سه اصل را دنبال كن:
محترم داشتن خود،
محترم داشتن ديگران ،
جوابگو بودن در قبال تمام كنش هاي خود
"دالای لاما"
صفحه اول یک پاراگراف | صفحه اول سایت | درباره من | تماس با من |
اگر خواستید جائی را بیابید که تاکسیرانی قسمت سفرهای خارجی آن بی سر و سامان و مثل گاراژهای قدیمی است!![]()
اگر شهری را خواستید ببینید که هنوز از تاکسیمتر
خبری نیست!
حتماً به بخش ترمینال سفرهای خارجی فرودگاه شهید دستغیب شیراز سر بزنید!!!
از شما خواننده محترم به خاطر این شروع غم انگیز یا بهتر بگویم ترسناک
پوزش میخواهم. قضیه این است که رفته بودیم ختم همسر آقای کشاورز - راننده محترم سرویسمون - نکته ای که برای همکاران دانشگاهی حاضر در جلسه جالب و یا شاید انتقاد آور بود همین رسم و رسومی است که مداحان در انتخاب شعرها و آوازهایشان دارند یعنی به جای اینکه تسلی خاطر باشد به عکس تسری اندوه است.![]()
![]()
حاشیه مطالب:
یکی از خوانندگان گرامی
برایم ایمیل زده بود که چرا از شیراز اینقدر ایراد می گیرم.
شیراز مردمان با صفائی
دارد و اینها ... باید در پاسخ به این دوست عزیز عرض کنم که خاطر شیراز پیش اینجانب خیلی عزیز
است که دقت می کنم و وقت گذاشته و سعی می کنم با نوشته هایم نسبت به بهبود وضعیت کمک کنم. نوشته های من هر جا بوده همراه با پیشنهاد هم بوده است و اعتقادم این است که شهرهای بزرگی مثل شیراز که کلانشهرهای ایران و در قیاس منطقه ای صادر کننده فرهنگ می باشند لزوماً باید دائم در ویرایش و آموزش باشند
و ساکنان
آن در این خصوص فوق العاده حائز اهمیت هستند من درنوشتن هم دستاوردها و پیشنهاد های شخصی و اکثراً برگرفته از منایع علمی را با شما مطرح می کنم و هم بسیاری نظرات را می گیرم که گاهاً بهره ام از نظرات بیشتر است و همین مرا تشویق
به دوباره نوشتن
میکند. برخی از رفتارها نیز خاص جامعه ایرانی یا جهانی است و مختص شیراز نیست
.
حاشیه:
برخی اوقات حاشیه ها جالبتر از اصل موضوع می شود و این جریان هم خالی از حاشیه نبود.
اولین حاشیه قسم خوردن پیاپی آقای ن. و جوابهای غیر اداری ایشان بود و اینکه وقتی متوجه شدند اصفهان برخی جاهاش ۵۰۰ دلار میده گفت من نمی دم چون یکبار اینکارو کردم رفتن شکایت کردند گفتیم خودمان راضی هستیم ولی ایشان زیر بار نرفت. برخی هم ایستاده بودن می گفتند شاید تا ظهر بدهند!!!
حاشیه دوم بهره مند شدن از ثمرات طلائی طرح خطوط ویژه اتوبوسرانی شیراز بود. آخر خیابانهائی که برای تردد ماشینهای عادی شهر جا ندارند چه به خط کشی و جداسازی برای اتوبوسهای واحد؟!! همینه که الان تو خیابونهائی که این طرح اجرا شده مثل سه راه احمدی تا میدان شهدا و اونطرف تا سه راه ملاصدرا ترافیک وحشتناکیه! بد نیست این طرح ها آزمایش اجرا شه و البته بعدش نظر سنجی و ارزیابی شه بعد اگر خوب بود جاهای دیگر توسعه داده شود.
چرا با خنده شروع کردم؟ چون اینجائی که من زندگی می کنم (شیراز و شاید برخی جاهای دیگر) دومی صادق است ولی قاعدتاً باید قسمت اول عنوان درست باشد.
اینکه مغازه ها یا شرکتها به زور ساعت ۹ صبح باز می شوند، وقتی هم باز هستند درست پاسخگو نیستند یا انگار فقط یک نفر فقط از کارها سر در می آورد و بقیه سیاهی لشگر هستند یا با احترام منشی!
اینکه وقتی میروی مغازه ای خرید کنی می بینی انگار با شما قهر است . در صورتی که شما او را برای اولین بار هست که می بینید! اینکه وقتی منتظری از فروشنده یا منشی آژانس هواپیمائی و نظایر آن پاسخی برای سئوالت بشنوی و در کمال تعجب با بی اعتنائی وی مواجه می شوی بطوریکه حس می کنی انگار مزاحم وی شده ای! وقتی می بینی دو نفر فروشنده یا متصدی آژانس مسافرتی فقط فکر صحبتهای خوشان هستند و البته شما چار ه ای جز ماندن و انجام کارتان ندارید! وقتی می بینید متصدی آژانس هواپیمائی از دادن اطلاعات مقصد سفر عاجز است
وقتی می بینی کسی که تشک سفارشی شما را پس از یکماه می خواهد تحویل دهد و می گوید فلان روز به ما زنگ بزن و یادآوری کن که از کارگاه یا ... بیارمش! وقتی پس از یکهفته تعمیرکار تردمیل قدم رنجه می کند و برای اتصال قطعه سیمی ۲۵۰۰۰ تومان می خواهد! وقتی تعمیرکارها به جای اینکه بگویند بلد نیستند فلان قطعه را درست کنند می گویند آقا دیگه فایده نداره و باید قطعه نو بخری! وقتی ماشینتو میبری تعمیرگاه و نتیجش اینه که بعدش هزارجای دیگه ماشین عیب میکنه! وقتی ماشین نو میخری و چند تا ناقصی دارید بهتون میگن بهتون واسه اومدن پلاک! اومدن کارت بیمه! اومدن کارت طلائی زنگ میزنن ولی بعد میفهمی فلان چیز دو هفتس اومده ولی زنگ نزدن! و مهمتر اینکه میگن به همه شماره های محلتون زنگ زدن و مهمتر اینکه مشتریهای دیگه هم از اینها شاکی اند! وقتی صبح بلند میشی از خواب به مصداق اینکه سحر خیز باش تا کامروا باشی بعد میری خرید و می بینی سبزی و میوه فروش + گوشت فروش و غیره هنوز جنسهای روزشون رو نیاوردند!
همه و همه و هزاران نکته دیگر که شما بعنوان نظرات میتونید اضافه کنید نشانه از چند چیز دارد:
۱- شکم فروشنده سیر است. یا
۲- فروشنده بدنبال همه چیز است غیر از فروش ..
۳- حواس پرسنل تو قاقا لیلی است
۴- مشتری بی رگ است و به اینها اعتراض نمی کند...
۵- فروشنده خوب و رقیب مهمی وجود ندارد
یا اینکه احتمالاً مشترک مورد نظر که موارد بالا را گفته است در شهر "شیراز" ساکن می باشد و همه از وقایع این شهر هزار و یک شب می باشد!
در صورتیکه توجه شما را به این مطلب از سایت تخصصی جلب می نمایم:لینک منبع
15 راه ساده برای نفوذ در قلب مشتری
1-در سلام کردن پیشقدم باشید و جواب سلام را هم به گرمی بدهید.
آیا برای شما هم پیش آمده که به فروشگاه و یا شرکتی مراجعه کنید که در آن فرد مسئول، نه تنها به شما سلام نمی کند بلکه جواب سلام شما را هم نمی دهد ؟ تازه اگر به شما خیلی هم لطف بکند بدون اینکه به شما نگاهی بیندازد زیر لب چیزی شبیه سلام می گوید !در فرهنگ ما سلام معمولا اولین کلمه در شروع ارتباط است .در روایات دینی هم تاکید شده که جواب سلام واجب است. بنابراین تا حد ممکن شما اولین نفری باشید که سلام می کند و در پاسخ دادن به سلام هم با استفاده از لحن مناسب و حالت گشوده چهره و افزودن کلماتی مثل "خوش آمدید" و"در خدمت شما هستم" و... پذیرنده بودن خود را به مشتری القا کنید.
2-قصدتان کمک کردن باشد، حتی اگر سود مستقیمی در کار نباشد.
متاسفانه بسیاری از فروشندگان به محض اینکه می فهمند یک مشتری بالقوه خریدی از آنهانخواهد کرد، بدون حوصله به باقی سوالات وی پاسخ می گویند و حاضر نیستند هیچ کمکی به مشتری بکنند .بعضی پارا فراتر گذاشته و با نصب برگه هایی از این قبیل "فلان چیز را نداریم سوال نفرمایید "جلوی بهانه های ارتباطی با مشتری را می گیرند. این افراد اگر می دانستند با یک ارتباط سازی ساده ، چگونه می توانستند در دفعات بعدی به همان مشتری فروش داشته باشند هیچگاه اینگونه رفتارهای به دور از مشتری مداری از خود بروز نمی دادند .کاری کنید تا مشتری باز هم به شما رجوع کند.حتی اگر از شما آدرسی را پرسیدند با جان و دل راهنمایی کنید.
3-مشاور مشتری خود باشید.
اگر نگرش شما این باشد که با کشف نیازها و خواسته های مشتری، به عنوان یک مشاور، او را برای یک خرید صحیح و با ارزش راهنمایی کنید به شما تبریک می گویم، زیرا این گونه، مشتری خود را برای مدتی طولانی حفظ خواهید کرد. اگر مشتری احساس کندکه شما قبل از اینکه به سود خود توجه داشته باشید ،منافع او را در نظر می گیرید، به شما اعتماد می کند و اعتماد یکی از مهمترین ارکان فرایند فروش است.بنابراین لازم است قبل از اینکه به ارائه توضیحات محصول خود بپردازید، با پرسش های خوب، هر چه بیشتر در مورد مشتری و نیازهایش اطلاعات کسب کنید وآنگاه در راستای کمک به اوبرای خرید مناسب ، از هیچ تلاشی دریغ نکنید.
4-دیگر کافی است. دست از قضاوت بردارید.
