانه مثلاً بگیریم(آماری رسمی در این مورد پیدا نکردم اگر شما آماری مستند دارید از طریق بخش نظرات اطلاع رسانی کنید). یک سئوال بسیار مهم مطرح می شود و آن اینکه آیا شخصی با مدرک دکترای تخصصی باید یک سوم یا نیمی از کل سنوات مثلاً ده یا 15 سال را در شرایطی بدون امنیت شغلی یعنی در حالت پیمانی باشد؟
با نگاهی دیگر به روند استخدامی در سایر ادارات و سازمانها مثل بانکها و ... عمق فاجعه ای که در انتظار اساتید تازه استخدام است روشن تر می شود! جائی که در یک بانک کارمندی با مدرک کاردانی چهارماهه وضعیت به رسمی تبدیل می شود در دانشگاه یک استاد با مدرک دکترای تخصصی باید سالها در انتظار رسمی شدن بماند!
اگر دلیل اینچنین سخت گیریهای جدید برای اساتید دانشگاه بحث عدم ایجاد رکود علمی،بالا رفتن رتبه علمی ایران، و لزوم ارتقای اساتید در زمانهای محدود و ... مطرح است به نظر اینجانب باید راهکارهای سوای این مورد را در پیش گرفته و آزمون کنیم نه وابسته کردن استخدام به وضعیت ارتقائی که خود به هزاران فاکتور ریز و درشت از مسائل مالی تا حتی مسائل سیاسی و بین المللی آمیخته است! سنخیت وضعیت استخدام آنهم با ساز وکارهائی که در کشور ما حاکم است (در کشورهای دیگر باید بحثی همه جانبه شود) با اینگونه سیاستهای علمی تلفیقی ندارد!
سئوال دیگر اینکه آیا برای بالا بردن راندمان در سایر ادارات و نهادها نیز این سیاست تقریباً تنبیهی تدبیر شده است؟ یا اصولاً برای بالابردن راندمان در سایر رده های شغلی جامعه اینچنین برخورد شده یا سیاستهای تشویقی بر سایر سیاستها همواره چربیده است؟
فراموش نکنیم که دانشگاههای مادر مثل دانشگاه شیراز همواره در مرکز توجه جامعه بوده و سیر جذب نیروهای مرغوب همواره به دلیل ذهنیت های عالی به اینگونه دانشگاهها بوده است و باید در اتخاذ سیاستهای دیگر نیز این نکته مد نظر قرار داده شود تا در آینده خللی در این سیر عالی پیش نیاید.
مسلم است که بحث در این زمینه بسیار مفصل تر است و این نوشته که در چند دقیقه کوتاه و بدون چرک نویس و پاکنویس شدن نوشته شده است خود ابعاد وسعتری داشته یا حتی منتقدان ویژه خود را خواهد داشت و البته از دانشگاهی به دانشگاه دیگر هم متفاوت است.
اما به هر حال جای شکرش باقی بود که در این جلسه برخی مسئولین دانشگاه و حتی گفته می شد وزیر جدید هم از منتقدان قضیه هستند.
سوای این مورد و با ابراز تشکر از مسئولین دانشگاه برای تدارک اینچنین کارگاههای مفید ای کاش در فضائی دیگر یک جلسه پرسش و پاسخ تخصصی تر با شرکت فعالانه اساتید بخصوص جوان تشکیل می شد و براساس دغدغه های اساتید نظرات جمع بندی و بصورت مدون راهگشائی و یا به مسئولین بالاتر منتقل می شد.
====
پاراگراف زیر ممکن است ارتباطی به مطلب اصلی نداشته باشد.(پس چیست؟)
این جمله ارسالی یکی از خوانندگان با ذوق است با این اعتراض که وی عنوان نموده نوشته های زیبای این سایت خیلی خشک است! منهم اصل نوشته ایشان را می آورم که فضا عوض شود هر چند باید اذعان نمود که شاید به هیچ وجه به مطلب بالا نخورد و باید مطلب زیر تم نوحه داشته باشد نه ... شاید هم از سر ناچاری تم زیر برخی اوقات بدنباشد البته با مفهوم خاص خودش...
The best and most beautiful things in the world cannot be seen or even touched , they must be felt with the heart. ( Helen - keller)
چندی پیش که به سایت دانشگاه پوردو آمریکا برای طرح تمرین آنلاین دانشجویان "حفاظت آب و خاک" سر زده بودم دیدم واکسیناسیون کلیه اساتید، کارمندان و دانشجویان علیه آنفولانزای خاکی شروع شده است. لینک خبری آن اینجاست که ساعات مراجعه را مشخص نموده است.
یکی از تنظیمات پیش فرض سیستم این است که ظاهراً بر اساس IP وقتی شما در منزل سیستم را باز می کنید و برای آخرین بار آنرا در همان حالت می بندید دفعه بعدی وقتی در منزل لاگین می کنید بهمان صورت قبلی باز می شود. از آنجائیکه ظاهر پرکاربرد این سیستم قسمت مکاتبات و همان اطلاعیه های ارسالی است برخی اوقات ممکن است روی قسمتی مثل مشخصات اشخاص بماند و شما اذیت شوید و دسترسی به بخش مکاتبات برای شما مشکل شود. ( در همان زمان اگر در دانشکده لاگین شوید ممکن است این مشکل نباشد و یکراست بروید سراغ مکاتبات ولی در مزل اینطور نیست چون IP شما در دانشکده و منزل متفاوت است)
حال چه کار کنیم تا از هر جائی وارد سیستم اتوماسیون اداری شویم یکراست برود سراغ پنجره مکاتبات؟
از منوی بالائی وارد عمومی ---- سپس ---- تنظیمات شخصی و سپس ----- تنظیمات --- نرم افزار پیش فرض --- شده و آنرا به "مکاتبات" تغییر داده و سپس دکمه "ثبت " پائینی را بزنید.
حال اگر یکبار خارج و سپس وارد شوید همه چیز درست است!
شما هم اگر تجربه ای دارید در قسمت نظرات قرار دهید تا من و بقیه استفاده کنیم.
