سه اصل را دنبال كن:
محترم داشتن خود،
محترم داشتن ديگران ،
جوابگو بودن در قبال تمام كنش هاي خود
"دالای لاما"
صفحه اول یک پاراگراف | صفحه اول سایت | درباره من | تماس با من |
اگر خواستید جائی را بیابید که تاکسیرانی قسمت سفرهای خارجی آن بی سر و سامان و مثل گاراژهای قدیمی است!![]()
اگر شهری را خواستید ببینید که هنوز از تاکسیمتر
خبری نیست!
حتماً به بخش ترمینال سفرهای خارجی فرودگاه شهید دستغیب شیراز سر بزنید!!!
از شما خواننده محترم به خاطر این شروع غم انگیز یا بهتر بگویم ترسناک
پوزش میخواهم. قضیه این است که رفته بودیم ختم همسر آقای کشاورز - راننده محترم سرویسمون - نکته ای که برای همکاران دانشگاهی حاضر در جلسه جالب و یا شاید انتقاد آور بود همین رسم و رسومی است که مداحان در انتخاب شعرها و آوازهایشان دارند یعنی به جای اینکه تسلی خاطر باشد به عکس تسری اندوه است.![]()
![]()
حاشیه مطالب:
یکی از خوانندگان گرامی
برایم ایمیل زده بود که چرا از شیراز اینقدر ایراد می گیرم.
شیراز مردمان با صفائی
دارد و اینها ... باید در پاسخ به این دوست عزیز عرض کنم که خاطر شیراز پیش اینجانب خیلی عزیز
است که دقت می کنم و وقت گذاشته و سعی می کنم با نوشته هایم نسبت به بهبود وضعیت کمک کنم. نوشته های من هر جا بوده همراه با پیشنهاد هم بوده است و اعتقادم این است که شهرهای بزرگی مثل شیراز که کلانشهرهای ایران و در قیاس منطقه ای صادر کننده فرهنگ می باشند لزوماً باید دائم در ویرایش و آموزش باشند
و ساکنان
آن در این خصوص فوق العاده حائز اهمیت هستند من درنوشتن هم دستاوردها و پیشنهاد های شخصی و اکثراً برگرفته از منایع علمی را با شما مطرح می کنم و هم بسیاری نظرات را می گیرم که گاهاً بهره ام از نظرات بیشتر است و همین مرا تشویق
به دوباره نوشتن
میکند. برخی از رفتارها نیز خاص جامعه ایرانی یا جهانی است و مختص شیراز نیست
.
حاشیه:
برخی اوقات حاشیه ها جالبتر از اصل موضوع می شود و این جریان هم خالی از حاشیه نبود.
اولین حاشیه قسم خوردن پیاپی آقای ن. و جوابهای غیر اداری ایشان بود و اینکه وقتی متوجه شدند اصفهان برخی جاهاش ۵۰۰ دلار میده گفت من نمی دم چون یکبار اینکارو کردم رفتن شکایت کردند گفتیم خودمان راضی هستیم ولی ایشان زیر بار نرفت. برخی هم ایستاده بودن می گفتند شاید تا ظهر بدهند!!!
حاشیه دوم بهره مند شدن از ثمرات طلائی طرح خطوط ویژه اتوبوسرانی شیراز بود. آخر خیابانهائی که برای تردد ماشینهای عادی شهر جا ندارند چه به خط کشی و جداسازی برای اتوبوسهای واحد؟!! همینه که الان تو خیابونهائی که این طرح اجرا شده مثل سه راه احمدی تا میدان شهدا و اونطرف تا سه راه ملاصدرا ترافیک وحشتناکیه! بد نیست این طرح ها آزمایش اجرا شه و البته بعدش نظر سنجی و ارزیابی شه بعد اگر خوب بود جاهای دیگر توسعه داده شود.
چرا با خنده شروع کردم؟ چون اینجائی که من زندگی می کنم (شیراز و شاید برخی جاهای دیگر) دومی صادق است ولی قاعدتاً باید قسمت اول عنوان درست باشد.
اینکه مغازه ها یا شرکتها به زور ساعت ۹ صبح باز می شوند، وقتی هم باز هستند درست پاسخگو نیستند یا انگار فقط یک نفر فقط از کارها سر در می آورد و بقیه سیاهی لشگر هستند یا با احترام منشی!
اینکه وقتی میروی مغازه ای خرید کنی می بینی انگار با شما قهر است . در صورتی که شما او را برای اولین بار هست که می بینید! اینکه وقتی منتظری از فروشنده یا منشی آژانس هواپیمائی و نظایر آن پاسخی برای سئوالت بشنوی و در کمال تعجب با بی اعتنائی وی مواجه می شوی بطوریکه حس می کنی انگار مزاحم وی شده ای! وقتی می بینی دو نفر فروشنده یا متصدی آژانس مسافرتی فقط فکر صحبتهای خوشان هستند و البته شما چار ه ای جز ماندن و انجام کارتان ندارید! وقتی می بینید متصدی آژانس هواپیمائی از دادن اطلاعات مقصد سفر عاجز است
وقتی می بینی کسی که تشک سفارشی شما را پس از یکماه می خواهد تحویل دهد و می گوید فلان روز به ما زنگ بزن و یادآوری کن که از کارگاه یا ... بیارمش! وقتی پس از یکهفته تعمیرکار تردمیل قدم رنجه می کند و برای اتصال قطعه سیمی ۲۵۰۰۰ تومان می خواهد! وقتی تعمیرکارها به جای اینکه بگویند بلد نیستند فلان قطعه را درست کنند می گویند آقا دیگه فایده نداره و باید قطعه نو بخری! وقتی ماشینتو میبری تعمیرگاه و نتیجش اینه که بعدش هزارجای دیگه ماشین عیب میکنه! وقتی ماشین نو میخری و چند تا ناقصی دارید بهتون میگن بهتون واسه اومدن پلاک! اومدن کارت بیمه! اومدن کارت طلائی زنگ میزنن ولی بعد میفهمی فلان چیز دو هفتس اومده ولی زنگ نزدن! و مهمتر اینکه میگن به همه شماره های محلتون زنگ زدن و مهمتر اینکه مشتریهای دیگه هم از اینها شاکی اند! وقتی صبح بلند میشی از خواب به مصداق اینکه سحر خیز باش تا کامروا باشی بعد میری خرید و می بینی سبزی و میوه فروش + گوشت فروش و غیره هنوز جنسهای روزشون رو نیاوردند!
