اینهمه درحالی است که ساختمان نوساز ۲۶۰۰ متری بخش خاکشناسی که در سال گذشته با مراسمی باشکوه! افتتاح شد هنوز خاک می خورد هر چند معلوم نیست بخش خاکشناسی با وجود آنکه نیمی از اساتیدش بازنشست شده اند با تیمی حداکثر ۵ نفره و تعداد دانشجو حدود یک چهارم بخش مدیریت مناطق بیابانی چگونه می خواهد ساختمان ۲۶۰۰ متری اش را پر کند؟
تلاشهای چند ماهه مسئولین در خصوص بخش مدیریت مناطق بیابانی و منابع طبیعی در جای خود مغتنم و ستودنی است اما به تاریخچه ۱۴ ساله مرتبط که بر می گردیم می بینیم در مقاطعی تصمیمهائی جدی تر بوده است ولی تا الان وضع به همین منوال است که می بینیم!!! مشکل کجاست؟
اینجانب بنا به دلایل متقن، مخالف توسعه و ایجاد دانشکده منابع طبیعی در مکان "باجگاه" بوده ام ( به دلیل معایب بزرگ مالی و حتی خطرات جانی و انسانی !!!) و این مطلب را نیز در مقالات خود بصورت خلاصه بیان نموده ام و همواره آمادگی خود را برای مناظره با هر نظر مخالف نیز در این خصوص اعلام کرده ام اما به نظرم می رسد در درجه اول اعلام استقلال اسمی و سازمانی "دانشکده منابع طبیعی دانشگاه شیراز" می تواند در جذب منابع بیشتر مالی و سرعت امور تاثیری بیش از پیش داشته باشد. هر چند مشخص نیست چه شاخصه هائی باید جمع شوند تا این امر محقق شود. اینهمه در حالی است که در بسیاری از استانهای نه چندان پیشرفته تر با شاخصه هائی بسیار کمتر و در مدتی بسیار کوتاه آن استان صاحب "دانشکده منابع طبیعی" شده است. در همین رابطه مسئولین استان نیز باید دستی از آستین بیرون آورده و نسبت به تسریع امر نقش کاتالیزور مثبت نشان داشته باشند.
به نظر اینجانب همانگونه که لزوم ایجاد و تقویت دانشکده پزشکی و پیراپزشکی در یک استان(فارس) بسیار حیاتی است و سلامت و درمان مردم استان با آن ارتباط تنگاتنگ دارد شاید با اهمیتی بیشتر لزوم ایجاد سریع و تقویت بیش از پیش "دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست" اهمیت داشته و خواهد داشت!
![]() |
| From 1paragraph |
خبرنگار روزنامه کیهان طی تماس و هماهنگیهای قبلی با اینجانب و چند تن از متخصصین مربوطه در گزارشی مفصل
در روزهای ۲۱ و ۲۲ تیرماه ۱۳۸۸ و در پی بحران گرد و غبار (لینک) در بخشهای وسیعی از ایران، با استفاده از نظرات صاحبنظران
به بررسی موضوع پرداخته است که نظرات اینجانب نیز که به دلیل ادای دین نسبت به این آب و خاک وظیفه خود دانستم در جهت آشناتر نمودن افراد غیر متخصص با این مفاهیم باید حرکتی انجام دهم، در روز ۲۲ تیر در صفحه ۵ گزارش و پاراگرافهای پایانی انعکاس یافته است. لینک مطلب در روزنامه اینجاست (لینک) و در سطور زیر متن کامل مقاله خود را می آورم.
متن کامل مقاله (تحت عنوان: هشداری فراتر از بحران ) که البته برخی از قسمتهای آن بنا به صلاحدید گزارشگر محترم روزنامه کیهان منتشر نشده است
:
بسمه تعالی
گرد و غبار که چند سال است زندگی روزانه مردم جنوب، غرب کشور و امروز سراسر کشور و از جمله تهران را مختل نموده است را می توان ترکیبی از مسائل مرتبط با فرسایش بادی و پدیده های اقلیمی دانست. فرسایش بادی موجب جدا شدن ذرات حساس خاک و انتقال آن به فاصله ای باشد که این فاصله انتقال بستگی به اندازه ذرات و البته قدرت باد دارد. هر چه خاک خشک تر، پوشش گیاهی کمتر و بطور کلی شاخص های فرسایش پذیری خاک حادترباشد بادهای با سرعت کمتر می توانند ذرات خاک بیشتری را جدا کنند و البته هر چه سطح بیشتری از اراضی، مستعد فرسایش بادی باشند حجم مواد قابل انتقال در شرایط یکسان اقلیمی بیشتر خواهد بود. باد که عامل اصلی انتقال یا ایجاد فرسایش بادی است در این میان نقش اساسی دارد. سرعت و جهت از عوامل اصلی مربوط به باد هستند. سرعت باد در قدرت باد در انتقال مواد اثر داشته و جهت باد بر اساس جهت بادهای غالب، تعیین کننده مناطق تاثیر پذیر از این پدیده مخرب می باشد. لذا تعیین سرعت و جهت بادهای غالب در یک منطقه بهمراه تعیین منشاء فرسایش خاک از اساسی ترین گامهای مؤثر در مبارزه با گرد و غبار ناشی از فرسایش بادی و بیابانزائی هستند.