شما به عنوان یک فروشنده ،آن هم در موارد فروش چکی و اقساطی، حق دارید در خصوص اعتبار سنجی مشتری خود تحقیق لازم را انجام دهید، اما در زمان مکالمه با مشتری، دست از قضاوت در مورد شخصیت و نگرش او بردارید، چون این امر نه تنها باعث می شود که از فضای گوش دادن فعالانه، که یکی از ملزومات یک فروشنده حرفه ای است خارج شوید بلکه سبب ایجاد اختلال در تبادل احساسی میان شما و مشتری خواهد شد .مشتری شما از طرز نگاه و زبان بدنتان به راحتی به احساس بدی که منتقل می کنید پی خواهد برد. یادمان باشد ما اساسا صلاحیت قضاوت کردن دیگران و بر چسب زدن به آنها را نداریم.بنابراین در زمان ارتباط با مشتری باید تمام حواسمان به او و صحبتهایش باشد.
5-یکپارچگی شخصیت و هویت داشته باشید .
هیچ کس از آدمی که دمدمی مزاج باشد خوشش نمی آید. اینکه یکبار حالتان خوب باشد و با مشتری خوش برخورد باشید و دفعه بعد که اعصابتان از جای دیگر خراب بود جواب سلام مشتری راهم ندهید شخصیت شما را در ذهن مشتری به عنوان یک انسان دمدمی مزاج شکل می دهد .آنگاه روی شما حساب خاصی باز نخواهد کرد و تکلیفش با شما معلوم نخواهد بود . بنابراین اگر مجبور نباشد به شما مراجعه نخواهد کرد و شما ممکن است فروش هایی را به همین خاطر از دست بدهید. بنابراین روی مدیریت احساستان کار کنید تا دیگران هم تکلیفشان را با شما بدانند
6-به ظاهر و بهداشت خود توجه کنید.
شما با لباستان اولین تاثیر را در ذهن مخاطب می گذارید. آیا لباسی که به تن دارید با تصویری که دوست دارید دیگران از شما در ذهنشان داشته باشند همخوانی دارد ؟آیا به بوی بدن و دهانتان توجه کرده اید ؟آیا به آرایش موی خود اهمیت می دهید؟ اولین چیزی که ارائه می کنید خودتان هستید. برای خریداران امروزی مهم است که از چه کسی خرید می کنند.
پوشیدن یک لباس تمیز و مرتب که با اندام شما سازگاری داشته باشد، تصویری مثبت از شما بر جای می گذارد. بنابراین برای ظاهر خود اهمیت بیشتری قائل شوید.
7-به پرسش مشتری ،تک کلمه ای پاسخ ندهید .
بارها پیش آمده وارد فروشگاهی شدم و از فروشنده سوال کردم (فلان محصول را دارید ؟) و فروشنده بدون توجه کافی به من در جواب فقط از کلمه "نه " استفاده نمود، در صورتی که اگر با احترام بیشتری برخورد می کرد و حداقل می گفت "نه متاسفانه "باعث مکث بیشتری در من می شد و ممکن بود با گفتن "اما فلان چیز را داریم .دوست دارید بیارم خدمتتون ؟"باعث می شد من خریدی انجام دهم.پس به سوالات مشتری با حوصله و احترام جواب دهید و در صورت امکان، پیشنهاد خرید بیشتری را هم به وی بدهید، زیرا قرار است سهم بیشتری از هر مشتری داشته باشیم.
8-در زمان مکالمه با چهره گشوده و متبسم با مشتری برخورد کنید .
لبخند مسری است .بنابراین با استفاده از این اصل، احساس بهتری در مشتری خود ایجاد کنید. زمانی که مشتری احساس خوبی داشته باشد فرایند فروش تسهیل می گردد. بنابراین به دفعات به چهره خود در آینه نگاه کنید. تبسم را تمرین کنید. قرار نیست با صدای بلند بخندیم ،کافی است چهره ای گشوده و متبسم داشته باشیم .بسیاری از فروشندگانی که با آنها برخورد داشته ام چهره ای عبوس داشته اند و به صورت ناخوداگاه به مشتری می گویند: "سریع خریدت را انجام بده و برو بیرون! " شما معمولا چگونه برخورد می کنید؟
9-با مشتری بحث نکنید .
متاسفانه گاهی اوقات فروشندگان برای اثبات حرف خود، با مشتری وارد بحث شده و گفته های مشتری را نقض می کنندبدترین کاری که می توانید بکنید این است که به یک مشتری بگویید "تو اشتباه می کنی ".هیچ کس از شنیدن این جمله احساس خوبی نخواهد داشت .در چنین حالتی مشتری هم حالت دفاعی به خود گرفته و آماده می شود تا با شما بجنگد و به شما اثبات کند "کسی که اشتباه می کند شما هستید "پس شدیدا مراقب جملاتی که به کار می برید باشید.
10-حرفهایتان راساده و قابل فهم بزنید .
در ارتباط با مشتری تا جایی که ممکن است تلاش کنید واضح و شفاف سخن بگویید .عدم پیچیدگی در بیان مطالب، به شما کمک می کند ارتباط بهتری برقرار سازید .استفاده از واژه ها به تناسب سطح کلام مشتری و به کار بردن مثال های روشن کننده، شما را در هدایت مشتری به سمت خرید یاری می نماید.از به کاربردن اصطلاحات فنی و پیچیده در زمانی که با مشتری غیر فنی روبرو هستید شدیدا خودداری کنید.
11- در پاسخ به درخواست مشتری سرعت عمل به خرج دهید .
هیچگاه مشتری را معطل نکنید .به مشتری توجه کنید. به سوالاتش به درستی پاسخ بگویید و کاری که باید انجام شود را در سریعترین زمان ممکن انجام دهید. امروزه مشتریان ما آدم های پر مشغله ای هستند که معمولا فرصت کافی ندارند. بنابراین سرعت عمل در پاسخگویی یکی از امتیازات شما محسوب خواهد شد.
12- در رفتار خود نشان دهید که مشتری شما فرد مهمی است .
این را به عنوان یک باور در ذهن خود داشته باشید که مشتری شما فرد مهمی است .باور کنید که مشتری رئیس شماست. فقط به امروز نگاه نکنید شاید در شرایطی باشیدکه مشتری مجبور باشد با هر اخلاق و رفتار شما بسازد و از شما خرید کند اما اگر تا کنون برای کسب و کار شما اتفاق نیفتاده به زودی منتظر باشید:" اگر احساس خوبی در مشتری خود ایجاد نکنید او دیگر شما را انتخاب نخواهد کرد". همه انسان ها دوست دارند به آنها توجه شود. بنابراین کاری کنید تا مشتری در کنار شما احساس بهتری داشته باشد. این باعث می شود بیشتر بخواهد در کنار شما باشد و لا جرم بیشتر از شما خرید خواهد کرد.
13-از نام مشتری استفاده کنید .
تاحد ممکن نام مشتریان خود را یاد بگیرید و در زمان مکالمه از آن استفاده کنید. در اکثر کسب و کارها شما این فرصت را دارید که از مشتری نامش را بپرسید. دوستی دارم که مسئول بخش ارتباط با مشتری در یکی از هتل ها در یک کشور غربی بود .او می گفت فردی که مسئول حمل چمدان مشتری موظف بود در طول مسیر،از میز پذیرش تا اتاق ،حداقل 3 بار با فاصله از نام مشتری استفاده کند. به عنوان مثال می گفت "به هتل ما خوش آمدید آقای وفایی "...."آقای وفایی شما می توانید از استخر هتل هم استفاده نمایید "........."آقای وفایی، امیدوارم این چند روز بهتون خوش بگذره "
فقطبه این نکته توجه داشته باشید که در فرهنگ ما ،در روابط کاری، باید از نام خانوادگی افراد استفاده کرد، جز اینکه با مشتری به فضای صمیمی تری وارد شده باشید. ضمنا بگذارید مشتریان هم نام شما را یاد بگیرند.
.
14-به چشمان مشتری نگاه کنید.
یکی از مهمترین ابزارها برای برقراری ارتباطات "چشم" است .پیام های بسیاری از طریق چشمان شما به دیگران منتقل می شود. وقتی مشتری با شما صحبت می کند حتما به چشمانش نگاه کنید .نگاه شما نباید خیره باشد بلکه با مهربانی و توجه و احترام آمیخته باشد. خیلی وقتها نگاه نکردن به مشتری به عنوان بی احترامی تلقی می شود . اما مراقب باشید در این کار افراط به خرج ندهید و مخصوصا در حالت فروشگاهی مشتری را با نگاه تعقیب نکنید ، مشتری ایرانی خوشش نمی آید کسی در زمان خرید مزاحمش باشد بنابراین در استفاده از فرمول هایی که در فرهنگ های دیگر رایج است احتیاط کنید. منظور ما استفاده از تماس چشمی در زمانی است که مشتری در حال صحبت با شماست و یا تازه وارد محل کار شما شده و یا قصد خروج دارد.
15-خداحافظی خوبی داشته باشید.
خداحافظی هم به اندازه سلام مهم است. چه مشتری شما خرید کرده باشد و چه نکرده باشد، برای شما بهتر است که به خوبی او را بدرقه نمایید. با لحن مناسب و چهره متبسم از مشتری خداحافظی کنید. شما با این کاراحتمال بازگشت مشتری را افزایش می دهید. هیچ کس احساس خوبی به فروشنده ای که فقط به فروش فکر می کند ندارد، بنابراین در پایان هم احساس خوبی در وی ایجاد کنید ، نه مثل برخی فروشندگان که اگر از آنها خریدی انجام نشود، جواب خداحافظی مشتری را هم نمی دهند.برای ما ایرانی ها توجه به اینگونه تعارفات حیاتی است پس برای رونق کسب و کارتان عوامل فرهنگی را فراموش نکنید.
نویسنده :سعید وفائی
سخنران،مدرس و مشاور
توانمندسازی فردی و سازمانی
چاپ شده در شماره تیر 90 مجله پنجره خلاقیت
۱- معلوم نیست با چه برآورد اقتصادی این مبلغ تعیین شده است؟ آیا مطالعه ای صورت گرفته است یا فقط ورودی در شهرهای دیگر ملاک بوده است؟
۲- آیا با این کارها تضمینی برای ایجاد اشتیاق سرمایه گذاری در این زمینه بوجود می آید؟
۳- اینجانب در اصفهان به وفور از پارکینگها استفاده می کردم. بعنوان مثال پارکینگ کوچه جلفا در حکیم نظامی( برای چک شما) . در شیراز هم بنا به عادت، از تنها پارکینگ طبقاتی در خیابان هدایت استفاده می کنم. اما این کجا و آن کجا! در اصفهان پارکینگ بسیار تمیز، روشن، شیک دارای آسانسور تمیز و ساماندهی و برخورد عالی ولی در شیراز شاید از بوی گند راهروها، زباله ها و ته سیگار، روشنائی مثل خرابه ها و ... یا حتی پارکینگ شاهچراغ که واقعاً محیط روحانی مجموعه را تحت الشعاع
قرار داده و مایه آبروریزی است
!