همه و همه و هزاران نکته دیگر که شما بعنوان نظرات میتونید اضافه کنید نشانه از چند چیز دارد:
۱- شکم فروشنده سیر است. یا
۲- فروشنده بدنبال همه چیز است غیر از فروش ..
۳- حواس پرسنل تو قاقا لیلی است
۴- مشتری بی رگ است و به اینها اعتراض نمی کند...
۵- فروشنده خوب و رقیب مهمی وجود ندارد
یا اینکه احتمالاً مشترک مورد نظر که موارد بالا را گفته است در شهر "شیراز" ساکن می باشد و همه از وقایع این شهر هزار و یک شب می باشد!
در صورتیکه توجه شما را به این مطلب از سایت تخصصی جلب می نمایم:لینک منبع
15 راه ساده برای نفوذ در قلب مشتری
1-در سلام کردن پیشقدم باشید و جواب سلام را هم به گرمی بدهید.
آیا برای شما هم پیش آمده که به فروشگاه و یا شرکتی مراجعه کنید که در آن فرد مسئول، نه تنها به شما سلام نمی کند بلکه جواب سلام شما را هم نمی دهد ؟ تازه اگر به شما خیلی هم لطف بکند بدون اینکه به شما نگاهی بیندازد زیر لب چیزی شبیه سلام می گوید !در فرهنگ ما سلام معمولا اولین کلمه در شروع ارتباط است .در روایات دینی هم تاکید شده که جواب سلام واجب است. بنابراین تا حد ممکن شما اولین نفری باشید که سلام می کند و در پاسخ دادن به سلام هم با استفاده از لحن مناسب و حالت گشوده چهره و افزودن کلماتی مثل "خوش آمدید" و"در خدمت شما هستم" و... پذیرنده بودن خود را به مشتری القا کنید.
2-قصدتان کمک کردن باشد، حتی اگر سود مستقیمی در کار نباشد.
متاسفانه بسیاری از فروشندگان به محض اینکه می فهمند یک مشتری بالقوه خریدی از آنهانخواهد کرد، بدون حوصله به باقی سوالات وی پاسخ می گویند و حاضر نیستند هیچ کمکی به مشتری بکنند .بعضی پارا فراتر گذاشته و با نصب برگه هایی از این قبیل "فلان چیز را نداریم سوال نفرمایید "جلوی بهانه های ارتباطی با مشتری را می گیرند. این افراد اگر می دانستند با یک ارتباط سازی ساده ، چگونه می توانستند در دفعات بعدی به همان مشتری فروش داشته باشند هیچگاه اینگونه رفتارهای به دور از مشتری مداری از خود بروز نمی دادند .کاری کنید تا مشتری باز هم به شما رجوع کند.حتی اگر از شما آدرسی را پرسیدند با جان و دل راهنمایی کنید.
3-مشاور مشتری خود باشید.
اگر نگرش شما این باشد که با کشف نیازها و خواسته های مشتری، به عنوان یک مشاور، او را برای یک خرید صحیح و با ارزش راهنمایی کنید به شما تبریک می گویم، زیرا این گونه، مشتری خود را برای مدتی طولانی حفظ خواهید کرد. اگر مشتری احساس کندکه شما قبل از اینکه به سود خود توجه داشته باشید ،منافع او را در نظر می گیرید، به شما اعتماد می کند و اعتماد یکی از مهمترین ارکان فرایند فروش است.بنابراین لازم است قبل از اینکه به ارائه توضیحات محصول خود بپردازید، با پرسش های خوب، هر چه بیشتر در مورد مشتری و نیازهایش اطلاعات کسب کنید وآنگاه در راستای کمک به اوبرای خرید مناسب ، از هیچ تلاشی دریغ نکنید.
4-دیگر کافی است. دست از قضاوت بردارید.
شما به عنوان یک فروشنده ،آن هم در موارد فروش چکی و اقساطی، حق دارید در خصوص اعتبار سنجی مشتری خود تحقیق لازم را انجام دهید، اما در زمان مکالمه با مشتری، دست از قضاوت در مورد شخصیت و نگرش او بردارید، چون این امر نه تنها باعث می شود که از فضای گوش دادن فعالانه، که یکی از ملزومات یک فروشنده حرفه ای است خارج شوید بلکه سبب ایجاد اختلال در تبادل احساسی میان شما و مشتری خواهد شد .مشتری شما از طرز نگاه و زبان بدنتان به راحتی به احساس بدی که منتقل می کنید پی خواهد برد. یادمان باشد ما اساسا صلاحیت قضاوت کردن دیگران و بر چسب زدن به آنها را نداریم.بنابراین در زمان ارتباط با مشتری باید تمام حواسمان به او و صحبتهایش باشد.
5-یکپارچگی شخصیت و هویت داشته باشید .
هیچ کس از آدمی که دمدمی مزاج باشد خوشش نمی آید. اینکه یکبار حالتان خوب باشد و با مشتری خوش برخورد باشید و دفعه بعد که اعصابتان از جای دیگر خراب بود جواب سلام مشتری راهم ندهید شخصیت شما را در ذهن مشتری به عنوان یک انسان دمدمی مزاج شکل می دهد .آنگاه روی شما حساب خاصی باز نخواهد کرد و تکلیفش با شما معلوم نخواهد بود . بنابراین اگر مجبور نباشد به شما مراجعه نخواهد کرد و شما ممکن است فروش هایی را به همین خاطر از دست بدهید. بنابراین روی مدیریت احساستان کار کنید تا دیگران هم تکلیفشان را با شما بدانند
6-به ظاهر و بهداشت خود توجه کنید.