عکسها و برخی توضیحات کوتاه نیز در پی آمده است. جهت مشاهده عکسها و توضیحات بصورت بزرگتر روی اسلاید شوی زیر کلیک کنید و در صفحه جدید ببینید.
در صورتیکه لینکهای اسلاید شو برای شما به دلیل فیل.ت.رینگ غلط در دسترس نبود فایل کلیه عکسها در این آدرس قابل دانلود نمودن است هر جا به پسورد نیاز داشتید کلمه www.drafzali.com را تایپ نمائید.
(جهت دریافت فایل فشرده کلیه عکسها با حجم حدودی 4 و نیم مگابایت اینجا را کلیک نمائید)
چند روز پیش بود که مدارکم را برای عضویت در باشگاه دانشگاه شیراز (مجتمع فرهنگی هنری) به مسئول آن تقدیم کردم
. مدارک لازم عبارت بودند از گواهی امضا شده از بخش، یک قطعه عکس، 4500 تومان حق عضویت
، فیش حقوقی!
، کپی صفحه اول و دوم شناسنامه (همسر و فرزند) که برای اطلاع همکاران در اینجا ذکر نمودم. البته چند نکته را همکاران توجه نمایند اول اینکه فیش خقوقی در همه اداره ها و شرکت ها یک سند محرمانه فردی و اداری تلقی می شود اینکه حالا برخی از جاهای دانشگاه و از جمله باشگاه دانشگاه نسخه ای از آن را می خواهد بسیار جای تعجب دارد
. تنها تصور ممکن این است که نگاه کنند که مبادا باقیمانده مبلغ حقوق دریافتی یک استاد دانشگاه از 10 یا 20 هزار تومان مبلغ غذائی کمتر نشده باشد
!! وگر نه وام بانکی ده میلیونی نیست! در همین رابطه نامه ای به معاونت اداری مالی دانشگاه از اتوماسیون ارسال کردم که مراکز متعدد در دانشگاه در این رابطه قبلاً از آن اداره محترم مجوز دریافت کنند و امیدوارم به این پیشنهاد توجه کافی شود. البته نکته دیگر این نامه ارسالی من چگونگی استفاده از امکانات رستوران بود. مثلاً در خانواده 3 نفری ما 12 وعده غذائی می توانیم استفاده کنیم ولی در هر نوبت فقط سه وعده! این قانون صرفاً در جهت حمایت از پیمانکار است و به نوعی ظالمانه است
.
(در همین زمینه طی تماسی با آقای ط. اطلاع یافتم که با هماهنگی یک روز قبل از وعده غذائی می توان از کل سهمیه استفاده کرد و متعجبم چرا این مورد را مسئولین رستوران پنهان می نمودند البته باید دید عملی می شود یا خیر؟)
القصه! امروز جمعه ظهر برای استفاده یک وعده ناهار به رستوران باشگاه مراجعه کردیم. البته من انتظار موارد نادر و غیر قابل توجیه را داشتم و همین هم شد
! رستوران به دلیل اینکه پیمانکار محترم سالن را برای ولیمه سه حاجی کرایه داده بود پذیرائی حضوری اعضا نبود! یعنی غذا را باید ببریم! تازه این اول جریان نبود. غذا که خواستیم سفارش دهیم فقط یک نوع غذا باید سفارش دهیم چون تعداد غذاهای دیگر کم است چون در ولیمه سرو می شوند
! یادم افتاد که الان حتی در سلف های دانشجوئی هم دو نوع غذا سرو می شود و البته این برایم یادآوری شد که ما ...!!!
از ناراحتی و قابل توجیه نبودن موضوع با یکی از کارمندان که تلفنش را داشتم تماس گرفتم که گفت:" باید با روابط عمومی آقای ط... تماس بگیرم ولی روند همین است در قرار داد این است که یک تعدادی غذا در اختیار اعضای دانشگاهی بگذارند..." ![]()
در همان سالن است که یک تابلوی شیشه ای با عکس ریاست محترم درگذشته دانشگاه شیراز مرحوم دکتر مصطفوی
و عکس ایشان به چشمم خورد (فکر کنم تاریخ 1381 داشت اگر اشتباه کردم خودتان تاریخش را تصحیح کنید) که افتتاح این باشگاه (رستوران) را در جهت رفاه کارکنان و اساتید گرامی داشته بود.
بالاخره به دریافت غذای بدون منو قناعت کردم که تخفیف 30 درصدی را نسبت به فروش آزاد داشت. اما یک سئوال: آیا تخفیف سی درصدی صرف به اعضا کفایت می کند؟ بعنوان مثال اگر با یک رستوران دیگر قرار دادی بسته می شد آن رستوران وقتی بصورت جمعی یک ارگان با وی قرار داد ببندد آیا چند درصد می توانست تخفیف بدهد؟ ![]()
من پیشنهاد دارم که اداره رفاه دانشگاه با چند رستوران دیگر سطح شهر قرار داد ببندد بدون اینکه حتی یک ریال هم سوبسید بدهد چون برای رستورانها وقتی مشتری تضمین شده داشته باشند به صرفه است آنقدر یک رقابتی شاید برای رستوران باشگاه هم ایجاد شود. البته در چند قدمی آن در کنار کباب کباب رستورانی زده غذا با ده درصد تخفیف! و در اصفهان دیده بودم رستورانهائی غذا را به اعضای خود تخفیف می داد و در روزهای خاص وسط هفته و غذاهای خاص این تخفیف به حتی 40 یا 50 درصد هم می رسید!
البته گفته چندتن از همکاران هم قابل تامل است و آن اینکه رستوران دانشگاه جلب رضایت دانشگاهیان برایش مهم نیست چون به صرفه است مشتری دانشگاهی نداشته باشد و مراجعه آزادش بیشتر باشد.
اگر این مطلب عکسی از باشگاه ندارد ببخشید! خواستم از آلبوم عکس سایت دانشگاه تصویری از این ساختمان زیبا بیاورم که چیزی پیدا نکردم که پیشنهادم این است از این ساختمان که از ساختمانهای بسیار زیبای شهر است و از افتخارات دانشگاه تصاویری در آلبوم عکس سایت دانشگاه قرار دهند.