به دلیل شرایط حاد خاک و وجود بادهای مناسب مناطق بیابانی کانونهای فرسایش بادی و طوفانهای شن هستند. متاسفانه کشور ما در منطقه ای قرار گرفته که از مستعد ترین مناطق دنیا جهت بروز فرسایش بادی می باشد. بیابانهای موجود درعربستان، عراق، ایران و سایر کشورهای منطقه از مثالهای بارز وقوع فرسایش بادی شدید در منطقه و حتی در جهان به شمار می روند. بنابراین از این حیث اکوسیستمی شکننده در منطقه و کشور ما حاکم است که کوچکترین بی توجهی مدیریتی می تواند به پیامدهای ناگوار و اغلب غیر قابل جبران بیانجامد.
متاسفانه انسانها که عوامل تشدید کننده تخریب به شمار می روند اکثراً با در نظر گرفتن فواید مقطعی و سودجوئی های شخصی، گروهی یا کشوری خاص در این میان بسیار تاثیر گذار و گاه مخرب تر از عوامل طبیعی می باشند. از بین بردن مراتع و جنگلها، عدم توجه به مسائل آبخیزداری، حفاظت خاک و آبخوانداری، بی توجهی به حفظ و احیاء پوشش گیاهی، سدسازی بدون توجه به شرایط پایداری اکوسیستم ها، کشاورزی ناپایدار، حوادث غیر مترقبه مثل وقوع جنگها و در نتیجه بی ثباتی مدیریت کشورها در همه حیطه ها بخصوص حوزه منابع طبیعی(مثل جنگهای منطقه در عراق و کویت) از عوامل ایجاد کننده یا تشدید کننده بحران می باشند. از همه اینها که بگذریم بطور کلی مهمترین اصل در کنترل و مبارزه با فرسایش بادی پرداختن به منشا فرسایش و بیابانزائی است، یعنی اینکه ببینیم عامل اصلی و محل اصلی برداشت گرد و غبار کجاست و پس از آن بتوان پروژه های کنترل و مبارزه را در کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت طراحی و اجرا نمود.
در حادثه اخیر پرسش هائی مطرح می شود از قبیل اینکه: عامل وقوع این گرد و غبار بی سابقه چیست؟ چند وقت پیش خوزستان الان تهران و بعد ... شاید در آینده تواتر زمانی کمتری برای وقوع آن متصور شد. منشا وقوع این پدیده چیست؟ چرا در یکی دوسال اخیر این پدیده با سرعت غیر قابل کنترلی فزونی داشته است؟ چرا در سالیان گذشته این پدیده را نداشته ایم؟ آیا فقط مسائل فرسایش بادی و از بین رفتن پوششهای گیاهی موجب جدا شدن بیش از حد ذرات خاک شده است؟ تا چه حد سایر مسائل اقلیمی نظیر جریانهای مختلف هوائی در این پدیده نقش داشته است؟ آیا این پدیده اقلیمی مثل سیلابها دارای دوره بازگشت خاص است که پس از دوره ای چند ساله متوقف شود و مشکل برطرف گردد یا برعکس این مشکل روز بروز حاد تر می شود؟ تا چه حد بروز این پدیده را می توان به بیرون از مرزها و چه اندازه در درون مرزهای کشور نسبت دهیم؟
در این رابطه دهها پرسش دیگر که بیان آنها در حوصله این مطلب نیست وجود دارد. در کنار این سئوالات، نکاتی وجود دارد که بخصوص در نشریات و سایتهای اینترنتی ویژه جنوب کشور در خصوص بی توجهی و تبعیض مسئولین مطرح شده است. از جمله اینکه چرا بمحض اینکه این پدیده به تهران رسیده است تعطیلی، اعزام هیئت بررسی کننده به عراق و... اتفاق افتاده که در جای خود پاسخگوئی مسئولین و آینده نگری آنان را طلب می کند.