شما با لباستان اولین تاثیر را در ذهن مخاطب می گذارید. آیا لباسی که به تن دارید با تصویری که دوست دارید دیگران از شما در ذهنشان داشته باشند همخوانی دارد ؟آیا به بوی بدن و دهانتان توجه کرده اید ؟آیا به آرایش موی خود اهمیت می دهید؟ اولین چیزی که ارائه می کنید خودتان هستید. برای خریداران امروزی مهم است که از چه کسی خرید می کنند.
پوشیدن یک لباس تمیز و مرتب که با اندام شما سازگاری داشته باشد، تصویری مثبت از شما بر جای می گذارد. بنابراین برای ظاهر خود اهمیت بیشتری قائل شوید.
7-به پرسش مشتری ،تک کلمه ای پاسخ ندهید .
بارها پیش آمده وارد فروشگاهی شدم و از فروشنده سوال کردم (فلان محصول را دارید ؟) و فروشنده بدون توجه کافی به من در جواب فقط از کلمه "نه " استفاده نمود، در صورتی که اگر با احترام بیشتری برخورد می کرد و حداقل می گفت "نه متاسفانه "باعث مکث بیشتری در من می شد و ممکن بود با گفتن "اما فلان چیز را داریم .دوست دارید بیارم خدمتتون ؟"باعث می شد من خریدی انجام دهم.پس به سوالات مشتری با حوصله و احترام جواب دهید و در صورت امکان، پیشنهاد خرید بیشتری را هم به وی بدهید، زیرا قرار است سهم بیشتری از هر مشتری داشته باشیم.
8-در زمان مکالمه با چهره گشوده و متبسم با مشتری برخورد کنید .
لبخند مسری است .بنابراین با استفاده از این اصل، احساس بهتری در مشتری خود ایجاد کنید. زمانی که مشتری احساس خوبی داشته باشد فرایند فروش تسهیل می گردد. بنابراین به دفعات به چهره خود در آینه نگاه کنید. تبسم را تمرین کنید. قرار نیست با صدای بلند بخندیم ،کافی است چهره ای گشوده و متبسم داشته باشیم .بسیاری از فروشندگانی که با آنها برخورد داشته ام چهره ای عبوس داشته اند و به صورت ناخوداگاه به مشتری می گویند: "سریع خریدت را انجام بده و برو بیرون! " شما معمولا چگونه برخورد می کنید؟
9-با مشتری بحث نکنید .
متاسفانه گاهی اوقات فروشندگان برای اثبات حرف خود، با مشتری وارد بحث شده و گفته های مشتری را نقض می کنندبدترین کاری که می توانید بکنید این است که به یک مشتری بگویید "تو اشتباه می کنی ".هیچ کس از شنیدن این جمله احساس خوبی نخواهد داشت .در چنین حالتی مشتری هم حالت دفاعی به خود گرفته و آماده می شود تا با شما بجنگد و به شما اثبات کند "کسی که اشتباه می کند شما هستید "پس شدیدا مراقب جملاتی که به کار می برید باشید.
10-حرفهایتان راساده و قابل فهم بزنید .
در ارتباط با مشتری تا جایی که ممکن است تلاش کنید واضح و شفاف سخن بگویید .عدم پیچیدگی در بیان مطالب، به شما کمک می کند ارتباط بهتری برقرار سازید .استفاده از واژه ها به تناسب سطح کلام مشتری و به کار بردن مثال های روشن کننده، شما را در هدایت مشتری به سمت خرید یاری می نماید.از به کاربردن اصطلاحات فنی و پیچیده در زمانی که با مشتری غیر فنی روبرو هستید شدیدا خودداری کنید.
11- در پاسخ به درخواست مشتری سرعت عمل به خرج دهید .
هیچگاه مشتری را معطل نکنید .به مشتری توجه کنید. به سوالاتش به درستی پاسخ بگویید و کاری که باید انجام شود را در سریعترین زمان ممکن انجام دهید. امروزه مشتریان ما آدم های پر مشغله ای هستند که معمولا فرصت کافی ندارند. بنابراین سرعت عمل در پاسخگویی یکی از امتیازات شما محسوب خواهد شد.
12- در رفتار خود نشان دهید که مشتری شما فرد مهمی است .
این را به عنوان یک باور در ذهن خود داشته باشید که مشتری شما فرد مهمی است .باور کنید که مشتری رئیس شماست. فقط به امروز نگاه نکنید شاید در شرایطی باشیدکه مشتری مجبور باشد با هر اخلاق و رفتار شما بسازد و از شما خرید کند اما اگر تا کنون برای کسب و کار شما اتفاق نیفتاده به زودی منتظر باشید:" اگر احساس خوبی در مشتری خود ایجاد نکنید او دیگر شما را انتخاب نخواهد کرد". همه انسان ها دوست دارند به آنها توجه شود. بنابراین کاری کنید تا مشتری در کنار شما احساس بهتری داشته باشد. این باعث می شود بیشتر بخواهد در کنار شما باشد و لا جرم بیشتر از شما خرید خواهد کرد.
13-از نام مشتری استفاده کنید .
تاحد ممکن نام مشتریان خود را یاد بگیرید و در زمان مکالمه از آن استفاده کنید. در اکثر کسب و کارها شما این فرصت را دارید که از مشتری نامش را بپرسید. دوستی دارم که مسئول بخش ارتباط با مشتری در یکی از هتل ها در یک کشور غربی بود .او می گفت فردی که مسئول حمل چمدان مشتری موظف بود در طول مسیر،از میز پذیرش تا اتاق ،حداقل 3 بار با فاصله از نام مشتری استفاده کند. به عنوان مثال می گفت "به هتل ما خوش آمدید آقای وفایی "...."آقای وفایی شما می توانید از استخر هتل هم استفاده نمایید "........."آقای وفایی، امیدوارم این چند روز بهتون خوش بگذره "
فقطبه این نکته توجه داشته باشید که در فرهنگ ما ،در روابط کاری، باید از نام خانوادگی افراد استفاده کرد، جز اینکه با مشتری به فضای صمیمی تری وارد شده باشید. ضمنا بگذارید مشتریان هم نام شما را یاد بگیرند.
.
14-به چشمان مشتری نگاه کنید.