۴- همانگونه که در بند ۴ بالا ذکر شد نمیتوان تعرفه سایر مناطق کشور را دلیل انتخاب تعرفه قرار داد. هر چند واقعاً نمی دانم تعرفه ای که در شورای شهر از مناطق دیگر کشوری اعلام شده است واقعیت دارد یا خیر؟! باید مشخص نمود که مثلاً پارکینگی که این تعرفه را از مردم می گیرد باید چه خدماتی را به مردم ارائه نماید؟ یا مثلاً پارکینگهای غیر استاندارد روباز که دیگر وضعیت بدتری است!
۵- اینکه در اکثرخیابانهای اصلی شیراز تابلوهائی مثل پارک ممنوع و حمل با جرثقیل زده شده است ولی پارکینگی وجود ندارد چه باید کرد؟ آیا اگر پارکینگی بوجود آید برای مردمی که برای خرید به بازار می روند و البته از این مغازه ها عوارض مختلف اخذ می شود و شاید بخشی از آن برای تامین پارکینگ خصوصی توسط شهرداری است آیا انصاف است فقط چشم به انتظار بخش خصوصی برای احداث پارکینگ نشست یا در جای دیگر همه بار اداره پارکینگ را بر جیب مردم تحمیل نمود؟ پس شعارهای قشنگ در هنگام هدفمندی یارانه و اداره شهر و طرحهای ترافیکی چه می شود؟
۶- تکلیف قیمت پارکینگهای مجتمعهای تجاری که به نوعی مکلف به سرویس دهی در این زمینه هستند چیست؟ همان قیمت؟
و...؟؟؟؟
خطا در ارتباط با شبکه روی داده است، لطفا بعدا سعی نمایید.![]()
بعد خواستم از طریق شماره ۰۹۹۹۰ پیگیری کنم! جالب بود. به داخلی ترین بخش که می رفتی پیام می گفت که در حال حاضر کسی برای پاسخگوئی فعال نیست
و باید پیام بگذارم. من هم پیام گذاشتم و البته بعد که گفت پیام ضبط شده را بشنوید دریغ از پیامی که گذاشتم
البته شماره پیگیری داد آنهم : صفر!!![]()
به سراغ ایرانسل رفتم که خوشبختانه در مورد کاری که داشتم اپراتوری به نام "نصیریان" طبق معمول و با کمال ادب پاسخ داد و بدون هیچگونه عجله ای من را بسیار جالب راهنمائی کرد![]()
.
خدا را شکر که این ایرانسل
آمد و انحصار همراه اول از بین رفت
. اگر شماره همراه اولمو اکثر دوستان نداشتن باور کنید با کمال میل از ایرانسل استفاده می کردم.![]()
شعر جالب طنز "اهل دانشگاهم" ... به نقل از ایمیلهای رسیده! ![]()
اهل دانشگاهم
.........رشته ام الافيست
.
..........جيبهايم خالي ست.
...........
پدري دارم.............حسرتش يک شب خواب!............دوستاني همه از دم ناباب
...........
و خدايي که مرا کرده جواب..............اهل دانشگاهم............
قبلهام استاداست.............جانمازم نمره!..........خوب ميفهمم.............
سهم آينده من بيکاريست
.............من نميدانم که چراميگويند..........
... مرد تاجر خوب است
.............و مهندس بيکار
...........وچرا در وسط سفره ما مدرک نيست!![]()
(چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد) بايد از آدم دانا ترسيد!بايد از قيمت دانش ناليد!![]()
وبه آنها فهماند......که من اينجا........فهم را فهميدم![]()
.
.
.
من به گور پدر علم
و هنر
خنديدم
![]()
===========
مقاله ای را دیدم که در این زمینه شاخص های خاصی را معرفی کرده بود و البته خیلی جالب بود می توانید اینجا اصل مقاله را بخوانید که البته به زبان انگلیسی روان است.
جهت دریافت متن کامل اینجا را کلیک کنید.
دو روز پیش خانم Michelle Obama بهمراه چند تن از مقامات وزارت کشاورزی آمریکا USDA سایتی را افتتاح نمودند که در این سایت ...
محتوای خبر حکایت از این داشت که تهران با آنهمه تردد و جمعیت بسیار بالا فقط 20 درصد در آمار مرگ و میر از فارس بیشتر است. یعنی باز استان فارس به نسبت تردد و سرانه جمعیت رتبه اول را دارد. البته خبر از این حکایت دارد که ایران در بین کشورهای جهان نیز از این حیث متاسفانه رتبه اول را دارد.
تو را به خدا درست رانندگی کنیم. به خودتان رحم ندارید حق ندارید قاتل دیگران باشیم!
مدتها بود منتظر طرح پزشک خانواده و چگونگی اجرای آن بودم که یک خبر امروز من را شوکه کرد. اینکه بنا به هیئت علمی پیمانی بودن مجبور به پذیرش بیمه تامین اجتماعی هستم(البته در سایت رفاهی دانشگاه صنعتی شریف دیدم که پیمانیها می توانند بیمه خدمات درمان هم بشوند – لینک)، اینکه درصدی از حقوق به اجبار جهت این نوع بیمه از حقوقم کسر می شود(نزدیک به ده درصد) بدون توجه به اینکه کیفیت خدمات ارتباطی به مبلغ واریزی داشته باشد تازه بعد باید بیمه تکمیلی هم بشویم و چراهای دیگر که شاید شما بیشتر از من در ذهنتان باشد همه به کنار. برای اینکه بدانید چرا شوکه شدم بهتر است علاوه بر لینک خبر در ایسنا متن آنرا هم بیاورم.
با اعلام اتمام صدور دفترچههاي يكسان سازي شده بيمه درمان مديرعامل صندوق تامين اجتماعي: دفترچه بيمه هر فرد به نام پزشك متولي ارائه دهنده خدمات صادر ميشود سرويس: اجتماعي - شهري 1389/10/25 01-15-2011 10:21:12 8910-16278: كد خبر خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: اجتماعي - شهري مديرعامل صندوق تامين اجتماعي با اعلام اتمام مرحله چاپ و صدور دفترچههاي يكسان سازي شده بيمه درماني، اظهار كرد: با توزيع اين دفترچهها در سه استان پايلوت طرح «پزشك خانواده شهري» ديگر مقوله درمان مستقيم و غيرمستقيم در تامين اجتماعي معنايي نخواهد داشت. رحمت الله حافظي در گفتوگو با خبرنگار «اجتماعي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: در طرح پزشك خانواده شهري هر 10 هزار نفر در هر شهر تحت نظر يك تيم پزشكي متشكل از چهار پزشك عمومي و متخصص نظير روانشناس و متخصص تغذيه قرار ميگيرند. به گفته وي با تغيير تركيب دفترچههاي بيمه درمان در طرح پزشك خانواده شهري و يكسان شدن فرمت دفترچههاي كليه صندوقهاي بيمهگر، دفترچه بيمه درمان هر فرد به نام پزشكي كه متولي ارائه خدمات به وي است، صادر ميشود. مديرعامل صندوق تامين اجتماعي ادامه داد: در اين صورت هيچ پزشك ديگري حق تجويز دارو و درمان در دفترچه بيمار را ندارد. وي خاطر نشان كرد: در صورتي كه بيمار نيازمند ارجاع به تيمهاي تخصصي در سطح بالاتري باشد، پزشك وي در قالب نظام ارجاع، موظف به اين اقدام است. به گفته حافظي، با اجراي طرح پزشك خانواده شهري سير درماني هر فرد از ابتدا در پروندهاي ثبت و ضبط ميشود. مديرعامل صندوق تامين اجتماعي در خاتمه با تاكيد بر اين كه با انجام آخرين هماهنگيها دفترچههاي يكسان سازي شده بيمه درمان در سه استان پايلوت طرح پزشك خانواده شهري در شرف توزيع است، تاكيد كرد: دفترچههاي قديمي در ساير استانها همچنان داراي اعتبار دارد. انتهاي پيام كد خبر: 8910-16278 |
اما چند نتیجه از خبر بالا:
1- به نظر می رسد یکی از اهداف طرح ایجاد زمینه اشتغال پزشکان باشد هر چند روی همین مطلب هم حرف و حدیث است اما حق انتخاب بیمه شده گرامی کجای این طرح قرار داده شده است؟
2- در حال حاضر رقابت پنهانی برای ارائه خدمات برتر پزشکی لااقل در برخی زمینه ها وجود دارد. به نظر می رسد پس از اجرای طرح با این کیفیت که خبر مورد نظر بدان اشاره می کند این امر کاهش پیدا می کند.
3- ناگفته پیداست که تحمیل هزینه های اضافه یکی از تبعات این طرح است. مثلاً برای اینکه کودک یکساله تان را نزد متخصص کودکان ببرید باید یک حق ویزیت به پزشک خانواده خود بدهید و بعد بروید سراغ پزشک کودک. حال اگر خواستید هر بار نزد پزشک دیگری بروید یک ویزیت و مراجعه دیگر.
4- این طرح در روستاها اجرا شده و خوب بوده ولی به نظر اینجانب تعمیم نتایج محیط روستا به شهر اصلاً صحیح نیست.
و...
برخی لینکهای مرتبط:
شاید مهدکودکی که فرزند شما در آن نگهداری می شود بی شباهت به یک سالن اپرای سلفه باشد! یک گروه سرود که همه بچه ها در زدن سلفه هماهنگ شده باشند!