==========
پاورقی زیبای این مطلب:(؟)
یه روز عشق و دیوونگی و محبت و فضولی داشتند قایم موشک بازی می کردند ...
تا نوبت به دیوونگی رسید دیوونگی همه را پیدا کرد اما هر چی گشت اثری از عشق نبود...
فضولی متوجه شد که عشق پشت یک بوته گل قایم شده و دیوونگی را خبر کرد،دیوونگی یک خار بزرگ برداشت و در بوته گل سرخ فرو کرد...
صدای فریاد عشق بلند شد ... وقتی همه به سراغش رفتنددیدند چشمانش کور شده است...
نظر شما چیست؟
یکی از بخشهائی که مرتب به روز میشه پیوندهای روزانه سایت است ولی بخش دیگری که شاید از دید پنهان باشه ولی حرفه ایها همیشه خوندنشو دنبال می کنند بخش کامنتهاست که از قضا کامنتهای یک پاراگراف هم به ذوق خیلی از خواننده ها بخصوص دانشجویان پر برکت شده.
اینجا یکی از اون کامنتهای زیبا رو میارم که صداقت حرف بالائی رو اثبات کنه!
البته موضوع این نوشته که بیشتر جنبه ادبی ارتباط بین داستانهای قدیمی آن پر رنگ تر است پرداختن به وضعیت آشفته اجتماعی و اقتصادی در جهان می باشد.
--
شوخی با داستانهای دوران دبستان
گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.
----------------
زیباترین جمله این مطلب:
گفتم بهار
خنده زد و گفت
ای دریغ
گفتم پرنده؟
گفت اینجا پرنده نیست
اینجا گلی که باز کند لب بهخنده نیست
گفتم درون چشم تو دیگر؟
گفت دیگر نشان ز باده مستی دهنده نیست
اینجا به جز سکوت،سکوتی گزنده نیست ...
دوست عزیزم آقای محسن ظریفیان من را به دیدن سایت زیبایش (کارتن و... ) دعوت کرده بود. من که لذت بردم شما چی؟ (لینک سایت ایشان)
سعی کن آرامشت به مثال سگی گرسنه درمقابل دکان قصابی نباشد.که از ترس قصاب پای پیش رفتن ندارد و از گرسنگی پای پس رفتن.آنچنان که دو چشمش همچون دو دهن باز هستند.در این مطلب قصد دارم تا از برخی مدیران از جمله ریاست محترم دانشگاه(جناب آقای دکتر صادقی)، ریاست محترم دانشکده(جناب آقای دکتر افشاریفر) و تعدادی دیگر از افراد که در متن مطلب ذکر اسامی آنها خواهد شد قدردانی کنم
. همیشه
امروز در جلسه ای که به دعوت مدیریت دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز و در محل دفتر شورای دانشکده تشکیل شده بود با عده ای از همکاران حضور بهم رسانیدیم.
در ابتدای جلسه هدف از این جلسه
![]() |
| From 1paragraph |
خبرنگار روزنامه کیهان طی تماس و هماهنگیهای قبلی با اینجانب و چند تن از متخصصین مربوطه در گزارشی مفصل
در روزهای ۲۱ و ۲۲ تیرماه ۱۳۸۸ و در پی بحران گرد و غبار (لینک) در بخشهای وسیعی از ایران، با استفاده از نظرات صاحبنظران
به بررسی موضوع پرداخته است که نظرات اینجانب نیز که به دلیل ادای دین نسبت به این آب و خاک وظیفه خود دانستم در جهت آشناتر نمودن افراد غیر متخصص با این مفاهیم باید حرکتی انجام دهم، در روز ۲۲ تیر در صفحه ۵ گزارش و پاراگرافهای پایانی انعکاس یافته است. لینک مطلب در روزنامه اینجاست (لینک) و در سطور زیر متن کامل مقاله خود را می آورم.
متن کامل مقاله (تحت عنوان: هشداری فراتر از بحران ) که البته برخی از قسمتهای آن بنا به صلاحدید گزارشگر محترم روزنامه کیهان منتشر نشده است
:
بسمه تعالی
گرد و غبار که چند سال است زندگی روزانه مردم جنوب، غرب کشور و امروز سراسر کشور و از جمله تهران را مختل نموده است را می توان ترکیبی از مسائل مرتبط با فرسایش بادی و پدیده های اقلیمی دانست. فرسایش بادی موجب جدا شدن ذرات حساس خاک و انتقال آن به فاصله ای باشد که این فاصله انتقال بستگی به اندازه ذرات و البته قدرت باد دارد. هر چه خاک خشک تر، پوشش گیاهی کمتر و بطور کلی شاخص های فرسایش پذیری خاک حادترباشد بادهای با سرعت کمتر می توانند ذرات خاک بیشتری را جدا کنند و البته هر چه سطح بیشتری از اراضی، مستعد فرسایش بادی باشند حجم مواد قابل انتقال در شرایط یکسان اقلیمی بیشتر خواهد بود. باد که عامل اصلی انتقال یا ایجاد فرسایش بادی است در این میان نقش اساسی دارد. سرعت و جهت از عوامل اصلی مربوط به باد هستند. سرعت باد در قدرت باد در انتقال مواد اثر داشته و جهت باد بر اساس جهت بادهای غالب، تعیین کننده مناطق تاثیر پذیر از این پدیده مخرب می باشد. لذا تعیین سرعت و جهت بادهای غالب در یک منطقه بهمراه تعیین منشاء فرسایش خاک از اساسی ترین گامهای مؤثر در مبارزه با گرد و غبار ناشی از فرسایش بادی و بیابانزائی هستند.