یکی از مهمترین ابزارها برای برقراری ارتباطات "چشم" است .پیام های بسیاری از طریق چشمان شما به دیگران منتقل می شود. وقتی مشتری با شما صحبت می کند حتما به چشمانش نگاه کنید .نگاه شما نباید خیره باشد بلکه با مهربانی و توجه و احترام آمیخته باشد. خیلی وقتها نگاه نکردن به مشتری به عنوان بی احترامی تلقی می شود . اما مراقب باشید در این کار افراط به خرج ندهید و مخصوصا در حالت فروشگاهی مشتری را با نگاه تعقیب نکنید ، مشتری ایرانی خوشش نمی آید کسی در زمان خرید مزاحمش باشد بنابراین در استفاده از فرمول هایی که در فرهنگ های دیگر رایج است احتیاط کنید. منظور ما استفاده از تماس چشمی در زمانی است که مشتری در حال صحبت با شماست و یا تازه وارد محل کار شما شده و یا قصد خروج دارد.
15-خداحافظی خوبی داشته باشید.
خداحافظی هم به اندازه سلام مهم است. چه مشتری شما خرید کرده باشد و چه نکرده باشد، برای شما بهتر است که به خوبی او را بدرقه نمایید. با لحن مناسب و چهره متبسم از مشتری خداحافظی کنید. شما با این کاراحتمال بازگشت مشتری را افزایش می دهید. هیچ کس احساس خوبی به فروشنده ای که فقط به فروش فکر می کند ندارد، بنابراین در پایان هم احساس خوبی در وی ایجاد کنید ، نه مثل برخی فروشندگان که اگر از آنها خریدی انجام نشود، جواب خداحافظی مشتری را هم نمی دهند.برای ما ایرانی ها توجه به اینگونه تعارفات حیاتی است پس برای رونق کسب و کارتان عوامل فرهنگی را فراموش نکنید.
نویسنده :سعید وفائی
سخنران،مدرس و مشاور
توانمندسازی فردی و سازمانی
چاپ شده در شماره تیر 90 مجله پنجره خلاقیت
۱- معلوم نیست با چه برآورد اقتصادی این مبلغ تعیین شده است؟ آیا مطالعه ای صورت گرفته است یا فقط ورودی در شهرهای دیگر ملاک بوده است؟
۲- آیا با این کارها تضمینی برای ایجاد اشتیاق سرمایه گذاری در این زمینه بوجود می آید؟
۳- اینجانب در اصفهان به وفور از پارکینگها استفاده می کردم. بعنوان مثال پارکینگ کوچه جلفا در حکیم نظامی( برای چک شما) . در شیراز هم بنا به عادت، از تنها پارکینگ طبقاتی در خیابان هدایت استفاده می کنم. اما این کجا و آن کجا! در اصفهان پارکینگ بسیار تمیز، روشن، شیک دارای آسانسور تمیز و ساماندهی و برخورد عالی ولی در شیراز شاید از بوی گند راهروها، زباله ها و ته سیگار، روشنائی مثل خرابه ها و ... یا حتی پارکینگ شاهچراغ که واقعاً محیط روحانی مجموعه را تحت الشعاع
قرار داده و مایه آبروریزی است
!
۴- همانگونه که در بند ۴ بالا ذکر شد نمیتوان تعرفه سایر مناطق کشور را دلیل انتخاب تعرفه قرار داد. هر چند واقعاً نمی دانم تعرفه ای که در شورای شهر از مناطق دیگر کشوری اعلام شده است واقعیت دارد یا خیر؟! باید مشخص نمود که مثلاً پارکینگی که این تعرفه را از مردم می گیرد باید چه خدماتی را به مردم ارائه نماید؟ یا مثلاً پارکینگهای غیر استاندارد روباز که دیگر وضعیت بدتری است!
۵- اینکه در اکثرخیابانهای اصلی شیراز تابلوهائی مثل پارک ممنوع و حمل با جرثقیل زده شده است ولی پارکینگی وجود ندارد چه باید کرد؟ آیا اگر پارکینگی بوجود آید برای مردمی که برای خرید به بازار می روند و البته از این مغازه ها عوارض مختلف اخذ می شود و شاید بخشی از آن برای تامین پارکینگ خصوصی توسط شهرداری است آیا انصاف است فقط چشم به انتظار بخش خصوصی برای احداث پارکینگ نشست یا در جای دیگر همه بار اداره پارکینگ را بر جیب مردم تحمیل نمود؟ پس شعارهای قشنگ در هنگام هدفمندی یارانه و اداره شهر و طرحهای ترافیکی چه می شود؟
۶- تکلیف قیمت پارکینگهای مجتمعهای تجاری که به نوعی مکلف به سرویس دهی در این زمینه هستند چیست؟ همان قیمت؟
و...؟؟؟؟
چون این روزها روزهای امتحان پایان ترم است و خوب است دانشجویان و ما فارغ از روزمرگیها یک دوش معنوی بگیریم ...
اینهم چند جمله یادگار...
خوشبختي ما در سه جمله است : تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا
ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم :حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا
لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره میشود، میتواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره میشود، شکست دهد.
«نارسیس»
*
------------------------------
برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی است.لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی. پرهایش را بزن ... خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق درهها پرت کند .
------------------------------
هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود، دری دیگر باز میشود ولی ما اغلب چنان به در بسته چشم میدوزیم که درهای باز را نمیبینیم.
«هلن کلر»
----------------------------------
برای پختهشدن کافیست که هنگام عصبانیت از کوره در نروید.
------------------------------
همیشه بهترین راه را برای پیمودن میبینیم اما فقط راهی را می پیماییم که به آن عادت کرده ایم.
«پائولو کوئلیو»
----------------------------------
اندیشیدن به پایان هر چیز، شیرینی حضورش را تلخ می کند. بگذار پایان تو را
غافلگیر کند، درست مانند آغاز.
-------------------------------
هیچکس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد؛ و هیچ کس آنقدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد.
--------------------------
بمانيم تا کاری کنیم، نه اين كه کاری کنیم تا بمانیم.
---------------------------------
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد بهزودی موفق میشود، ولی او میخواهد خوشبختتر از دیگران باشد و این مشکل است. زیرا او دیگران را خوشبختتر از آنچه هستند تصور می کند.