بله یکی از آفتهای بزرگ مهدکودکها پذیرش کودکانی است که برخی حتی به بیماریهای واگیر داری مبتلا شده اند که بعد از یکروز متوجه می شویم از نوع آنفولانزای آ یا بی (همره اسهال و استفراغ) هستند. علت چیست؟ به نظر من سه دلیل مهم این پدیده یکی بر عهده والدین و دیگری مسئولین مهدهای کودک است و البته سومین دلیل عدم نظارت ارگانهای مسئول است هر چند نمی دانم الان یهزیستی مسئول است و یا آموزش و پرورش و یا در این مورد دانشگاه علوم پزشکی! وقتی پدیده سلفه های هم کوک! و آهنگ زیاد می شود نقش سومین عامل یعنی نظارت آشکار تر می شود! و اما دوتای اولی یعنی والدین و مسئولین مهد! این دو عامل بهم وابسته هستند و تاثیر متقابل ایندو مهمترین اثر را خواهد داشت. به والدین باید برخی نکات بسیار مهم در مورد بیماری کودکانشان حتی بصورت جزوه گوشزد نمود. مثلاً بگوئید به محض احساس تب و علایم سرماخوردگی کودک را به مهد نفرستید. شاید بگوئید بسیاری از مادران کارمند هستند. بله طبیعی است اما مرخصی گرفتن برای اینچنین روزهائی است. آیا درست است به دلیل شیوع مکرر بیماری آنهم به دلیل عدم وجود فضای قرنطینه ای مناسب کودکان در مهدها و بیماری متوالی کودکان آنها همیشه بیمار، ضعیف، مستعد انواع بیماری خطرناک بعدی باشد هر چند در همین رهگذر هزینه های درمان کودک و موارد دیگر شاید بیشتر از گرفتن مرخصی حتی بدون حقوق باشد. البته در چنین شرایطی مراعات حال مادران توسط کارفرمایان محترم نیز لازم است. از طرفی شکی نیست که همه والدین برای فرزندان خود نکات مختلف رفتاری را مراعات نمی کنند که البته به دلیل سطوح فرهنگی مختلفی است که خانواده ها از آن برخوردارند. در همین جا اهمیت مهدکودک خوب از بد مشخص می شود! مهد کودک خوب آن نیست که دلش برای مادر بسوزد آنهم مادری که ندانسته کودک بیمار خود را به مهدکودک می آورد و می نالد که چاره ای جز در مهد گذاشتن ندارم؟! اگر آن مادر به فکر کودک معصوم خویش نیست آیا مربی مهد بعنوان شخصی که والدین کودکان دیگر بعنوان معتمد به وی اعتماد دارند نباید از حضور سایر کوکان بیمار جلویگری کنند؟ آیا عدم توجه به این مورد تجاوز به حقوق کودکان دیگر نیست؟ پس اول خود رعایت کنیم و والدین با فرهنگی باشیم! دوم اینکه وادار کنیم تا امر خوب در مهدکودکی که مدیریا مربی اش هستیم رعایت شود و البته فرهنگ شود و سوم اگر مسئول هستیم سرکشی و نظارت کنیم آنهم بدون اغماض!
برخی مطالب مرتبط:
نکته بهداشتی روز: پیشگیری از بیماری در مهد کودک
فرزندتان را به مهد کودک نفرستید اگر ....
بحث "نذری و حفظ محیط زیست" بحثی جدید اما با راهکارهای ساده می باشد که در ادامه مطلب یا کلیک روی لینک کامل می توانید آنرا مطالعه نموده و نظرات خود را بیان نمائید.
پیوندهای روزانه در ستون سایت قرار دارد. و لینک آرشیوی هم دارد که اینجاست.
طبیعی است مسئولیت صحت و سقم مطالب با خود سایتهای اصلی است البته برخی مطالب مشمول مرور زمان است مثلاً برخی دوست ها که الان دشمن هستند که دیگر این مورد از دست ما خارح است.
بالاخره ساعت ۱۲ ظهر امروز منشی بخش سراسیمه گفت که دو هفنه آینده تعطیل هستیم. (از مرخصی کسر می شود). به چرائی و علت این تعطیلی کاری ندارم چون اطلاعی از منابع رسمی یااطلاعیه های این موضوع ندارم اما در همین مورد چند سئوال دارم:
۱- چرا این تعطیلی پس از سالها اجرای نامنظم در تقویم دانشگاه ذکر نشده است که بتوانیم بصورت برنامه ریزی شده از این تعطیلات استفاده کنیم؟
۲- چرا یک ماه پیشتر این مورد و تاریخ آن به اطلاع همه نمی رسد؟ دانشجو هیئت علمی و کارمند همه سر در گم هستند.
۳- اکثر کارهای دانشجویان سال آخر مثل دروس پروژه و فعالیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی (ارشد و دکتری) در همین ماههای پایانی ترم بهاره که ماههای ابتدائی تابستان را شامل است صورت می پذیرد. این سئوال مطرح می شود که انتخاب این تاریخ توسط چه کسانی و با چه ادله ای صورت گرفته است؟
آیا بهتر نیست در مورد این تاریخ تجدید نظر انجام شود یا حداقل اطلاع رسانی کافی صورت گیرد؟
و دهها سئوال دیگر
چه باید کرد؟
تا چه زمانی این غبار ادامه دارد؟
کم می شود یا زیاد؟
راه حل کوتاه مدت و بلند مدت چیست؟
آیا شایعه آلودگی ذرات به عوامل خطرناک مثل اورانیم و ... صحت دارد؟
.......... به زودی در همین مطلب
کارگاه قوانین و آئین نامه های آموزشی و پژوهشی جهت آشنائی اساتید دانشگاه شیراز برگزار گردید. این کارگاه که بیشتر اساتید تازه استخدام در آن شرکت داشتند یکی از کارگاههای مفید بود که البته بحث های جانبی آن با مسئولین شاید جذابیت بیشتری داشت. متاسفانه در سالهای اخیر وضعیت استخدامی اساتید بیش از حد به مساله ارتقا (دانشیاری) وابسته شده است و همین امر موجب ایجاد نگرانیهای بسیاری شده است. این نگرانی از سوی مسئولین و مدرسان این کارگاه نیز ابراز می شد. (اینجانب بحثی بر سر این موضوع که
در چه دولتی این موضوع تصمیم گیری و اجرائی شد ندارم و بیشتر این مطلب من
طرح مساله فارغ از مسائل حاشیه ای می باشد)
بنده اصولاً با این نوع روش استخدامی آنهم برای نخبگان جامعه و البته آنهم در جامعه ای که هنوز از فرار نخبگان گلایه داشته است موافق نیستم و سازکار خوبی نمی بینم. اگر میانگین رسمی آزمایشی شدن اساتید دانشگاه (با داشتن مدارک دکتری تخصصی و بالاتر) چند سال پیش تر سه یا چهار سال بود شاید بطور میانگین و صرفنظر از استثنائات و با توجه به میانگین سنوات لازم به دست آمده برای رسیدن به دانشیاری (که حتی بسیاری در سال سی ام خدمت به آن رسیده اند) را مثلاً ده یا پانزده سال در شرایطی خوشبینانه مثلاً بگیریم(آماری رسمی در این مورد پیدا نکردم اگر شما آماری مستند دارید از طریق بخش نظرات اطلاع رسانی کنید). یک سئوال بسیار مهم مطرح می شود و آن اینکه آیا شخصی با مدرک دکترای تخصصی باید یک سوم یا نیمی از کل سنوات مثلاً ده یا 15 سال را در شرایطی بدون امنیت شغلی یعنی در حالت پیمانی باشد؟
با نگاهی دیگر به روند استخدامی در سایر ادارات و سازمانها مثل بانکها و ... عمق فاجعه ای که در انتظار اساتید تازه استخدام است روشن تر می شود! جائی که در یک بانک کارمندی با مدرک کاردانی چهارماهه وضعیت به رسمی تبدیل می شود در دانشگاه یک استاد با مدرک دکترای تخصصی باید سالها در انتظار رسمی شدن بماند!
اگر دلیل اینچنین سخت گیریهای جدید برای اساتید دانشگاه بحث عدم ایجاد رکود علمی،بالا رفتن رتبه علمی ایران، و لزوم ارتقای اساتید در زمانهای محدود و ... مطرح است به نظر اینجانب باید راهکارهای سوای این مورد را در پیش گرفته و آزمون کنیم نه وابسته کردن استخدام به وضعیت ارتقائی که خود به هزاران فاکتور ریز و درشت از مسائل مالی تا حتی مسائل سیاسی و بین المللی آمیخته است! سنخیت وضعیت استخدام آنهم با ساز وکارهائی که در کشور ما حاکم است (در کشورهای دیگر باید بحثی همه جانبه شود) با اینگونه سیاستهای علمی تلفیقی ندارد!
سئوال دیگر اینکه آیا برای بالا بردن راندمان در سایر ادارات و نهادها نیز این سیاست تقریباً تنبیهی تدبیر شده است؟ یا اصولاً برای بالابردن راندمان در سایر رده های شغلی جامعه اینچنین برخورد شده یا سیاستهای تشویقی بر سایر سیاستها همواره چربیده است؟
فراموش نکنیم که دانشگاههای مادر مثل دانشگاه شیراز همواره در مرکز توجه جامعه بوده و سیر جذب نیروهای مرغوب همواره به دلیل ذهنیت های عالی به اینگونه دانشگاهها بوده است و باید در اتخاذ سیاستهای دیگر نیز این نکته مد نظر قرار داده شود تا در آینده خللی در این سیر عالی پیش نیاید.
مسلم است که بحث در این زمینه بسیار مفصل تر است و این نوشته که در چند دقیقه کوتاه و بدون چرک نویس و پاکنویس شدن نوشته شده است خود ابعاد وسعتری داشته یا حتی منتقدان ویژه خود را خواهد داشت و البته از دانشگاهی به دانشگاه دیگر هم متفاوت است.
اما به هر حال جای شکرش باقی بود که در این جلسه برخی مسئولین دانشگاه و حتی گفته می شد وزیر جدید هم از منتقدان قضیه هستند.
سوای این مورد و با ابراز تشکر از مسئولین دانشگاه برای تدارک اینچنین کارگاههای مفید ای کاش در فضائی دیگر یک جلسه پرسش و پاسخ تخصصی تر با شرکت فعالانه اساتید بخصوص جوان تشکیل می شد و براساس دغدغه های اساتید نظرات جمع بندی و بصورت مدون راهگشائی و یا به مسئولین بالاتر منتقل می شد.
====
پاراگراف زیر ممکن است ارتباطی به مطلب اصلی نداشته باشد.(پس چیست؟)
این جمله ارسالی یکی از خوانندگان با ذوق است با این اعتراض که وی عنوان نموده نوشته های زیبای این سایت خیلی خشک است! منهم اصل نوشته ایشان را می آورم که فضا عوض شود هر چند باید اذعان نمود که شاید به هیچ وجه به مطلب بالا نخورد و باید مطلب زیر تم نوحه داشته باشد نه ... شاید هم از سر ناچاری تم زیر برخی اوقات بدنباشد البته با مفهوم خاص خودش...
The best and most beautiful things in the world cannot be seen or even touched , they must be felt with the heart. ( Helen - keller)
بد نیست جدول کیفیت زندگی در سال ۲۰۱۰ و رتبه ایران را در این جدول ببینیم (این لینک).