به دلیل شرایط حاد خاک و وجود بادهای مناسب مناطق بیابانی کانونهای فرسایش بادی و طوفانهای شن هستند. متاسفانه کشور ما در منطقه ای قرار گرفته که از مستعد ترین مناطق دنیا جهت بروز فرسایش بادی می باشد. بیابانهای موجود درعربستان، عراق، ایران و سایر کشورهای منطقه از مثالهای بارز وقوع فرسایش بادی شدید در منطقه و حتی در جهان به شمار می روند. بنابراین از این حیث اکوسیستمی شکننده در منطقه و کشور ما حاکم است که کوچکترین بی توجهی مدیریتی می تواند به پیامدهای ناگوار و اغلب غیر قابل جبران بیانجامد.
متاسفانه انسانها که عوامل تشدید کننده تخریب به شمار می روند اکثراً با در نظر گرفتن فواید مقطعی و سودجوئی های شخصی، گروهی یا کشوری خاص در این میان بسیار تاثیر گذار و گاه مخرب تر از عوامل طبیعی می باشند. از بین بردن مراتع و جنگلها، عدم توجه به مسائل آبخیزداری، حفاظت خاک و آبخوانداری، بی توجهی به حفظ و احیاء پوشش گیاهی، سدسازی بدون توجه به شرایط پایداری اکوسیستم ها، کشاورزی ناپایدار، حوادث غیر مترقبه مثل وقوع جنگها و در نتیجه بی ثباتی مدیریت کشورها در همه حیطه ها بخصوص حوزه منابع طبیعی(مثل جنگهای منطقه در عراق و کویت) از عوامل ایجاد کننده یا تشدید کننده بحران می باشند. از همه اینها که بگذریم بطور کلی مهمترین اصل در کنترل و مبارزه با فرسایش بادی پرداختن به منشا فرسایش و بیابانزائی است، یعنی اینکه ببینیم عامل اصلی و محل اصلی برداشت گرد و غبار کجاست و پس از آن بتوان پروژه های کنترل و مبارزه را در کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت طراحی و اجرا نمود.
در حادثه اخیر پرسش هائی مطرح می شود از قبیل اینکه: عامل وقوع این گرد و غبار بی سابقه چیست؟ چند وقت پیش خوزستان الان تهران و بعد ... شاید در آینده تواتر زمانی کمتری برای وقوع آن متصور شد. منشا وقوع این پدیده چیست؟ چرا در یکی دوسال اخیر این پدیده با سرعت غیر قابل کنترلی فزونی داشته است؟ چرا در سالیان گذشته این پدیده را نداشته ایم؟ آیا فقط مسائل فرسایش بادی و از بین رفتن پوششهای گیاهی موجب جدا شدن بیش از حد ذرات خاک شده است؟ تا چه حد سایر مسائل اقلیمی نظیر جریانهای مختلف هوائی در این پدیده نقش داشته است؟ آیا این پدیده اقلیمی مثل سیلابها دارای دوره بازگشت خاص است که پس از دوره ای چند ساله متوقف شود و مشکل برطرف گردد یا برعکس این مشکل روز بروز حاد تر می شود؟ تا چه حد بروز این پدیده را می توان به بیرون از مرزها و چه اندازه در درون مرزهای کشور نسبت دهیم؟
در این رابطه دهها پرسش دیگر که بیان آنها در حوصله این مطلب نیست وجود دارد. در کنار این سئوالات، نکاتی وجود دارد که بخصوص در نشریات و سایتهای اینترنتی ویژه جنوب کشور در خصوص بی توجهی و تبعیض مسئولین مطرح شده است. از جمله اینکه چرا بمحض اینکه این پدیده به تهران رسیده است تعطیلی، اعزام هیئت بررسی کننده به عراق و... اتفاق افتاده که در جای خود پاسخگوئی مسئولین و آینده نگری آنان را طلب می کند.
در زمینه منشاء پیدایش گرد و غبار شدیدی که اینروزها عرصه را بر مردم ما تنگ نموده و بدون شک ضررهای بسیاری را در کوتاه مدت و دراز مدت بر همه ارکان اقتصادی و انسانی کشور بر جای خواهد گذاشت، باید مطالعه و تحقیق همه جانبه ای صورت پذیرد. هر چند بنا بر شواهد اولیه ای که از عکسهای ماهواره ای و وضعیت منطقه ای و اراضی بیابانی به دست آمده است منشاء جدا شدن ذرات را بیابانهای منطقه (عربستان، عراق و...) محسوب نموده اند، وضعیت نه چندان مطلوب و بعضاً بحرانی عرصه های طبیعی و محیط زیست در کشور خودمان، ایران را بعنوان تشدید کننده این عامل را میتوان به شمار آورد. در این بین نقش عوامل اقلیمی مثل خشکسالی را نباید نادیده گرفت و تحقیق پیرامون آن ضروری به نظر می رسد.
باید منصف بود و وقتی از نابودی تالابها و دیگر اکوسیستمهای طبیعی، احداث سدهای بدون حساب و کتاب که بعضاً نتیجه ای جز ایجاد دریاچه ای برای رسوب، خشک شدن رودخانه های پائین دست و آسیب به اکوسیستم طبیعی آن در کشورهای همسایه بعنوان عوامل ایجاد کننده بحران در سایتها و جراید داخلی منتشر می کنیم مسائل مشابه در داخل کشور را نادیده نگیریم یا لااقل از مشکلات بوجود آمده در آنسوی مرزها بعنوان درس عبرتی که فرا روی ما قرار داده شده است در تصمیم گیریهای داخلی استفاده کنیم.
شاید برخی از تصمیم گیرندگان از سر دلسوزی بخواهند با صرف هزینه های زیاد در بیرون از مرزها (عراق، عربستان و...) نسبت به چاره اندیشی و حل مشکل اقدام کنند ولی چندین نکته بسیار مهم در این میان وجود دارد. یکی اینکه ایران و کشورهای منطقه عضو کنوانسیونهای بین المللی هستند که بنا بر آن متعهد شده اند نسبت به اقدامهای مناسب جهت برطرف نمودن اینگونه مسائل اقدام کنند و ایران می تواند مدعی باشد . دوم اینکه بررسی کنیم که هر اقدامی چند درصد از مشکل را حل می کند؟ یعنی براساس مطالعات جامع محاسبه کنیم منشاء و دوام قضیه تا چه حد است و سپس با استفاده از تجربیات جهانی و دخالت نخبگان علمی نسحه حل این معضل پیچیده شود.خدای ناکرده بیت المال ایرانیان را در عراق و... خرج نکینم بعد ببینیم 2 درصد مساله حل شده است! که هم گناهی نابحشودنی و هم پدیده ای غیر قابل جبران است. هر چند به نظر می رسد با پرداختن به معضلات مرتبط با این مساله در داخل ایران می توان بهبود قابل ملاحظه ای مشاهده نمود.