-------------------------------
---------------------------------
تاریخ یک ماشین خودکار و بیراننده نیست و بهتنهایی استقلال ندارد، بلکه تاریخ
همان خواهد شد که ما میخواهیم.
«ژان پل سارتر»
------------------------
بهترین اشخاص، کسانى هستند که اگر از آنها تعریف کردید خجل شوند، و اگر بد گفتید، سکوت کنند.
«جبران خلیلجبران»
---------------------------------
مشکلی که با پول حل شود، مشکل نیست، هزینه است!!!!
-----------------------------
در زندگی از تصور مصیبتهای بیشماری رنج بردم که هرگز اتفاق نیفتادند.
-------------------------
سادهترین کار جهان این است که خود باشی و دشوارترین کارجهان این است که کسی
باشی که دیگران میخواهند.
----------------------------------
آخری هم به مناسبت امتحانات
==
امتحان پایانی فلسفه بود. استاد فقط یک سوال برای دانشجویان مطرح کرده بود. سوال این بود:
"شما چگونه میتوانید من را متقاعد کنید که صندلی جلوی شما نامرئی است؟"
تقریبا یک ساعت زمان برد تا دانشجویان توانستند پاسخ های خود را در برگه امتحان بنویسند، به غیر از یک دانشجوی تنبل که تنها ۵ ثانیه طول کشید تا جواب را بنویسد !
چند روز بعد که استاد نمره های دانشجویان را به آنها داد، آن دانشجوی تنبل بالاترین نمره ی کلاس را گرفته بود !!
او در جواب نوشته بود:
"کدام صندلی؟"
پیام اخلاقی: مسائل ساده رو پیچیده نکنین!!
--
قبل از آنکه این صفحه را پرینت بگیرید به محیط زیست فکرکنید.
برای تولید هر تن کاغذ، باید 17 اصله درخت تنومند قطع شود.
پس کاغذ، همان درخت است...
متاسفانه طبق خبری که در خبرجنوب امروز چاپ شد استان فارس گوی سبقت را از تهران نیز ربود و در گرانی اول شد. (خبر) البته همه بدبختی آن برای ما حقوق بگیران است وگرنه بسیاری افراد غیر کارمند بقول خودشان گران می خرند و گران میفروشند!(مطلبی که چندی پیش در سایت در این مورد نوشتم)
خبر دیگر این صفحه این بود که پرتاب سیگار و آب دهان از ماشین جریمه دارد. من فقط یک نکته بگویم اینکه خیلیها محیط زیست را با بهداشت و ادب عمومی اشتباه می گیرند (مثل همین خبر که بیشتر جنبه بهداشتی و ادبی دارد) و خیلی ها اصولاً قرابت و آشنائی با محیط زیست ندارند. در این میان همه قشری دیده می شود از سیاسیون تا شرکتهای معظم نفتی و تو سعه هایی که ضمیمه و نگرش زیست محیطی در آن وجود ندارد و حتی دانشگاهیان. مثل توسعه بی ملاحظه میدانهای نفتی، پالایشگاههای قدیم و جدید کشور حتی اگر درنقاط دور افتاده ای مثل عسلویه (مجاور خلیج نایبند) باشند. مثلاً در عسلویه ذخیره گاه زیست بومهای جهانی مهمی آنهم وجود دارد. حتی استفاده بی ملاحظه از منابع آب کشور که در مطالب قبلی عنوان شد.
پیوست:
====
خلیج نایبند کجاست؟
خلیج نایبند در اراضی جنوب شرقی و شرق منطقه ویژه واقع شده و از مناطق منحصر به فرد زیست و تکثیر آبزیان و همچنین درختچه های حرا در جنوب ایران است. این منطقه به اضافه منطقه حفاظت شده نایبند از سوی ساز مان حفاظت محیط زیست ایران به عنوان اولین پارک ملی دریایی ایران شناخته شده است.
سواحل آرام ماسهای و صخرهای در سواحل شمالی خلیج نایبند حد فاصل دو خور غربی و شرقی، سواحل ماسهای و در سمت جنوب شرقی خلیج نایبند، بعد از روستای هاله سواحل بسیار زیبای صخرهای واقع گردیدهاست.
جنگلهای حرا بخشی از جنگلهای حرّای ایران در سواحل خلیج نایبند حد فاصل شهر عسلویه تا روستای هاله واقع گردیدهاست.
این جنگلها در امتداد دو خور بسیار بزرگ که هرکدام انشعابات فرعی زیادی دارد گسترش یافته است. مساحت تقریبی این جنگلها در حدود 350 هکتار میباشد
گونههای گیاهی به جز گونة درختچهای حرا ( Avicennia marina) ، گونههای کنار (Ziziphus spina-christi )، کهور ایرانی (Prosopis cineraria ) ، ناترک (Dodoneae viscosae ) ، گاروم زنگی (terminalia catalpa ) ، انجیر معابد (ficus religiosa ) و انارشیطان (tecommela undulata ) از گونههایی هستند که به خوبی با شرایط اقلیمی منطقه سازگار شدهاند.
گونههای جانوری گونههای جانوری خلیج نایبند به دو دسته آبزی و خشکیزی تقسیم میشوند:
الف- گونههای آبزی: انواع ماهی و میگو، خرچنگ و لاک پشت
ب- گونههای خشکیزی: انواع پرندگان شامل فلامینگو، حواسیل، مرغ ماهی خوار و اگرت
- منشا برداشت غبار بیشتر ترکیه و سوریه (بخصوص در فصول گرم) و البته عربستان(فصول سرد) و بعد از آنها عراق است. به هر حال حاصل ساخت صدها سد در ترکیه و پروژه های آبی سوریه بحرانی است که گریبانگیر عراق و ایران و غیره شده است.
- در فیلمی که نشان داده شد و محصول صدا و سیما هم بود مسئولین عراقی از ایران برای مقابله با این پدیده کمک مالی می خواستند.