-----------
پاورقی زیبای امروز(؟):
شبهای زمستانی قلبم را چراغی نیست و ظلمت روحم را،
روشنائی و در انزوای تنهائیم کور سوی امید را نمی بینم
چه بس شبها که دلتنگی صورتم را شسته و خواهد شست
و چه بسیار روزهائی که بی قرارت بودم ولی...
غم هجران لحظه به لحظه به مرگ نزدیکم خواهد کرد.
و هیچ کس راز دلتنگی هایم را نخواهد فهمید و هیچ چیز بر لب نخواهم آورد چرا که من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است.
چندی پیش که به سایت دانشگاه پوردو آمریکا برای طرح تمرین آنلاین دانشجویان "حفاظت آب و خاک" سر زده بودم دیدم واکسیناسیون کلیه اساتید، کارمندان و دانشجویان علیه آنفولانزای خاکی شروع شده است. لینک خبری آن اینجاست که ساعات مراجعه را مشخص نموده است.
هر چند علائم زیر درست است ولی جهت اطمینان حتماً به پزشک مراجعه کنید.

در حالیکه کشورهائی مثل آذربایجان در آستانه ورود واکسن رایگان هستند تعلل مسئولان وزارت بهداشت در این زمینه قابل تامل است. در روزنامه خبر جنوب دیروز نوشته بود تا اردیبهشت واکسن تولید می شود حال آنکه متخصصان وعده دو سال آینده را می دهند؟ در عرض فقط یکی دو هفته آمار مبتاتیان به این بیماری به 20 هزرا نفر رسیده است.
هر چند پشت پرده هائی از این بیماری گفته می شود اما مسئولین محترم قبل از آنکه بحران بزرگ انسانی و مالی برای ایران رخ دهد فارغ از مسائل سیاسی روزمره باید به فریاد مردم برسند!
زیباترین جمله امروز:
تو در من آن تب گرمی که آبم می کند کم کم
نگاهت نیز چون مستی خرابم می کند کم کم
منم آن کهنه دیواری به جا از قلعه های سنگ
که باد و آفتاب آخر خرابم می کند کم کم
جدید: بخش پیوندهای روزانه سایت به روز شد حتماً بینید از خبرهای پیام اوباما به مناسب 13 آبان و دهها لینک خبری داغ! دیگر.
در این مطلب قصد دارم تا از برخی مدیران از جمله ریاست محترم دانشگاه(جناب آقای دکتر صادقی)، ریاست محترم دانشکده(جناب آقای دکتر افشاریفر) و تعدادی دیگر از افراد که در متن مطلب ذکر اسامی آنها خواهد شد قدردانی کنم
. همیشه
امروز در جلسه ای که به دعوت مدیریت دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز و در محل دفتر شورای دانشکده تشکیل شده بود با عده ای از همکاران حضور بهم رسانیدیم.
در ابتدای جلسه هدف از این جلسه
دیروز روزنامه "خبر جنوب" شیراز، از اجرای طرح محدودیت ترافیکی در محدوده ۸۳۰ هکتاری مرکزی شهر شیراز داده بود. طرح محدودیت در کنار طرح ممنوعیت است. یعنی اینکه![]() |
| From 1paragraph |
خبرنگار روزنامه کیهان طی تماس و هماهنگیهای قبلی با اینجانب و چند تن از متخصصین مربوطه در گزارشی مفصل
در روزهای ۲۱ و ۲۲ تیرماه ۱۳۸۸ و در پی بحران گرد و غبار (لینک) در بخشهای وسیعی از ایران، با استفاده از نظرات صاحبنظران
به بررسی موضوع پرداخته است که نظرات اینجانب نیز که به دلیل ادای دین نسبت به این آب و خاک وظیفه خود دانستم در جهت آشناتر نمودن افراد غیر متخصص با این مفاهیم باید حرکتی انجام دهم، در روز ۲۲ تیر در صفحه ۵ گزارش و پاراگرافهای پایانی انعکاس یافته است. لینک مطلب در روزنامه اینجاست (لینک) و در سطور زیر متن کامل مقاله خود را می آورم.
متن کامل مقاله (تحت عنوان: هشداری فراتر از بحران ) که البته برخی از قسمتهای آن بنا به صلاحدید گزارشگر محترم روزنامه کیهان منتشر نشده است
:
بسمه تعالی
گرد و غبار که چند سال است زندگی روزانه مردم جنوب، غرب کشور و امروز سراسر کشور و از جمله تهران را مختل نموده است را می توان ترکیبی از مسائل مرتبط با فرسایش بادی و پدیده های اقلیمی دانست. فرسایش بادی موجب جدا شدن ذرات حساس خاک و انتقال آن به فاصله ای باشد که این فاصله انتقال بستگی به اندازه ذرات و البته قدرت باد دارد. هر چه خاک خشک تر، پوشش گیاهی کمتر و بطور کلی شاخص های فرسایش پذیری خاک حادترباشد بادهای با سرعت کمتر می توانند ذرات خاک بیشتری را جدا کنند و البته هر چه سطح بیشتری از اراضی، مستعد فرسایش بادی باشند حجم مواد قابل انتقال در شرایط یکسان اقلیمی بیشتر خواهد بود. باد که عامل اصلی انتقال یا ایجاد فرسایش بادی است در این میان نقش اساسی دارد. سرعت و جهت از عوامل اصلی مربوط به باد هستند. سرعت باد در قدرت باد در انتقال مواد اثر داشته و جهت باد بر اساس جهت بادهای غالب، تعیین کننده مناطق تاثیر پذیر از این پدیده مخرب می باشد. لذا تعیین سرعت و جهت بادهای غالب در یک منطقه بهمراه تعیین منشاء فرسایش خاک از اساسی ترین گامهای مؤثر در مبارزه با گرد و غبار ناشی از فرسایش بادی و بیابانزائی هستند.
به دلیل شرایط حاد خاک و وجود بادهای مناسب مناطق بیابانی کانونهای فرسایش بادی و طوفانهای شن هستند. متاسفانه کشور ما در منطقه ای قرار گرفته که از مستعد ترین مناطق دنیا جهت بروز فرسایش بادی می باشد. بیابانهای موجود درعربستان، عراق، ایران و سایر کشورهای منطقه از مثالهای بارز وقوع فرسایش بادی شدید در منطقه و حتی در جهان به شمار می روند. بنابراین از این حیث اکوسیستمی شکننده در منطقه و کشور ما حاکم است که کوچکترین بی توجهی مدیریتی می تواند به پیامدهای ناگوار و اغلب غیر قابل جبران بیانجامد.
متاسفانه انسانها که عوامل تشدید کننده تخریب به شمار می روند اکثراً با در نظر گرفتن فواید مقطعی و سودجوئی های شخصی، گروهی یا کشوری خاص در این میان بسیار تاثیر گذار و گاه مخرب تر از عوامل طبیعی می باشند. از بین بردن مراتع و جنگلها، عدم توجه به مسائل آبخیزداری، حفاظت خاک و آبخوانداری، بی توجهی به حفظ و احیاء پوشش گیاهی، سدسازی بدون توجه به شرایط پایداری اکوسیستم ها، کشاورزی ناپایدار، حوادث غیر مترقبه مثل وقوع جنگها و در نتیجه بی ثباتی مدیریت کشورها در همه حیطه ها بخصوص حوزه منابع طبیعی(مثل جنگهای منطقه در عراق و کویت) از عوامل ایجاد کننده یا تشدید کننده بحران می باشند. از همه اینها که بگذریم بطور کلی مهمترین اصل در کنترل و مبارزه با فرسایش بادی پرداختن به منشا فرسایش و بیابانزائی است، یعنی اینکه ببینیم عامل اصلی و محل اصلی برداشت گرد و غبار کجاست و پس از آن بتوان پروژه های کنترل و مبارزه را در کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت طراحی و اجرا نمود.
در حادثه اخیر پرسش هائی مطرح می شود از قبیل اینکه: عامل وقوع این گرد و غبار بی سابقه چیست؟ چند وقت پیش خوزستان الان تهران و بعد ... شاید در آینده تواتر زمانی کمتری برای وقوع آن متصور شد. منشا وقوع این پدیده چیست؟ چرا در یکی دوسال اخیر این پدیده با سرعت غیر قابل کنترلی فزونی داشته است؟ چرا در سالیان گذشته این پدیده را نداشته ایم؟ آیا فقط مسائل فرسایش بادی و از بین رفتن پوششهای گیاهی موجب جدا شدن بیش از حد ذرات خاک شده است؟ تا چه حد سایر مسائل اقلیمی نظیر جریانهای مختلف هوائی در این پدیده نقش داشته است؟ آیا این پدیده اقلیمی مثل سیلابها دارای دوره بازگشت خاص است که پس از دوره ای چند ساله متوقف شود و مشکل برطرف گردد یا برعکس این مشکل روز بروز حاد تر می شود؟ تا چه حد بروز این پدیده را می توان به بیرون از مرزها و چه اندازه در درون مرزهای کشور نسبت دهیم؟
در این رابطه دهها پرسش دیگر که بیان آنها در حوصله این مطلب نیست وجود دارد. در کنار این سئوالات، نکاتی وجود دارد که بخصوص در نشریات و سایتهای اینترنتی ویژه جنوب کشور در خصوص بی توجهی و تبعیض مسئولین مطرح شده است. از جمله اینکه چرا بمحض اینکه این پدیده به تهران رسیده است تعطیلی، اعزام هیئت بررسی کننده به عراق و... اتفاق افتاده که در جای خود پاسخگوئی مسئولین و آینده نگری آنان را طلب می کند.
در زمینه منشاء پیدایش گرد و غبار شدیدی که اینروزها عرصه را بر مردم ما تنگ نموده و بدون شک ضررهای بسیاری را در کوتاه مدت و دراز مدت بر همه ارکان اقتصادی و انسانی کشور بر جای خواهد گذاشت، باید مطالعه و تحقیق همه جانبه ای صورت پذیرد. هر چند بنا بر شواهد اولیه ای که از عکسهای ماهواره ای و وضعیت منطقه ای و اراضی بیابانی به دست آمده است منشاء جدا شدن ذرات را بیابانهای منطقه (عربستان، عراق و...) محسوب نموده اند، وضعیت نه چندان مطلوب و بعضاً بحرانی عرصه های طبیعی و محیط زیست در کشور خودمان، ایران را بعنوان تشدید کننده این عامل را میتوان به شمار آورد. در این بین نقش عوامل اقلیمی مثل خشکسالی را نباید نادیده گرفت و تحقیق پیرامون آن ضروری به نظر می رسد.