به هر ترتیب اینگونه معضلات هر چند ممکن است در کوتاه مدت و در اثر تسریع عوامل مختلف انسانی بوجود آمده باشند اما متاسفانه رفع آنها به زمانهای طولانی و هزینه های بس سنگین نیاز دارد که در این مورد نیاز به مشارکت بالای منطقه ای نیز احساس می شود.
نکته پایانی که در این میان باید اشاره شود مساله کلان تری است و درارتباط با تک تک شهروندان ایرانی است و آن نکته این است که مساله حاد امروز نتیجه بی توجهی دیروزی ها به منابع طبیعی، محیط زیست وتوسعه پایدار آن بوده است و هر گونه بی توجهی ما شهروندان به جنگل، مرتع، خاک و آب این مملکت در هر رتبه از مسئولیت، ممکن است عواقبی بسیار بدتر از آن چیزی داشته باشد که الان شاهد آن هستیم.
18/4/88
دکتر سید فخرالدین افضلی
عضو هیئت علمی بخش مدیریت مناطق بیابانی دانشگاه شیراز
تاریخ برگزاری امتحانات پایان ترم بهاری 88 دانشگاه شیراز "شهریورماه" اعلام شد (به جز واحدهای داراب، مجازی و بین الملل قشم) و برنامه آن متعاقباً در سایت دانشگاه شیراز اعلام خواهد شد. این مطلب را معاونت آموزشی دانشگاه شیراز در آخرین اطلاعیه خود اعلام نمود.از امروز تا 28 مرداد بخشها و دانشکده های مختلف و اداری دانشگاه شیراز بصورت نیم روزی یعنی تا 12 ظهر جهت انجام امور اداری، آموزشی و تحقیقاتی باز است و بعبارتی تعطیلات تابستانی نخواهد داشت.
لازم به ذکر است که تعطیلی ناخواسته دانشگاه بنا به تصمیم هیئت رئیسه و در پی حوادث ناگوار کوی دانشگاه شیراز در حاشیه انتخابات دهم ریاست جمهوری اتفاق افتاد.
در اینجا برای دانشجویان گرامی خود در دانشگاه شیراز بخصوص خوابگاهی های عزیزی که ممکن است در حوادث کوی دانشگاه شیراز به هر نحو دچار ضرر شده باشند آرزوی موفقیت و سلامت می کنم. این عزیزان و کلیه دانشجویان مرتبط با اینجانب می توانند جهت انجام برخی امور خود ضمن مراجعه مدارم به اتوماسیون آموزشی از طریق دفتر بخش کسب اطلاع نمایند.
این همایش تک سالنه همراه با حرف و حدیثهائی هم بود تا آنجا که استاندار (بنا بر نوشته حاشیه در روزنامه خبر جنوب همین امروز) گفته بود" وقتی وارد جلسه کنفرانش شدم فکر کردم وارد یک جلسه سیاسی شده ام که دائم می گویند کشور لبه پرتگاه است" نوشتن حاشیه اینچنینی بر این خبر در روزنامه خبر جنوب سابقه ندارد! و ای کاش می نوشت انتقادها که ظاهراً از زبان دانشمندان و متخصصان امر طرح گردیده است چه بوده که اینقدر توجه استاندار را جلب نموده است؟... اما بالاخره استاندار از بودجه یک و نیم میلیاردی این پژوهشکده نیز خبر داده بود و دکتر سپاسخواه نیز بعنوان رئیس این پژوهشکده خبر برگزاری کنفرانس بین المللی را در آینده داده بود(لینک خبر کنفرانس احتمالی بین المللی در فارس).
در حاشیه اسکان اساتید مدعو سخنران: یکی از اساتید فرهیخته مدعو که حال خوبی نداشت گلایه از محل اسکان شبانه(ظاهراً در خیابان خاکشناسی و مهمانسرای کشاورزی) داشت وی می گفت از بس اتاق محل اقامت وی گرم بوده نتوانسته بخوابد و متاسفانه تلفن دوستانش را هم فراموش کرده همراه بیاورد چون حاضر بوده از بدحالی همان شب زنگ بزند و از آنجا برود. وی که از اساتید فرهیخته و قدیمی است و تحت اعمال جراحی نیز در قبل قرار گرفته است پس از پایان یافتن روز اول همایش شیراز را ترک کرد!
همین امروز مراسم استقبال از آیت الله خامنه ای در سنندج از تلویزیون پخش می شد که پایکوبی کردی را نشان می داد.
دو شب پیش یعنی شب همین واقعه نمایشگاه بین المللی کتاب و برنامه بسیار شاد رادیو را از تلویزیون گزارش می دادند و همان شب در اخبار سیما مراسم امداد بسیار شادی که در همان روز اجرا شده بود پخش شد.
بهتر است خود را تکه ای جدا شده از "ایران" ندانیم! و در همه حال به قانون در سرزمین اسلامی که همه چیزش نشات گرفته از کلام وحی است احترام بگذاریم حتی اگر به میل و سلیقه ما هم نباشد.
چرا دانشکده منابع طبیعی دانشگاه شیراز؟ چون ما خیلی ذوق کرده ایم که پس از سالها روزنامه های چند روز پیش خبر ساخته شدن فاز اول آنرا داده اند و الان وجود خارجی ندارد ولی گفتیم شاید از حلوا حلوا دهنی شیرین شود و خدای ناکرده ساختن این دانشکده حیاتی فراموش نشود مثل عام که می گویند:" می گوئیم شاید یک روزی شد."