- بروزبحرانهای متعددی در نواحی مختلفی همچون دریاچه ارومیه، تالابها و دریاچه های استان فارس و غیره بیشتر ناشی از یرداشت بی رویه از منابع آبهای زیر زمینی و توسعه صنعتی بدون توجه به ملاحظات زیست محیطی و منابع طبیعی بوده است.
- فعالیتهائی در داخل کشور در زمینه بکارگیری تولیدات نانو در تثبیت مالچ در حال انجام است که فعلاً در حال تست است.
- ممکن است برخی فناوریهای نوین ولی پنهان موجب برخی فجایع شوند همچون ارسال امواجی که در سالهای جنگ سرد از طرف شوری سابق (روسیه) به کالیفرنیا برای ایجاد خشکسالی فرستاده می شد. یادم به ارسال پارازیت افتاد و تبعاتی که هنوز ابعادش یا حتی ضررش مشخص نیست ...
از دست اندرکاران این جلسه که من هم سهم بسیار کوچکی در آن داشتم تشکر می کنم و برگزاری اینگونه جلسات را گرامی میدارم.
حاشیه های تاثیر گذار جلسه:
در حین برگزاری این جلسه موارد زیر در کیفیت اجرا تاثیر مهمی داشت:
1- سرد بودن سالن فجر و عدم گرمایش مناسب.
2- کیفیت نا مناسب دستگاه ویدئوپروژکتور که به دلیل استفاده متراکم از این سالن و ضعیف شدن لامپ دستگاه بود.
3- عدم رعایت زمانبندی سخنرانیها. که نهایتاً منجر به این شد که جلسه پرسش و پاسخ لغو شود. قرار بود متخصصان امر (از جمله اینجانب) در یک جلسه پرسش و پاسخ به سئوالات مختلف شرکت کنندگان در این همایش پاسخ دهند که شاید این قسمت از برنامه یکی از نقطه عطفهای این جلسه محسوب می شد و قرار بود ما که میزبانان این برنامه بودیم و حرفهای بسیار شنیدنی تری برای این همایش داشتیم در آن پنل اطلاعات خود را در اختیار قرار دهیم. البته مسئول سالن در ختم جلسه تعجیل داشت در صورتیکه تا 45 دقیقه بعد از ختم جلسه ما خبری از جلسه بعدی سالن نبود!
انعکاس خبر در خبرگزاریها:
- خبرگزاری فارس: همایش نگاهی به ریزگردها در هزاره سوم در شیراز برگزار شد.
محتوای خبر حکایت از این داشت که تهران با آنهمه تردد و جمعیت بسیار بالا فقط 20 درصد در آمار مرگ و میر از فارس بیشتر است. یعنی باز استان فارس به نسبت تردد و سرانه جمعیت رتبه اول را دارد. البته خبر از این حکایت دارد که ایران در بین کشورهای جهان نیز از این حیث متاسفانه رتبه اول را دارد.
تو را به خدا درست رانندگی کنیم. به خودتان رحم ندارید حق ندارید قاتل دیگران باشیم!
ناگاه و بواسطه یک چراغ قرمز به چند خیابان کوچک وصل می شود! یکی از توصیه های ارزشمند زیست محیطی استفاده از وسایل نقلیه عمومی مثل تاکسی
و اتوبوسهای واحد شهری است. شکی هم نداریم که فرهنگ غالب مردم که البته به دنبال طالب بودن
شاید کمتر جائی از کشور باشد که روزنامه محلی آن بازار سیاه داشته باشد یعنی پر طرفدار باشد ولی روزنامه خبر جنوب در شیراز از آن دسته است. مدتها بود نسخه آنلاین روزنامه خبر منتشر می شد ولی شاید نیمی از ارزش این روزنامه به صفحات آگهی آن است. امروز دیدم صفحات آگهی هم آنلاین شده است.برای دیدن نسخه آنلاین این روزنامه اینجا را کلیک کنید.
پیوندهای روزانه در ستون سایت قرار دارد. و لینک آرشیوی هم دارد که اینجاست.
طبیعی است مسئولیت صحت و سقم مطالب با خود سایتهای اصلی است البته برخی مطالب مشمول مرور زمان است مثلاً برخی دوست ها که الان دشمن هستند که دیگر این مورد از دست ما خارح است.
هوای امروز عصر شیراز گرد و غبار آلود بود
یکی از تکنیک های مهم بخصوص در سالیان اخیر روشنائی پارک ها می باشد.(لینک مطلب مرتبط) من در شهرهای مختلف ایران مثل اصفهان و اهواز و شهرهای متوسط
پیام بالا پیام مدیرکل راه و ترابری استان فارس است که

به همین علت هم وقت گذاشتم و یک هدیه
امروز اتفاق میمونی در استان فارس افتاد. این اتفاق فارغ التحصیلی اولین دوره دانشجویان منابع طبیعی دانشگاه شیراز در دو رشته مرتع و آبخیزداری و محیط زیست بود. البته همچون سالهای گذشته دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت مناطق بیابانی نیز بودند که البته بزرگترهای بخش بودند.
دانشکده کشاورزی برای برگزاری این مراسم که در باشگاه دانشگاه برگزار شد زخمت کشیده بود که جای دارد به آنها دست مریزاد بگوئیم ولی به عقیده من نکات زیر شایسته
بهرحال موضوع را ادامه نمی دهیم چون ممکن است صنف چکمه فروش آنهم با برندهای خاص ترورمان کنند اصلاً چه عیبی دارد خیلی هم خوبه و به من ربطی نداره! میشه مثل عینک دودی که میگیم آفتاب بدیم خدمتتون! فقط بگم اینها همه به محیط زیست و مباحث درسی ما خیلی ربط داره. پس به من ربط داره!