باید منصف بود و وقتی از نابودی تالابها و دیگر اکوسیستمهای طبیعی، احداث سدهای بدون حساب و کتاب که بعضاً نتیجه ای جز ایجاد دریاچه ای برای رسوب، خشک شدن رودخانه های پائین دست و آسیب به اکوسیستم طبیعی آن در کشورهای همسایه بعنوان عوامل ایجاد کننده بحران در سایتها و جراید داخلی منتشر می کنیم مسائل مشابه در داخل کشور را نادیده نگیریم یا لااقل از مشکلات بوجود آمده در آنسوی مرزها بعنوان درس عبرتی که فرا روی ما قرار داده شده است در تصمیم گیریهای داخلی استفاده کنیم.
شاید برخی از تصمیم گیرندگان از سر دلسوزی بخواهند با صرف هزینه های زیاد در بیرون از مرزها (عراق، عربستان و...) نسبت به چاره اندیشی و حل مشکل اقدام کنند ولی چندین نکته بسیار مهم در این میان وجود دارد. یکی اینکه ایران و کشورهای منطقه عضو کنوانسیونهای بین المللی هستند که بنا بر آن متعهد شده اند نسبت به اقدامهای مناسب جهت برطرف نمودن اینگونه مسائل اقدام کنند و ایران می تواند مدعی باشد . دوم اینکه بررسی کنیم که هر اقدامی چند درصد از مشکل را حل می کند؟ یعنی براساس مطالعات جامع محاسبه کنیم منشاء و دوام قضیه تا چه حد است و سپس با استفاده از تجربیات جهانی و دخالت نخبگان علمی نسحه حل این معضل پیچیده شود.خدای ناکرده بیت المال ایرانیان را در عراق و... خرج نکینم بعد ببینیم 2 درصد مساله حل شده است! که هم گناهی نابحشودنی و هم پدیده ای غیر قابل جبران است. هر چند به نظر می رسد با پرداختن به معضلات مرتبط با این مساله در داخل ایران می توان بهبود قابل ملاحظه ای مشاهده نمود.
به هر ترتیب اینگونه معضلات هر چند ممکن است در کوتاه مدت و در اثر تسریع عوامل مختلف انسانی بوجود آمده باشند اما متاسفانه رفع آنها به زمانهای طولانی و هزینه های بس سنگین نیاز دارد که در این مورد نیاز به مشارکت بالای منطقه ای نیز احساس می شود.
نکته پایانی که در این میان باید اشاره شود مساله کلان تری است و درارتباط با تک تک شهروندان ایرانی است و آن نکته این است که مساله حاد امروز نتیجه بی توجهی دیروزی ها به منابع طبیعی، محیط زیست وتوسعه پایدار آن بوده است و هر گونه بی توجهی ما شهروندان به جنگل، مرتع، خاک و آب این مملکت در هر رتبه از مسئولیت، ممکن است عواقبی بسیار بدتر از آن چیزی داشته باشد که الان شاهد آن هستیم.
18/4/88
دکتر سید فخرالدین افضلی
عضو هیئت علمی بخش مدیریت مناطق بیابانی دانشگاه شیراز
یکی از مطالبی که حس نوشتن را در آدم تحریک می کند تکرار یک موضوع است خاصه آنکه آن موضوع هم معضل باشد. امروز برای بار چندم به من ثابت شد که شیراز تاکسی خیلی کم دارد. وقتی من برای مسیر روتینی که به فلکه نمازی ختم می شود حدود ۱۵ دقیقه منتظر باشم و دست آخر به ماشین شخصی روی بیاورم دیگر جای پرسشی نیست و قضاوت قبلی بنده را تائید می کند. بد نیست با اضافه کردن تاکسی مشکل بیکاری هم حل شود. از موضوع رنگ تاکسیهای شیراز که با کشور هماهنگ نیست و مثلاً رنگ فسفری که در سایر نقاط ایران تداعی راننده زن است در اینجا بیمورد می شود می گذریم اما ایکاش تاکسیمتر بر روی تاکسی ها نصب می شد و البته بر کارکرد آنها نظارت می شد تا مشکل اجحاف مسافران و گرانفروشی هم در این زمینه حل می شد. اگر رد و بدل شدن پول در تاکسی ها هم مثل برخی اتوبوسهای واحد و یا شاید هماهنگ با آنها کارتی می شد اینهمه دعوا بین مسافر و راننده بر سر پول خرد اتفاق نمی افتاد. البته حکایت خصوصی شدن واحدهای اتوبوس شهری شیراز و بی کیفیت شدن آنها هم حکایت دیگری داردکه اگر وقت کنم در مورد آنهم خواهم نوشت چون همین مورد استفاده از تاکسیها را بیشتر می کندو به معضل کمبود آن دامن می زند.این همایش تک سالنه همراه با حرف و حدیثهائی هم بود تا آنجا که استاندار (بنا بر نوشته حاشیه در روزنامه خبر جنوب همین امروز) گفته بود" وقتی وارد جلسه کنفرانش شدم فکر کردم وارد یک جلسه سیاسی شده ام که دائم می گویند کشور لبه پرتگاه است" نوشتن حاشیه اینچنینی بر این خبر در روزنامه خبر جنوب سابقه ندارد! و ای کاش می نوشت انتقادها که ظاهراً از زبان دانشمندان و متخصصان امر طرح گردیده است چه بوده که اینقدر توجه استاندار را جلب نموده است؟... اما بالاخره استاندار از بودجه یک و نیم میلیاردی این پژوهشکده نیز خبر داده بود و دکتر سپاسخواه نیز بعنوان رئیس این پژوهشکده خبر برگزاری کنفرانس بین المللی را در آینده داده بود(لینک خبر کنفرانس احتمالی بین المللی در فارس).
در حاشیه اسکان اساتید مدعو سخنران: یکی از اساتید فرهیخته مدعو که حال خوبی نداشت گلایه از محل اسکان شبانه(ظاهراً در خیابان خاکشناسی و مهمانسرای کشاورزی) داشت وی می گفت از بس اتاق محل اقامت وی گرم بوده نتوانسته بخوابد و متاسفانه تلفن دوستانش را هم فراموش کرده همراه بیاورد چون حاضر بوده از بدحالی همان شب زنگ بزند و از آنجا برود. وی که از اساتید فرهیخته و قدیمی است و تحت اعمال جراحی نیز در قبل قرار گرفته است پس از پایان یافتن روز اول همایش شیراز را ترک کرد!
چند روز پیش پروژه زیر گذر چهار راه ریشمک پس از چند ماه از نصب پرده آن و پاره شده آن پرده شروع شد. طبق معمول هدایت ترافیکی به حدی نامناسب صورت گرفته که چندین تصادف در روز حتماً در این محل رخ می دهد.
به هر حال قصدم بیان تصادف نیست چرا که در شیراز شده نقل و نبات!
این مطالب را دنبال کنید و ببینید این پروژه کی به بهره برداری می رسد؟
همین امروز مراسم استقبال از آیت الله خامنه ای در سنندج از تلویزیون پخش می شد که پایکوبی کردی را نشان می داد.
دو شب پیش یعنی شب همین واقعه نمایشگاه بین المللی کتاب و برنامه بسیار شاد رادیو را از تلویزیون گزارش می دادند و همان شب در اخبار سیما مراسم امداد بسیار شادی که در همان روز اجرا شده بود پخش شد.
بهتر است خود را تکه ای جدا شده از "ایران" ندانیم! و در همه حال به قانون در سرزمین اسلامی که همه چیزش نشات گرفته از کلام وحی است احترام بگذاریم حتی اگر به میل و سلیقه ما هم نباشد.
یک نکته: همانگونه که شاید اطلاع دارید شیراز بعنوان شهری برای توریست بیمار می خواهد توسعه پیدا کند یعنی اینکه بیمارانی که اکثراً هم از شیوخ خلیج هستند بیایند و درمان شوند و برگردند و اما حال و روز درمان در این شهر در حال حاضر به هیچ وجه رضایت کننده نیست از اورژانس بیمارستان نمازی که شهره شهر و منطقه هست که درهمین روزنامه خبر جنوب دیروز که می گفت وضعیت تخت های بیماران سرطانی در زیر زمین بیمارستان نمازی وحشتناک است و... به قولی می گویند قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را. صادرات خدمات پزشکی و واردات بیمار را باور کنیم یا وضعیت فعلی درمان را در این شهر؟! ولی به هر تقدیر حالا که قرار شده بیمار وارد کنیم و به دلار درمان کنیم و اینها به وضعیت بی نظارت این سامان اضافه می شوند باید دید که آیا پزشکان بخصوص مجربها حاضر می شوند بیماران ریالی را درمان کنند؟ یا با پول خون بیماران این کار را می کنند؟ وضعیت مسکن این شهر که با پول باد آورده جنوبی ها نرخ زعفران شده است آیا برای خدمات درمانی مردم این سامان تکرار نخواهد شد؟
به قول یکی از همکاران آیا هندوانه فروشان زیاد تر نمی شوند؟
بالاخره دیروز طلسم ها شکسته شد و مطالعه طراحی و اجرای فاز یک دانشکده منابع طبیعی استان فارس در دانشگاه شیراز از قول رئیس این دانشگاه در روزنامه خبرجنوب اعلام شد. هر چند دانشکده منابع طبیعی استان فارس دیر به انجام خواهد رسید و نسبت به بسیاری از استانهای کوچک بسیار عقب هستیم ولی باز همین را باید به فال نیک گرفت و برای مسئولین دانشگاه شیراز در این زمینه آرزوی موفقیت نمود. امید آنکه مردم استان فارس و استانهای حنوبی ایران بتوانند با را ه اندازی این دانشکده از مواهب بسیار آن از جمله کاهش بلایای طبیعی مثل سیلابها، حفظ و بهبود پوشش های جنگلی و مرتعی، پر آب شدن چاهها و قناتها، جلوگیری از آلوده شدن شهرها و روستاها و رفع آلودگیهای آب و خاک و هوا ، متولی گری بخش شیلات و پرورش آبزیان، میگو وماهی و موارد بسیاری که در این سخن کوتاه نمی گنجد بخوبی بهره مند گردند. دعا کنید این پروژه خیلی زودتر به بهره برداری برسد.
نتیجه اخلاقی: چرا تا به حال کسی به فکر تاسیس و راه اندازی این دانشکده زیر بنائی نبوده است.
نتیجه خوش بینانه: ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است و جلوی ضرر رو هر وقت بگیری نفع است.