امیدوارم ما هم در دانشکده منابع طبیعی روزی کتاب همچون لستر براونی را نقد کنیم یا ...
بالاخره دیروز طلسم ها شکسته شد و مطالعه طراحی و اجرای فاز یک دانشکده منابع طبیعی استان فارس در دانشگاه شیراز از قول رئیس این دانشگاه در روزنامه خبرجنوب اعلام شد. هر چند دانشکده منابع طبیعی استان فارس دیر به انجام خواهد رسید و نسبت به بسیاری از استانهای کوچک بسیار عقب هستیم ولی باز همین را باید به فال نیک گرفت و برای مسئولین دانشگاه شیراز در این زمینه آرزوی موفقیت نمود. امید آنکه مردم استان فارس و استانهای حنوبی ایران بتوانند با را ه اندازی این دانشکده از مواهب بسیار آن از جمله کاهش بلایای طبیعی مثل سیلابها، حفظ و بهبود پوشش های جنگلی و مرتعی، پر آب شدن چاهها و قناتها، جلوگیری از آلوده شدن شهرها و روستاها و رفع آلودگیهای آب و خاک و هوا ، متولی گری بخش شیلات و پرورش آبزیان، میگو وماهی و موارد بسیاری که در این سخن کوتاه نمی گنجد بخوبی بهره مند گردند. دعا کنید این پروژه خیلی زودتر به بهره برداری برسد.
نتیجه اخلاقی: چرا تا به حال کسی به فکر تاسیس و راه اندازی این دانشکده زیر بنائی نبوده است.
نتیجه خوش بینانه: ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است و جلوی ضرر رو هر وقت بگیری نفع است.
نتیجه کمکی: چه کسانی می توانند در این پروژه نقش پیش برنده و کمکی ایفا کنند؟ کامنت بگذارید و نظر بدهید و پیشنهاد دهید تا با شما تماس بگیرم.
این مطلب را لینک دهید بخصوص محیط زیستی ها و دوستداران طبیعت و یا استان فارسی ها و جنوبی ها.
شاید شما زمستان 85 و مصاحبه برنامه "نگاه اول" اگر عنوانش را اشتباه نکرده بودم با وزیر محترم علوم جناب آقای دکتر زاهدی را به خاطر داشته باشید! در آن جلسه هر چقدر مجری تاکید می کرد که جناب وزیر لطفاً پروژه عملی یا چیزی را که می خواهید در پایان وزارت
قائممقام وزیر علوم، تحقیقات و فناوری درباره افزایش حقوق اعضای هیات علمی دانشگاهها در سال جدید گفت: طرح افزایش حقوق اعضای هیات علمی دانشگاهها به هیأت دولت ارائه شده که امیدواریم این رقم بیش از سال گذشته به تصویب دولت برسد. سید محمد حسینی اظهار داشت: وزارت علوم پیشنهاد افزایش حقوق اعضای هیات علمی دانشگاهها را به دولت ارائه کرده که همچنان منتظر تصمیم هیات دولت در این زمینه هستیم.وی به مهر گفت: با توجه به اینکه امسال قانون خدمات کشوری اجرا میشود و کارکنان دولت از افزایش حقوق بهرهمند میشوند، افزایش حقوق اعضای هیات علمی دانشگاهها نیز انجام خواهد شد.قائم مقام وزیر علوم ادامه داد: سال گذشته مجموعا حقوق اعضای هیات علمی دانشگاهها 10 درصد افزایش یافت که 8 درصد آن توسط هیات دولت و 2درصد توسط هیات امنای دانشگاهها تصویب شد.حسینی تاکید کرد: حقوق کارکنان دانشگاهها نیز تا 30 درصد افزایش خواهد یافت، اما امیدواریم هیأت دولت افزایش حقوق اعضای هیات علمی دانشگاهها را بیش از 10 درصد افزایش دهد.قائم مقام وزیر علوم همچنین به فارس گفت: دانشگاه پیام نور از 30 آموزشگاه غیرمجاز به قوه قضائیه شکایت کرده است.محمد حسینی با بیان اینکه آموزشگاههای آزاد به صورت غیرقانونی فعالیت میکنند و بسیاری از داوطلبان آزمونهای فراگیر دانشگاه پیام نور را فریب میدهند، افزود: بسیاری از آموزشگاههای آزاد غیرقانونی خود را شعبهای از دانشگاه پیام نور معرفی میکردند که دانشگاه پیام نور از این آموزشگاهها به قوه قضائیه شکایت کرده است. قائم مقام وزیر علوم با تأکید بر اینکه با شکایت دانشگاه پیام نور از 30 آموزشگاه آزاد غیرقانونی، فعالیتهای تبلیغاتی این آموزشگاهها در روزهای اخیر کمتر شده است، گفت: سیر شکایت دانشگاه پیام نور از آموزشگاههای آزاد غیرقانونی همچنان ادامه دارد
منبع اصلی: روزنامه وطن امروز
دیروز در خیابانهای فرعی ملاصدرا مثل اردیبهشت و ... برای خرید به اتفاق خانواده رفته بودیم. بوی بهار نارنج و سایر گیاهانی که در خانه های اکثراً قدیمی آن محله شیراز است آدم را سرمست می کند و شاید در کمتر محله یا حتی شهرهای ایران اینگونه باشد. علیرغم همه دافعه ای که محیط های کاری اداری شیراز، از جمله دانشگاه شیراز و علی الخصوص محیط کاری من (از لحاظ ساختمان و امکانات) دارد ولی این یک قلم جاذبه ای دارد که فکر کنم علت ماندگاری برخی افراد در شیراز شاید همین باشد. البته خانه اجاره ای بنده آپارتمانی است و از این بوها نمی دهد! وگر نه ممکن بود شاعر بشوم!
چند روز پیش در پی حس کنجاوی و ابراز علاقه به خوابگاه قبلی ام در دوران کارشناسی ارشد به مجموعه خوابگاههای دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز در باجگاه سرکی کشیدم. قبلاً نیز بکارگیری اتوبوسهای مناسب در خطوط داخلی پردیس ارم و برخی موارد دیگر را هم دیده بودم.