بی ربط اما زیبا- جمله زیبای این مطب:
آبی تر از آنم که بیرنگ بمیرم
از شیشه نبودم که باسنگ بمیرم
من آمده بودم که تا مرز رسیدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیرم
دیروز روزنامه "خبر جنوب" شیراز، از اجرای طرح محدودیت ترافیکی در محدوده ۸۳۰ هکتاری مرکزی شهر شیراز داده بود. طرح محدودیت در کنار طرح ممنوعیت است. یعنی اینکه
یکی از مطالبی که حس نوشتن را در آدم تحریک می کند تکرار یک موضوع است خاصه آنکه آن موضوع هم معضل باشد. امروز برای بار چندم به من ثابت شد که شیراز تاکسی خیلی کم دارد. وقتی من برای مسیر روتینی که به فلکه نمازی ختم می شود حدود ۱۵ دقیقه منتظر باشم و دست آخر به ماشین شخصی روی بیاورم دیگر جای پرسشی نیست و قضاوت قبلی بنده را تائید می کند. بد نیست با اضافه کردن تاکسی مشکل بیکاری هم حل شود. از موضوع رنگ تاکسیهای شیراز که با کشور هماهنگ نیست و مثلاً رنگ فسفری که در سایر نقاط ایران تداعی راننده زن است در اینجا بیمورد می شود می گذریم اما ایکاش تاکسیمتر بر روی تاکسی ها نصب می شد و البته بر کارکرد آنها نظارت می شد تا مشکل اجحاف مسافران و گرانفروشی هم در این زمینه حل می شد. اگر رد و بدل شدن پول در تاکسی ها هم مثل برخی اتوبوسهای واحد و یا شاید هماهنگ با آنها کارتی می شد اینهمه دعوا بین مسافر و راننده بر سر پول خرد اتفاق نمی افتاد. البته حکایت خصوصی شدن واحدهای اتوبوس شهری شیراز و بی کیفیت شدن آنها هم حکایت دیگری داردکه اگر وقت کنم در مورد آنهم خواهم نوشت چون همین مورد استفاده از تاکسیها را بیشتر می کندو به معضل کمبود آن دامن می زند.چند روز پیش پروژه زیر گذر چهار راه ریشمک پس از چند ماه از نصب پرده آن و پاره شده آن پرده شروع شد. طبق معمول هدایت ترافیکی به حدی نامناسب صورت گرفته که چندین تصادف در روز حتماً در این محل رخ می دهد.
به هر حال قصدم بیان تصادف نیست چرا که در شیراز شده نقل و نبات!
این مطالب را دنبال کنید و ببینید این پروژه کی به بهره برداری می رسد؟
یک نکته: همانگونه که شاید اطلاع دارید شیراز بعنوان شهری برای توریست بیمار می خواهد توسعه پیدا کند یعنی اینکه بیمارانی که اکثراً هم از شیوخ خلیج هستند بیایند و درمان شوند و برگردند و اما حال و روز درمان در این شهر در حال حاضر به هیچ وجه رضایت کننده نیست از اورژانس بیمارستان نمازی که شهره شهر و منطقه هست که درهمین روزنامه خبر جنوب دیروز که می گفت وضعیت تخت های بیماران سرطانی در زیر زمین بیمارستان نمازی وحشتناک است و... به قولی می گویند قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را. صادرات خدمات پزشکی و واردات بیمار را باور کنیم یا وضعیت فعلی درمان را در این شهر؟! ولی به هر تقدیر حالا که قرار شده بیمار وارد کنیم و به دلار درمان کنیم و اینها به وضعیت بی نظارت این سامان اضافه می شوند باید دید که آیا پزشکان بخصوص مجربها حاضر می شوند بیماران ریالی را درمان کنند؟ یا با پول خون بیماران این کار را می کنند؟ وضعیت مسکن این شهر که با پول باد آورده جنوبی ها نرخ زعفران شده است آیا برای خدمات درمانی مردم این سامان تکرار نخواهد شد؟
به قول یکی از همکاران آیا هندوانه فروشان زیاد تر نمی شوند؟
بالاخره دیروز طلسم ها شکسته شد و مطالعه طراحی و اجرای فاز یک دانشکده منابع طبیعی استان فارس در دانشگاه شیراز از قول رئیس این دانشگاه در روزنامه خبرجنوب اعلام شد. هر چند دانشکده منابع طبیعی استان فارس دیر به انجام خواهد رسید و نسبت به بسیاری از استانهای کوچک بسیار عقب هستیم ولی باز همین را باید به فال نیک گرفت و برای مسئولین دانشگاه شیراز در این زمینه آرزوی موفقیت نمود. امید آنکه مردم استان فارس و استانهای حنوبی ایران بتوانند با را ه اندازی این دانشکده از مواهب بسیار آن از جمله کاهش بلایای طبیعی مثل سیلابها، حفظ و بهبود پوشش های جنگلی و مرتعی، پر آب شدن چاهها و قناتها، جلوگیری از آلوده شدن شهرها و روستاها و رفع آلودگیهای آب و خاک و هوا ، متولی گری بخش شیلات و پرورش آبزیان، میگو وماهی و موارد بسیاری که در این سخن کوتاه نمی گنجد بخوبی بهره مند گردند. دعا کنید این پروژه خیلی زودتر به بهره برداری برسد.
نتیجه اخلاقی: چرا تا به حال کسی به فکر تاسیس و راه اندازی این دانشکده زیر بنائی نبوده است.
نتیجه خوش بینانه: ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است و جلوی ضرر رو هر وقت بگیری نفع است.
نتیجه کمکی: چه کسانی می توانند در این پروژه نقش پیش برنده و کمکی ایفا کنند؟ کامنت بگذارید و نظر بدهید و پیشنهاد دهید تا با شما تماس بگیرم.
این مطلب را لینک دهید بخصوص محیط زیستی ها و دوستداران طبیعت و یا استان فارسی ها و جنوبی ها.
دیروز در خیابانهای فرعی ملاصدرا مثل اردیبهشت و ... برای خرید به اتفاق خانواده رفته بودیم. بوی بهار نارنج و سایر گیاهانی که در خانه های اکثراً قدیمی آن محله شیراز است آدم را سرمست می کند و شاید در کمتر محله یا حتی شهرهای ایران اینگونه باشد. علیرغم همه دافعه ای که محیط های کاری اداری شیراز، از جمله دانشگاه شیراز و علی الخصوص محیط کاری من (از لحاظ ساختمان و امکانات) دارد ولی این یک قلم جاذبه ای دارد که فکر کنم علت ماندگاری برخی افراد در شیراز شاید همین باشد. البته خانه اجاره ای بنده آپارتمانی است و از این بوها نمی دهد! وگر نه ممکن بود شاعر بشوم!