در زمینه منشاء پیدایش گرد و غبار شدیدی که اینروزها عرصه را بر مردم ما تنگ نموده و بدون شک ضررهای بسیاری را در کوتاه مدت و دراز مدت بر همه ارکان اقتصادی و انسانی کشور بر جای خواهد گذاشت، باید مطالعه و تحقیق همه جانبه ای صورت پذیرد. هر چند بنا بر شواهد اولیه ای که از عکسهای ماهواره ای و وضعیت منطقه ای و اراضی بیابانی به دست آمده است منشاء جدا شدن ذرات را بیابانهای منطقه (عربستان، عراق و...) محسوب نموده اند، وضعیت نه چندان مطلوب و بعضاً بحرانی عرصه های طبیعی و محیط زیست در کشور خودمان، ایران را بعنوان تشدید کننده این عامل را میتوان به شمار آورد. در این بین نقش عوامل اقلیمی مثل خشکسالی را نباید نادیده گرفت و تحقیق پیرامون آن ضروری به نظر می رسد.
باید منصف بود و وقتی از نابودی تالابها و دیگر اکوسیستمهای طبیعی، احداث سدهای بدون حساب و کتاب که بعضاً نتیجه ای جز ایجاد دریاچه ای برای رسوب، خشک شدن رودخانه های پائین دست و آسیب به اکوسیستم طبیعی آن در کشورهای همسایه بعنوان عوامل ایجاد کننده بحران در سایتها و جراید داخلی منتشر می کنیم مسائل مشابه در داخل کشور را نادیده نگیریم یا لااقل از مشکلات بوجود آمده در آنسوی مرزها بعنوان درس عبرتی که فرا روی ما قرار داده شده است در تصمیم گیریهای داخلی استفاده کنیم.
شاید برخی از تصمیم گیرندگان از سر دلسوزی بخواهند با صرف هزینه های زیاد در بیرون از مرزها (عراق، عربستان و...) نسبت به چاره اندیشی و حل مشکل اقدام کنند ولی چندین نکته بسیار مهم در این میان وجود دارد. یکی اینکه ایران و کشورهای منطقه عضو کنوانسیونهای بین المللی هستند که بنا بر آن متعهد شده اند نسبت به اقدامهای مناسب جهت برطرف نمودن اینگونه مسائل اقدام کنند و ایران می تواند مدعی باشد . دوم اینکه بررسی کنیم که هر اقدامی چند درصد از مشکل را حل می کند؟ یعنی براساس مطالعات جامع محاسبه کنیم منشاء و دوام قضیه تا چه حد است و سپس با استفاده از تجربیات جهانی و دخالت نخبگان علمی نسحه حل این معضل پیچیده شود.خدای ناکرده بیت المال ایرانیان را در عراق و... خرج نکینم بعد ببینیم 2 درصد مساله حل شده است! که هم گناهی نابحشودنی و هم پدیده ای غیر قابل جبران است. هر چند به نظر می رسد با پرداختن به معضلات مرتبط با این مساله در داخل ایران می توان بهبود قابل ملاحظه ای مشاهده نمود.
به هر ترتیب اینگونه معضلات هر چند ممکن است در کوتاه مدت و در اثر تسریع عوامل مختلف انسانی بوجود آمده باشند اما متاسفانه رفع آنها به زمانهای طولانی و هزینه های بس سنگین نیاز دارد که در این مورد نیاز به مشارکت بالای منطقه ای نیز احساس می شود.
نکته پایانی که در این میان باید اشاره شود مساله کلان تری است و درارتباط با تک تک شهروندان ایرانی است و آن نکته این است که مساله حاد امروز نتیجه بی توجهی دیروزی ها به منابع طبیعی، محیط زیست وتوسعه پایدار آن بوده است و هر گونه بی توجهی ما شهروندان به جنگل، مرتع، خاک و آب این مملکت در هر رتبه از مسئولیت، ممکن است عواقبی بسیار بدتر از آن چیزی داشته باشد که الان شاهد آن هستیم.