از نصب کولر برای اتاقها، تعداد مناسب یخچال، اینترنت وایرلس، تاسیسات بدنسازی، میزو صندلی مناسب سلف سرویس و... به وجد آمدم و به همین منظور جای آن دیدم که به مسئولان محترم امور دانشجوئی دانشگاه جناب آقای دکتر کارپرورفرد ، دانشکده جناب آقای دکتر فلاح و سایر همراهان دست مریزاد گفته و عاقبت به خیری این عزیزان را از خداوند مسئلت کنم. بعنوان کسی که روزی در همین خوابگاههای قدیمی روزگار می گذرانیده ام هر چند عقیده ام این است که آخرش منطقه باجگاه است و بزرگترین مشکلش دوری از شهر، ولی وجود این امکانات لازم یک قوت قلب و امید به زندگانی می دهد. شاید کسی یا خواننده ای بگوید در همه دانشگاهها یا اکثر آنها این امکانات وجود دارد و چه جای تشکر است؟ ولی پاسخ من این است که در همه حوزه ها و معاونت های دانشگاههای ایران تحولات و رفاه بوجود آمده است و ابراز خوشحالی من از آن جهت است که این معاونت توانسته بر خلاف خمودی برخی اجزای دانشگاه شیراز و در همین دانشگاهی که در برخی شاخصها واقعاً مشکلات بزرگی وجود دارد اما در حوزه معاونت دانشجوئی کارهای بزرگی انجام دهد بطوریکه در ارزیابی سالیانه خدمات دانشجوئی دانشگاههای سراسر کشور حائز رتبه ممتاز گردد.
طبق فرمایشات جناب آقای دکتر مزیدی مدرس کارگاه آموزشی روش تدریس، کارگاه آموزشی که جهت اساتید دانشگاه شیراز برگزار شده بود، مجتمع مدارس دانشگاه شیراز که در سال 1368 پایه گذاری شده بود با مبلغی اندک و حدود پانصد هزار تومان ولی پیگیری ایشان و دوستان ایشان از اساتید دانشگاه شیراز تاسیس و سپس طی سالیان پس از آن توسط کمکهای مردمی و اولیا به اینجا رسیده است به نحوی که با همان مبلغ اندک ولی با تلاش و همت کاملاً مردمی و غیر دولتی به اینجا رسیده است. ایشان به کارگیری روشهای تدریس خاص و کاملاً علمی را در تربیت دانش آموزان این مجتمع توسط اساتید دانشگاه شیراز بیان نمود و اینکه در اثر همین تلاشها دانش آموزان این مجتمع در مجامع بین المللی افتخارات زیادی آفریدند. تلاش و همت این اساتید پیش کسوت شایسته تقدیر است و امید آنکه افراد دست اندر کار پس از آنها راه این بزرگواران را بیش از پیش ادامه دهند. با تعاریف این بزرگوار، بنده روز شماری می کنم تا فرزندم افتخار شاگردی در این دمجتمع را بیابد. ان شاالله.
دانشگاه صنعتی اصفهان به حق یکی از دانشگاههائی است که سیستم مدیریتی عادلانه ای در آن طراحی و اجرا شده است و به جرات یکی از مرفهترین دانشگاههای با کیفیت ایران است. اگر همه اقشار آن از سونا،منازل سازمانی عالی و.. بهره مند هستند ولی بطور یکسان می بینی هیچ جای دانشگاه اجازه نمی دهند برای پارکینگ اتومبیل ها سایه بانی درست کنند حتی در حوزه ریاست دانشگاه. اما در دانشگاه شیراز، امروز سایه بانهای شیک و جدیدی دیدم که در محوطه دانشکده حقوق و علوم تربیتی در دانشگاه شیراز جهت پارکینگ خودروها ساخته شده بود! جالب بود و در همان حال یادم افتاد بنده که یکی از اساتید دانشگاه شیراز با مدرک PhD هستم با گذشت چندین ماه از استخدام خود از داشتن یک اتاق محروم هستم. چیزی که خیلی از کارمندان در پردیس ارم با سیستم تهویه مطبوع دارند!!!
نکته مهم: هر چند این سایت و نوشته های آن - مگر در جاهائی که منبع آن مشخص شده است - همه نوشته های اینجانب بوده و در اکثر موارد توسط کامنتهای خوانندگان مورد تائید قرار گرفته است بنابراین مسئولیت آن متوجه کسی نیست اما نمی خواهم در این برهه کسی از بیرون مجموعه موج سواری کند.
تشکر و پوزش به خاطر حذف و خودسانسوری مطلب: از جناب آقای دکتر حسنلی عضو محترم پیش کسوت بخش،که جهت فرصت مطالعاتی در استرالیا اقامت دارند به دلیل بذل توجه و مطالعه دقیق اینگونه مطالب تشکر می کنم. هر چند ایشان بیان نموده اند که به دلیل نبود امکان تایپ فارسی نظرات را بصورت انگلیسی و با ایمیل برای این حقیر ارسال می نمایند و به همین دلیل جای کامنتهای ایشان در بخش ویژه نظرات سایت خالی است. در خصوص مطلب حذف شده هم از ایشان پوزش می خواهم که مجبور به حذف بخشی از مطلب شدم چرا که از کامنت ارسالی ایشان مشخص است که مطلب کامل را مطالعه نموده اند و مطلب کامل مورد تحسین ایشان قرار گرفته بود و حیف است که دیگر عزیزان به متن کامل دسترسی ندارند ولی این تصمیم دائمی نیست و ممکن است متن سانسور نشده آن را مجدداً منتشر نمایم. این تصمیم بستگی به وضعیتی دارد که در روزهای آتی شاهد آن خواهیم بود.
به هر تقدیر نظرات ارسالی هر چند توسط ایمیل به اینجانب دلگرمی خاصی می بخشد. در ضمن یاد آوری می نمایم که در بخش نظرات توانائی تایپ انگلیسی پیش بینی شده است.