در چند روز گذشته رفتار رانندگان تاکسی بدجور فکر من را به خود مشغول کرده است. یکی از رفتارهای خلاف که مکرر دیدم پارک تاکسی در لاین تردد جهت سوار و پیاده نمودن مسافر بود. در دو مورد از سه مورد بسیار جالب بود که این عمل در حالی صورت گرفت که دقیقاً لاین پارک خودرو خالی بود و جای کافی برای پارک کردن وجود داشت. جالبتر اینکه در اکثر موارد این رانندگان محترم! هیچ اعتراض یا بوغی را برنمیتابند و گویا این رفتار خلاف در این صنف محترم نهادینه و عادت شده است!
طی چند روز گذشته بارندگی خوبی را در شیراز شاهد بوده ایم. گزارش هواشناسی نیز که از رادیو پخش می شد بیانگر بارندگی نرمال در ماههای آینده تا عید بود. این بارندگی نرمال اگر هم در ماههای آینده تحقق پیدا کند که دعا می کنیم اینچنین باشد ولی شدت کمبود منابع آب خشکسالی سال گذشته و امسال به حدی است که مشکل کمبود آب بخصوص منابع زیر زمینی را رفع نخواهد نمود و به قول مسئولین سال آبی دشواری پیش روی ما خواهد بود. وظیفه ما مصرف کنندگان بجز مصرف بهینه آب و برق چیز دیگری نیست. اما در گناوه، آبادادن و... وجود غبار هوا مردم را اذیت می کند هر چند غبار به مقدار اندک را در عصر امروز شیراز شاهد بودیم که گویا منشا آن عراق و عربستان است. بارندگی شیراز هم مقداری خاک و گل را روی شیشه ها برجای گذاشته بود با اینکه مدت زمان بارش زیاد بود که این البته کمی غیر عادی است و نشاندهنده غبار آمده از مناطق جنوبی در هوای هنگام بارش است یعنی چیزی بیشتر از آلودگی طبیعی با غبارهای محلی است. وجود غبار در هوا پدیده زیست محیطی خطرناکی است که انواع بیماریها بخصوص بیماریهای تنفسی و مشکلات دیگر را دامن می زند. عملیات احداث فضای سبز در شهرها یا به عبارتی اقدامات محلی تا حدی در مهار شدت این امر می تواند مؤثر باشد ولی اقدامات برون منطقه ای هم باید همراه با آن و در جهت قطع منشا این غبار باید شدت گیرد.
لینک چند مطلب مرتبط در این زمینه:
خواننده
این پاراگراف شاید از محل قرار گیری ساختمان دانشکده های دانشگاه شیراز بی اطلاع
باشد یا برعکس کاملاً مطلع باشد بنابراین اجازه بدهید در ابتدا در این مورد -
امسال سعادتی بود که عاشورا را در کنار شاهچراغ باشیم. خیابانهای منتهی به شاهچراغ پر بود از مردم و هیئتهای مختلف که هر کدام به شکلی عشق و ارادت خود را به
چند ماهی است که در شیراز زندگی می کنم و باور کنید به تعداد روزهائی که در شیراز رانندگی کرده ام این مطلب برآمده از تجربه ماشین به کارواش بردن در اصفهان و شیرازه که برای خودم پیش اومد. از خواننده محترم خواهش می کنم
به نظر من اصل بر رایگان یا غیر رایگان بودن سایت نیست بلکه محتوی مهمتر است به مصداق ضرب المثلی که می گوید: مهم گوشت داخل قیمه است نه اینکه قیمه را با قاف یا غین بنویسند.
هر چند ممکن است دامنه جدیدی را به این یک پارا گراف بچسبانم! آنهم برای راحتی بیشتر مسیر.
به من بگوئید بیشتر چه چیزی اینجا کم است؟
کرایه دو برابر به دلیل ترمینال خارجی بودن
معرفی سایتی برای مدیریت جیب شما بصورت آنلاین
تسلی خاطر یا تسری اندوه! مراسم ختمهائی برای ...
حالت چشم در جریان امتحانات
آقا از بیخ دلار نداریم! : آقای ن. معاون ارزی بانک ملی مرکزی شیراز
همه جا: 15 راه برای نفوذ در قلب مشتری اینجا 15 راه برای نفوذ در قلب فروشنده!
ترانه بسیار دلنشینی از همایون شجریان - شعر و فایل صوتی دانلود رایگان - نسیم وصل
گرانی ورودی پارکینگ های اتومبیل شیراز با مقایسه ای بی مبنا!
میزان دو برابر بارندگی نسبت به سال گذشته تا این تاریخ در شیراز
تعطیلی و خواب همراه اول تا شعری طنز برای اهل دانشگاهیان!
خوب یا بد: درباره تصميم شوراي پول و اعتبار
از ازدحام میدان نمازی به دلیل درمانگاه امام رضا(ع) تا بمانيم تا کاری کنیم، نه اين كه کاری کنیم تا بم
گوی سبقت استان فارس در گرانی تا خلیج نایبند
نگاهی به ریزگردها در هزاره سوم
بازي آنلاين مزرعه گلستان راه اندازي شد
بازار و بازرگانی "هرتکی شرتکی" ایران و گرانی های چندباره!!!
سراب تاکسی!
پاراگرافهائی ساده اما ... بال زنبور
مقدمه جدید گلستان سعدی!
کیفیت فکر
اگه خودمون حمله نکنیم! درباره بی انصافی و گرونی بی دلیل ...
قانون کامیون حمل زباله
حفاظت از محیط زیست؛ امحاء اجساد با فناوری جدید
چگونه یک محل مناسب و پایدار برای خرید (زمین یا خانه) یا اجاره انتخاب کنیم؟
شبکه اجتماعی رسمی اساتید و دانشجویان
دسترسی به مقالات
کتابت را جا بگذار
اولین تبریک دخترم ژینا : روز پدر مبارک
بسلامتی بچه های قدیم كه با ذغال واسه ی خودشون سبیل می ذاشتن تا شبیه باباهاشون بشن
خانه سازمانی!! چه سازمانی؟