نتیجه کمکی: چه کسانی می توانند در این پروژه نقش پیش برنده و کمکی ایفا کنند؟ کامنت بگذارید و نظر بدهید و پیشنهاد دهید تا با شما تماس بگیرم.
این مطلب را لینک دهید بخصوص محیط زیستی ها و دوستداران طبیعت و یا استان فارسی ها و جنوبی ها.
شاید شما زمستان 85 و مصاحبه برنامه "نگاه اول" اگر عنوانش را اشتباه نکرده بودم با وزیر محترم علوم جناب آقای دکتر زاهدی را به خاطر داشته باشید! در آن جلسه هر چقدر مجری تاکید می کرد که جناب وزیر لطفاً پروژه عملی یا چیزی را که می خواهید در پایان وزارت
چند روز پیش در پی حس کنجاوی و ابراز علاقه به خوابگاه قبلی ام در دوران کارشناسی ارشد به مجموعه خوابگاههای دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز در باجگاه سرکی کشیدم. قبلاً نیز بکارگیری اتوبوسهای مناسب در خطوط داخلی پردیس ارم و برخی موارد دیگر را هم دیده بودم.
از نصب کولر برای اتاقها، تعداد مناسب یخچال، اینترنت وایرلس، تاسیسات بدنسازی، میزو صندلی مناسب سلف سرویس و... به وجد آمدم و به همین منظور جای آن دیدم که به مسئولان محترم امور دانشجوئی دانشگاه جناب آقای دکتر کارپرورفرد ، دانشکده جناب آقای دکتر فلاح و سایر همراهان دست مریزاد گفته و عاقبت به خیری این عزیزان را از خداوند مسئلت کنم. بعنوان کسی که روزی در همین خوابگاههای قدیمی روزگار می گذرانیده ام هر چند عقیده ام این است که آخرش منطقه باجگاه است و بزرگترین مشکلش دوری از شهر، ولی وجود این امکانات لازم یک قوت قلب و امید به زندگانی می دهد. شاید کسی یا خواننده ای بگوید در همه دانشگاهها یا اکثر آنها این امکانات وجود دارد و چه جای تشکر است؟ ولی پاسخ من این است که در همه حوزه ها و معاونت های دانشگاههای ایران تحولات و رفاه بوجود آمده است و ابراز خوشحالی من از آن جهت است که این معاونت توانسته بر خلاف خمودی برخی اجزای دانشگاه شیراز و در همین دانشگاهی که در برخی شاخصها واقعاً مشکلات بزرگی وجود دارد اما در حوزه معاونت دانشجوئی کارهای بزرگی انجام دهد بطوریکه در ارزیابی سالیانه خدمات دانشجوئی دانشگاههای سراسر کشور حائز رتبه ممتاز گردد.
دانشگاه صنعتی اصفهان به حق یکی از دانشگاههائی است که سیستم مدیریتی عادلانه ای در آن طراحی و اجرا شده است و به جرات یکی از مرفهترین دانشگاههای با کیفیت ایران است. اگر همه اقشار آن از سونا،منازل سازمانی عالی و.. بهره مند هستند ولی بطور یکسان می بینی هیچ جای دانشگاه اجازه نمی دهند برای پارکینگ اتومبیل ها سایه بانی درست کنند حتی در حوزه ریاست دانشگاه. اما در دانشگاه شیراز، امروز سایه بانهای شیک و جدیدی دیدم که در محوطه دانشکده حقوق و علوم تربیتی در دانشگاه شیراز جهت پارکینگ خودروها ساخته شده بود! جالب بود و در همان حال یادم افتاد بنده که یکی از اساتید دانشگاه شیراز با مدرک PhD هستم با گذشت چندین ماه از استخدام خود از داشتن یک اتاق محروم هستم. چیزی که خیلی از کارمندان در پردیس ارم با سیستم تهویه مطبوع دارند!!!
در چند روز گذشته رفتار رانندگان تاکسی بدجور فکر من را به خود مشغول کرده است. یکی از رفتارهای خلاف که مکرر دیدم پارک تاکسی در لاین تردد جهت سوار و پیاده نمودن مسافر بود. در دو مورد از سه مورد بسیار جالب بود که این عمل در حالی صورت گرفت که دقیقاً لاین پارک خودرو خالی بود و جای کافی برای پارک کردن وجود داشت. جالبتر اینکه در اکثر موارد این رانندگان محترم! هیچ اعتراض یا بوغی را برنمیتابند و گویا این رفتار خلاف در این صنف محترم نهادینه و عادت شده است!
شاید از دید برخی دوستان این طرح بدیهی ترین سرنوشتش مردود اعلام شدن و عدم گسترش آن باشد، شاید هم این طرح هنوز مصوب شده یا ناشده روزی به دلیل اقناع افکار یا هر چیز دیگری شیوه اجرائی در سطح کل دانشگاهها را به خود بگیرد. سایت خبری بی بی سی در خبری تحلیلی به اجرای سه روز خانمها و سه روز آقایان در هفته در یکی از دانشگاه آزادهای قم پرداخته است. به سایر موارد مطرح شده آن خبر– مقاله کاری ندارم فقط جالب ترین بخش این بود که تعدادی محدود از دانشجویان فقط به این دلیل به این طرح روی خوش نشان داده اند چون وجود دختران به دلیل تلاش علمی بیشتر در برخی موارد و رقابت، باعث سخت تر نمودن شرایط حضور پسران شده است و همین...! لینک خبر کامل بی بی سی اینجاست.
خواننده
این پاراگراف شاید از محل قرار گیری ساختمان دانشکده های دانشگاه شیراز بی اطلاع
باشد یا برعکس کاملاً مطلع باشد بنابراین اجازه بدهید در ابتدا در این مورد -
چند ماهی است که در شیراز زندگی می کنم و باور کنید به تعداد روزهائی که در شیراز رانندگی کرده ام این مطلب برآمده از تجربه ماشین به کارواش بردن در اصفهان و شیرازه که برای خودم پیش اومد. از خواننده محترم خواهش می کنم
امشب
شبکه دوم فیلم "جائی برای زندگی" را نمایش داد. فیلم بدی نبود و البته من نه مفسر
فیلمم و نه قصد نقد آن رادارم. چیزی که برایم در چند فیلم از هدیه تهرانی جالب بوده
این بوده که ایشان ظاهراً مجوز دارند با هر لباسی ظاهر شوند و از بنا گوش تا سر
سینه اش هم پیدا باشد، چیزی که کمتر در بین بازیگران زن متعارف است. البته جالب تر
این است که همه هم دیگر به این ظاهر عادت کرده اند و چندان جلب توجه نمی کند یعنی
حرف برخی افراد هم شاید اینجا مصداق پیدا کند که ظاهر و حجاب افراد در جامعه عادت
می شود و پس از مدتی چندان جلب توجه نمی کند مثل روالی که از بی حجابی به چادر و
مانتو والان مانتو کوتاه و ... داریم می بینیم. راستی "هانیه توسلی" بازیگر نقش
"وفا" - سریالی که اینروزها از شبکه سوم پخش می شود - هم در این فیلم نقش
داشت. البته فکر کنم بقول خانمها ایشان در سریال وفا با بینی جراحی زیبائی شده ظاهر
شده اند. به هر حال همین فیلمهای سیما اگر نبود برای ما بی ماهواره ها نمی دانیم چه
می کردیم!
یه آقایی سکه را میندازه بالا شیر میاد فرار می کنه!!! یه آقایی میره تو دل طبیعت هضم میشه!!! یه روز بابایی میخواست زیردریایی را غرق کنه در میزنه بعد زود در میره!!! یه آقایی میره وام بگیره چون ضامن نداشت منفجر میشه!!! یه دکتری از مریضش می پرسه: این همه قاشق در شکمه تو چی کار می کند؟ مریض می گه: خودتون گفتین روزی یه قاشق بخور
در تعطیلات کریسمس، در یک بعداظهر سرد و زمستانی، پسر شش هفت ساله ای جلوی ویترین مغازه ای ایستاده بود. او کفش به پا نداشت و لباسهایش پاره بودند. زن جوانی از آنجا می گذشت. همین که چشمش به پسرک افتاد، آرزو و اشتیاق را در چشمهای آبی او خواند. دست کودک را گرفت و داخل مغازه برد و برایش کفش و یک دست لباس گرمکن خرید.
آنها بیرون آمدند و زن جوان به پسرک گفت:
حالا به خانه برگرد. امیدوارم که تعطیلات شاد و خوبی داشته باشی.
پسرک سرش را بالا آورد و نگاهی به او کرد و پرسید: خانم! شما خدا هستید؟
زن جوان لبخندی زد و گفت: نه پسرم. من فقط یکی از بندگان او هستم.
پسرک گفت: مطمئن بودم با او نسبتی دارید.
نکته یک پاراگرافی: در این دم عیدی و وقت نو شدن طبیعت و دلها، دوستان و هموطنان کم در آمد خود را از یاد نبرید!
یکی از عادتهای بد ما ایرانیان افراط و تفریط در کارهاست تا جائیکه خودمان خودمان را دنبال نخود سیاه میفرستیم. مصداق عینی آن جریان کاریکاتورهای دانمارکی است. در اصل زشت بودن کار و محکومیت آن شکی نیست ولی پیامدهای آن در جامعه تامل برانگیز و بعضاً جالب نیست. بعنوان مثال در شیرینی فروشی دیدم نوشته بود که به جای شیرینی دانمارکی از این پس بگوئیم گل محمدی!! یا این عکس که وارونه کوکا کولا را به لامحمد لامکه قابل تشبیه و تفسیر دانسته! چرا ما بعضی اوقات بک قضیه را آنقدر پیچ می دهیم و دنبال می کنیم که به این ورطه ها می افتیم؟ مگر کارهای ضروری تر نداریم؟ چرا خودمان خودمان را دنبال نخود سایه می فرستیم! -برای دیدن عکس در مقیاس بزرگتر روی آن کلیک کنید
درخواست اختصاص ۷۵ ميليون دلار برای کمک به تغييرات دموکراتيک در ايران
http://enews.voanews.com/t?ctl
پرزيدنت بوش از کنگره خواسته است درخواست او را برای ۷۵ ميليون دلار اضافی به منظور کمک به تغيير دمکراتيک در ايران تصويب کند.
آقای بوش می گويد از اين پول برای افزايش برنامه های راديوئی و تلويزيونی و مبادلات دانشجوئی ، که به گفته او پل های تفاهم را می سازند، استفاده خواهد شد.