18/4/88
دکتر سید فخرالدین افضلی
عضو هیئت علمی بخش مدیریت مناطق بیابانی دانشگاه شیراز
![]() |
|
From 1paragraph عکس بالا تصوير ماهوارهاي ناسا از گردوغبار در تاريخ 11 تيرماه را نشان می دهد (لینک مطلب وابسته) |
البته در مورد منشا غبار و خطرات کوتاه مدت و دراز مدت آن و اینکه آینده ما با این غبار چه می شود نیز کاری ندارم و همه را به فرصتی دیگر وا میگذارم چون مطالب علمی و بحثهای آن سر جای خودشان هستند و البته بسیار - چرا که این پدیده یکی از زشت ترین پدیده هائی است که به دست بشر اتفاق افتاده و در حیطه یکی از بحرانی ترین موارد فرسایش بادی قرار داده می شود.
|
From 1paragraph عکس بالا را همین امروز از غبار هوای شیراز گرفتم |
اما، اما و اما
کافی است خبرهای فقط یکی دو خبرگزاری وطنی و نیمه رسمی مثل مهر و همشهری آنلاین را مرور کنیم (در زیر لینک همه خبرهای مرتبط یک خبرگزاری آمده است- لینک جستجوی گوگلی یا به قول یکی از دوستان گوگولی):
نتیجه بی نتیجگی:
درود بر مسئولان استان فارس و شیراز که اینقدر در همه چیز پیشگام هستند! قول میدهیم به محض رفع غبار، اسپندی دود کنیم تا چشم نخورند!
یک حاشیه سیاسی با مزه:
اگر به نتایج جستجوی گوگلی باکلمات "شیراز + تعطیلی + غبار + هوا" نگاهی بیاندازیم(اینجا) طنزهای سیاسی مرتبطی را نیز می بینیم. به درست یا غلط آنها کاری ندارم که نمی خواهیم بحث سیاسی بشود. مثلاً در یک مورد نوشته شده است که "خس و خاشاک هوا استان تهران را به تعطیلی ..." و در جای دیگر نوشته شده است که "از خانه بیرون نیائید هوا پس است" و ...
واکسن آنفولانزای خوکی و وعده های خطرناک مسئولین
تعاونی مسکن اساتید و سایت کارتونی از یک دوست
واکسن آنفولانزای خوکی تا یک ماه دیگر برای ایرانیان
تشکر از دکتر صادقی و دکتر افشاریفر رئیس دانشگاه شیراز و دانشکده کشاورزی در ارتباط با منابع طبیعی
رقابت ستودنی پزشکان یزدی! و عکسها و فیلمهای جدید از تصادف جاده شیراز - مرو دشت!
کشته شدگان حادثه امروز و زنگ خطر فردا!
عبارات زیبای پیامکی از امروز در زیر هر نوشته
لطفاً با این خال وقت ما را نگیرید!
یک پاراگراف واقعی!
دغدغه ها و درد دلهای من در میان جمعی صمیمی در دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز
از پزشکان و رویه های عجیب و غریب آنها در شیراز تا آلودگی دریاها در ایران
به بهانه اول مهر: ساختمان اساتید بخش مدیریت مناطق بیابانی(منابع طبیعی) و اول مهری که محقق نشد
فرق مدیر در غرب و مدیر در ایران
دعای آنلاین شما چیست؟
شیراز و روزهائی دیگر در غبار
اجرای طرح ترافیک در شیراز پلیس می خواهد!
انتشار گفتگو با روزنامه کیهان پیرامون بحران گرد و غبار: هشداری فراتر از بحران
مقالات اختصاصی من
چرا مراکز آموزشی و دولتی شیراز سه شنبه به دلیل غبار هوا (!) تعطیل شد؟!!
تبریک روز پدر به روایت های متفاوت
کمبود تاکسی در شیراز
تاریخ برگزاری امتحانات معوقه دانشگاه شیراز
عکسهائی از مراحل مختلف تصفیه فاضلاب
استفاده از گياهان براي تصفيه فاضلاب
همایش ملی خشکسالی و حاشیه های آن در دانشگاه شیراز
گاه شمار زیر گذر چهار راه ریشمک شیراز
بر هم خوردن مراسم روز معلم
لستر براون و دانشکده منابع طبیعی دانشگاه شیراز
یک فامیل پزشک بد اخلاق و پول دوست! و یک پیش بینی وحشتناک از توریست درمان شیراز!
فارسی ها هم متولی منابع طبیعی پیدا می کنند