روز نمایشگاه دستاوردهای انجمن های علمی دانشگاه شیراز که در تالار فجر برگزار شده بود سری به غرفه منابع طبیعی زدم. دانشجویان کارشناسی منابع طبیعی الان سال سوم تحصیل خود را تجربه می کنند. هر چند مقطع کارشناسی دو رشته مرتع و آبخیزداری و محیط زیست در دانشگاه شیراز بسیار جوان است بطوریکه حتی تا کنون فارغ التحصیل نداشته است و سال آینده اولین دوره فارغ التحصیلان خود را خواهند داشت ولی دانشجویان فعالی داشتنی دارد. (منابع طبیعی شیراز در قالب یک بخش یا یک گروه آموزشی دو رشته لیسانس و یک ارشد دارد). اساتید این عزیزان نیز (از خود نمی گویم از همکاران خود می گویم) نیز که نمود برخی فعالیتهای آنان در قالب جلسه بحث و پروژه درسی زینت بخش غرفه عزیزان بود نیز با عشقی زایدالوصف و با تمام قوا سعی دارند از حداقل امکانات حداکثر بهره را داشته باشند. به امید موفقیت روز افزون برای مهندسان آینده میهن اسلامی و فراهم آمدن امکاناتی در خور برای این عزیزان و مدرسانشان...
مدير كل دفتر مركزي هياتهاي امناي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از اصلاح آييننامه ميزان حقالتدريس اعضاي هيات علمي دانشگاهها خبر داد.
دكتر ايرانمنش در گفتوگو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اينكه اين اقدام در راستاي سياستهاي وزارت علوم و به منظور گسترش تحصيلات تكميلي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي و پژوهشي صورت گرفته است، گفت: در اين راستا به استناد بند «ن» ماده 7 قانون تشكيل هياتهاي امنا، با پرداخت حقالتدريس اعضاي هيات علمي تا سقف 9 واحد براي پاياننامههاي كارشناسي ارشد و دكترا در ترم تابستاني موافقت شد.
دكتر ايرانمنش در خاتمه تصريح كرد: همچنين ميزان حقالتدريس اعضاي هيات علمي در هر ترم تحصيلي تا سقف20 واحد تعيين شد، مشروط بر آنكه حداكثر12 واحد آن آموزشي و مابقي پايان نامه تحصيلات تكميلي باشد.
خواننده
این پاراگراف شاید از محل قرار گیری ساختمان دانشکده های دانشگاه شیراز بی اطلاع
باشد یا برعکس کاملاً مطلع باشد بنابراین اجازه بدهید در ابتدا در این مورد -
چهارشنبه و پنجشنبه هفته گذشته در کارگاه آموزشی بهداشت روانی که برای اساتید تازه استخدام دانشگاه شیراز برگزار شده بود و نحوه تعامل با دانشجویان را آموزش می داد، شرکت نمودم. برگزاری این کارگاه خوب و ساعاتی که در آن بودیم البته مفید بود. در برگزاری این کارگاه و نظایر آن و مفید بودن برای اساتید دانشگاه قبل یا حین به کار تدریس حرفی نیست ولی فکر می کنم اگر کمی بیشتر در رفع مشکلات این اساتید تازه استخدام هم اهتمام شود دقیقاً معادل یا حتی بیشتر از برگزاری این جلسات می تواند در بهداشت روانی کلاسهای درسی و محیط عمومی دانشگاه اثر گذار باشد! به نظر من اصل بر رایگان یا غیر رایگان بودن سایت نیست بلکه محتوی مهمتر است به مصداق ضرب المثلی که می گوید: مهم گوشت داخل قیمه است نه اینکه قیمه را با قاف یا غین بنویسند.
هر چند ممکن است دامنه جدیدی را به این یک پارا گراف بچسبانم! آنهم برای راحتی بیشتر مسیر.
به من بگوئید بیشتر چه چیزی اینجا کم است؟
کرایه دو برابر به دلیل ترمینال خارجی بودن
معرفی سایتی برای مدیریت جیب شما بصورت آنلاین
تسلی خاطر یا تسری اندوه! مراسم ختمهائی برای ...
حالت چشم در جریان امتحانات
آقا از بیخ دلار نداریم! : آقای ن. معاون ارزی بانک ملی مرکزی شیراز
همه جا: 15 راه برای نفوذ در قلب مشتری اینجا 15 راه برای نفوذ در قلب فروشنده!
ترانه بسیار دلنشینی از همایون شجریان - شعر و فایل صوتی دانلود رایگان - نسیم وصل
گرانی ورودی پارکینگ های اتومبیل شیراز با مقایسه ای بی مبنا!
میزان دو برابر بارندگی نسبت به سال گذشته تا این تاریخ در شیراز
تعطیلی و خواب همراه اول تا شعری طنز برای اهل دانشگاهیان!
خوب یا بد: درباره تصميم شوراي پول و اعتبار
از ازدحام میدان نمازی به دلیل درمانگاه امام رضا(ع) تا بمانيم تا کاری کنیم، نه اين كه کاری کنیم تا بم
گوی سبقت استان فارس در گرانی تا خلیج نایبند
نگاهی به ریزگردها در هزاره سوم
بازي آنلاين مزرعه گلستان راه اندازي شد
بازار و بازرگانی "هرتکی شرتکی" ایران و گرانی های چندباره!!!
سراب تاکسی!
پاراگرافهائی ساده اما ... بال زنبور
مقدمه جدید گلستان سعدی!
کیفیت فکر
اگه خودمون حمله نکنیم! درباره بی انصافی و گرونی بی دلیل ...
قانون کامیون حمل زباله
حفاظت از محیط زیست؛ امحاء اجساد با فناوری جدید
چگونه یک محل مناسب و پایدار برای خرید (زمین یا خانه) یا اجاره انتخاب کنیم؟
شبکه اجتماعی رسمی اساتید و دانشجویان
دسترسی به مقالات
کتابت را جا بگذار
اولین تبریک دخترم ژینا : روز پدر مبارک
بسلامتی بچه های قدیم كه با ذغال واسه ی خودشون سبیل می ذاشتن تا شبیه باباهاشون بشن
خانه سازمانی!! چه سازمانی؟