در اين ميان، مقامات روسيه و چين برای مذاکره در باره پيشنهاد روسيه ، که ممکن است از برقراری تحريم هائی عليه جمهوری اسلامی جلوگيری کند، در تهران به سر می برند.
" سرگئی کرينکوف" رئيس آژانس انرژی اتمی روسيه روز جمعه برای سه روز گفت و گو با مقامات جمهوری اسلامی وارد تهران شد. انتظار می رود او بر اجرای طرح غنی سازی اورانيوم از سوی ايران در روسيه پافشاری کند.
" لو گوئوِزنگ" معاون وزارت امور خارجه چين نيز قرار است جداگانه با مقامات جمهوری اسلامی به گفت و گو بنشيند.
مواضع رييس جمهوري ايران طي ماه هاي گذشته، نه تنها سياست، بلکه حوزه عمومي را نيز به شدت از خود متاثر کرده است.
بسياري از ايرانيان خارج ازکشور، براي توضيح دادن خبرهايي که ازايران مي رسد، دشواري هاي زيادي را تحمل مي کنند.
آتش زدن اجساد مسلمانان در شهر اونيتشا، توسط جوانان مسيحی نيجريه
http://enews.voanews.com/t?ctl
در شهر " اونيتشا" در نيجريه، جوانان مسيحی خشمگين روز پنجشنبه اجساد مسلمانان را آتش زدند.
پژوهش های جديد حاکی است که گرسنگی می تواند به تقويت حافظه و ياد آوردن محفوظات کمک کند. به اين ترتيب شايد بتوان به شاگردان توصيه کرد که بهتر است با شکم خالی امتحانات خود را بگذرانند. دانشمندان آمريکايی که اين تحقيقات را در دانشگاه يل آمريکا انجام داده اند، دريافته اند که گرلين يا هورمون گرسنگی می تواند شمار ارتباط عصب ها با بخشی از مغز را که محفوظات جديد در آنجا حفظ می شود افزايش دهد.اين يافته ها موجب شده که اميدواری به اين که در بيم! اری هايی مانند آلزهايمرکه نيروی حافظه و يادگيری شخص لطمه می بيند، داروها بتوانند موثر واقع شوند افزايش يابد.شکم خالی هورمون گرلين را وارد جريان خون می کند و موجب فعال شدن عصب های گيرنده مغز می شود.
عضو كميسيون آموزش:
اعتبار دانشگاهها از محل بودجهي عمومي، كمك محسوب ميشود
هياتهاي امناي دانشگاهها بايد براساس قانون مالي و معاملاتي اعتبارات را هزينه كنند
عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت: طبق مادهي 49 قانون استقلال دانشگاهها اعتبار بودجهي عمومي يا بودجهاي كه در اختيار دانشگاهها قرار ميگيرد، كمك محسوب ميشود.
معاون اداري و پشتيباني دانشگاه علم و صنعت ايران كسري بودجه دانشگاه را شش ميليارد و 170 ميليون تومان بيان و اظهار كرد: مجلس بايد در تصويب بودجه سال 85-86 كسريهاي گذشته را لحاظ كند.
ادامه خبر
هشدار رييس دانشگاه پيامنور ياسوج نسبت به تعطيلي دانشگاه به دليل كمبود امكانات
رييس دانشگاه پيام نور ياسوج نسبت به تعطيلي دانشگاه به دليل كمبود امكانات هشدار داد. سيدعطا تقوي اصل در گفتوگو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران، گفت: استانداري قول 70 ميليون تومان اعتبار . . . ادامه خبر
معاون دانشجويي دانشگاه تربيت معلم:
تجهيزات و امكانات رفاهي خوابگاههاي دانشگاه مناسب نيست
در گفتارهای پیش گفتیم که یکی از اهداف ثانوی که شاید از مهمترین اهداف برخورد بیگانگان با فرآیند تکوینی و تکاملی انرژی هسته ای ایران است همان به رکود و بن بست کشاندن بخش علمی کشور است. اگر تهدید های پس پرده این موضوع را در نظر بگیریم شاید تهدید نظامی اولین باشد. و یا بهتر است بگوئیم نمایان ترین است. ولی اگر عمقی تر فکر کنیم برای عقیم گذاشتن اهداف بیگانه یکی از موارد توجه ما همان بخش علوم و تحقیقات دانشگاهی است. اگر محققان یک کشور اعتماد خود را از حکومت از دست بدهند نه تنها در فکر تحقیقات مدرن نخواهند بود بلکه در فکر پیدا نمودن گزینه ای برتر خواهند بود و نتیجه آن فرار مغزها خواهد بود. شخصی که با هزینه فراوان بیت المال، حدود 20 سال از مزایای تحصیلات و بودجه مملکت استفاده نموده است بدلیل سیاست های غلط و غیر قابل توجیه نا گزیر و یا حتی تشویق به ترک دیار خود خواهد شد و صد البته با اکراه در خدمت بیگانه قرار خواهد گرفت. شکی هم نیست که یک گلدان برای پروراندن گلها نیاز به بستر و خاک مناسب دارد. پس گلدان مناسب و بستر مناسب را چرا در همین مملکت فراهم نکنیم؟ اگر فرض کنیم بنا بر سیاستی باید بخش نظامی تشویق شود و کارمندان این بخش با بودجه های مناسب به کار بیشتر ترغیب شوند حال باید دید که آیا بهتر است همین متخصص را در داخل کشور باید با سرمایه گذاری بیشتر تربیت کرد یا بر عکس بدلیل همین نادیده گرفتن محققان و دانشجویان دانشگاههای ایران و عدم تخصیص بودجه مناسب و حمایت های کافی همین اندک محقق را هم فراری دهیم؟ اگر نگوئیم ایمان مذهبی، آیا حداقل عرق ملی این عزیزان برای توسعه پایدار نیروهای انسانی در بخش های مختلف مملکت خصوصاً در بخش های نظامی کافی نیست؟ پس وقت آن رسیده به جای توجیه های غیر منطقی در کاهش سالیانه بودجه آموزش عالی و تحقیقات برای چند سالی هم که شده و در این سنوات که شعار ما "دانائی محوری" است ، نسبت به تقویت این بخش همت کنیم. یکی از مظاهر تقویت این بخش هم سرمایه گذاری کلان در فراهم نمودن امکانات رفاهی برای نیروی انسانی شاغل در این بخش و دیگر تجهیز آزمایشگاهها و لابراتوارها و ترمیم وسایل کهنه است. ...ادامه دارد با عنوانی دیگر
بدون شک یکی از اهداف بلوای هسته ای که به پرچمداری غرب و آمریکا علیه ایران به راه افتاده دردرجه اول محدودیت تحقیقات هسته ای است. پس از آن و مهمتر، میتوان پیش بینی نمود که به همین بهانه می خواهند ایران را به طرق مختلف تحریم کنند. هر چند هم اکنون نیز بدلیل تحریم خیلی از وسایل پیشرفته آزمایشگاهی و کاری اجازه ورود به ایران را ندارند ولی این حلقه تنگ تر خواهد شد. بله در نهایت دوست ندارند ما در ایران بتوانیم تحقیق کنیم. حتی دوست دارند با تحریم های داخلی و ایجاد جذابیت های بیرون از کشور که روز بروز هم بیشتر می شوند [ و متاسفانه برخی اقدامات مسئولین آنرا تشدید هم می کند] محققان و نخبگان کشور را به بیرون از کشور سرازیر کنند. تا اینجای قضیه از دشمنان گفتیم اما اگر بخواهیم حداقل اینجور روند ها را التیام دهیم، نمی بایست حداقل کاری که می کنیم این باشد که محقق و دانشگاهی را تقویت کنیم؟ آیا نباید به بودجه های این مراکز نظر دیگری کنیم؟ یا باید کاری کنیم که قبل از آمدن سال مالی آینده گفته شود: بودجه آموزش عالی در سال آینده با کسری مواجه است؟ به این صورت می خواهیم نخبه را در کشور نگه داریم و یا تحقیقات را شتاب دهیم؟ بین ما و بیگانگان در هدف چه تفاوتی است؟ آینده جامعه را با چه تحقیقات و نوآوریهائی می خواهیم تضمین کنیم؟ چه کسانی از ایرانیان برای ایران خواهند ماند؟ یا ...
کرایه دو برابر به دلیل ترمینال خارجی بودن
معرفی سایتی برای مدیریت جیب شما بصورت آنلاین
تسلی خاطر یا تسری اندوه! مراسم ختمهائی برای ...
حالت چشم در جریان امتحانات
آقا از بیخ دلار نداریم! : آقای ن. معاون ارزی بانک ملی مرکزی شیراز
همه جا: 15 راه برای نفوذ در قلب مشتری اینجا 15 راه برای نفوذ در قلب فروشنده!
ترانه بسیار دلنشینی از همایون شجریان - شعر و فایل صوتی دانلود رایگان - نسیم وصل
گرانی ورودی پارکینگ های اتومبیل شیراز با مقایسه ای بی مبنا!
میزان دو برابر بارندگی نسبت به سال گذشته تا این تاریخ در شیراز
تعطیلی و خواب همراه اول تا شعری طنز برای اهل دانشگاهیان!
خوب یا بد: درباره تصميم شوراي پول و اعتبار
از ازدحام میدان نمازی به دلیل درمانگاه امام رضا(ع) تا بمانيم تا کاری کنیم، نه اين كه کاری کنیم تا بم
گوی سبقت استان فارس در گرانی تا خلیج نایبند
نگاهی به ریزگردها در هزاره سوم
بازي آنلاين مزرعه گلستان راه اندازي شد
بازار و بازرگانی "هرتکی شرتکی" ایران و گرانی های چندباره!!!
سراب تاکسی!
پاراگرافهائی ساده اما ... بال زنبور
مقدمه جدید گلستان سعدی!
کیفیت فکر
اگه خودمون حمله نکنیم! درباره بی انصافی و گرونی بی دلیل ...
قانون کامیون حمل زباله
حفاظت از محیط زیست؛ امحاء اجساد با فناوری جدید
چگونه یک محل مناسب و پایدار برای خرید (زمین یا خانه) یا اجاره انتخاب کنیم؟
شبکه اجتماعی رسمی اساتید و دانشجویان
دسترسی به مقالات
کتابت را جا بگذار
اولین تبریک دخترم ژینا : روز پدر مبارک
بسلامتی بچه های قدیم كه با ذغال واسه ی خودشون سبیل می ذاشتن تا شبیه باباهاشون بشن
خانه سازمانی!! چه سازمانی؟