
عکسهای بالا از محل حادثه تصادف امروز توسط خبرنگار خبرگزاری دانشجویان(ایسنا) گرفته شده و گزارش شده است. می توانید مقایسه بین دو اتوبوس را طبق متن زیر هم داشته باشید.
با کمال تاسف امروز در محلی نرسیده به باجگاه (محل دانشکده کشاورزی دامپزشکی و در آینده منابع طبیعی) حادثه تاسف باری رخ داد که بنا بر گزارش رسمی (لینک خبرگزاری صدا و سیما) (لینک ایسنا۱) (لینک دوم ایسنا - علت حادثه ) تا اکنون 6 کشته داشته است. حادثه از برخورد یک اتوبوس ولو و یک اتوبوس شرکت نگار سبز که شرکت عهده دار جابه جائی دانشجویان دانشگاه شیراز حکایت می کند. در نگاه اول نیز به همین دلیل که آرم نگار سبز روی اتوبوس بود بسیاری نگران شدند ولی بعد مشخص شد اتوبوس عازم دانشگاه آزاد مرودشت بوده است. البته عبور و مرور تا ظهر بسیار کند بود و تعداد زیادی از کلاسهای دانشکده به همین دلیل تشکیل نشد. شایسته است به خانواده های داغدار این عزیزان و جامعه علمی دانشگاه آزاد اسلامی این غم بزرگ را تسلیت عرض نموده و صبر جزیل بازماندگان را از خداوند منان خواستارم.
اما چند نکته مهم:
1- اتوبوس ولو آسیب چندانی ندید اما آسیب وارده به اتوبوس نگارسبز دانشجویان که معمولاً اتوبوسهای اینگونه شرکتها اکثراً از اتوبوسهای خارج از رده جابجائی بین شهری و فرسوده است بکلی نابود شده بود که همین یکی از دلایل شدت یافتن حادثه است.
2-سرویسهای حمل و نقل دانشکده های کشاورزی، دامپزشکی دانشگاه شیراز هم دقیقاً در همین مسیر و توسط همین شرکت تامین می شود. تعداد مسافران این مسیر دو دانشکده جابجائی حدود 2000 نفر روزانه اساتید و دانشجویان است.
3-اینجانب در نوشته چند روز پیش خود به مسئولین محترم دانشکده کشاورزی توجه ایشان را به این نکته معطوف دانشته بودم (لینک مطلب) هر چند این حادثه برای اتوبوسهای ما اتفاق نیفتاد ولی ...
4-اساتید بخش مدیریت مناطق بیابانی که بالقوه دانشکده منابع طبیعی را تشکیل خواهند داد بارها بر عدم نیاز به محیط باجگاه جهت فعالیت دانشکده منابع طبیعی آینده تاکید نموده اند و حتی یکسال پیش در نامه ای رسمی به ریاست دانشگاه (جناب آقای دکتر صادقی) و ریاست دانشکده(جناب آقای دکتر افشاریفر) با برشمردن دلایل خود تاکید کرده اند که محل دانشکده منابع طبیعی باید در پردیس ارم باشد اما متاسفانه بنا به دلایل نامعلومی باز باجگاه محل احداث دانشکده عنوان گردیده است. گویا همه، غیر از اساتید این بخش مختار به تصمیم گیری درباره این دانشکده آینده هستند.
به عقیده اینجانب مسئولیت اخلاقی، الهی و آخرتی اینگونه تصمیمات ناصواب که طبیعتاً عواقب ناگوار که حتی می تواند بمراتب بدتر از اینها را برای میهن مان به بار آورد طبیعاتاً معطوف به نام مسئولین وقت خواهد شد. لذا بجاست مسئولینی که تمام تلاش خود را جهت پیشرفت جامعه صرف نموده اند تا زمان باقی است با تجدید نظر در برخی تصمیمات قبلی و یا روشنگری و تنویر افکار و ارضای خواسته بحق افرادی که نمی خواهند فردا روزی پشیمان سکوتی مرگبار باشند اقدامی درخور انجام دهند. اینجانب در مقالات قبلی فقط چند نکته از دلایل عدم اولویت باجگاه یا حتی مضرات آنرا برشمردم هر چند اگر این مقالات راادامه می دادم (و البته صرفاً بنا بر مصلحت اندیشی توصیه شده یکی از دوستان ادامه ندادم،) مثنوی هفتاد من می شد!(لینک یکی از مقالات)
اس ام اس 1:
گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سردهم که ... من شیدای تو و عاشقانه دوستت دارم.
با تشکر از دوست عزیزم مهندس امینی
از رسیده های دوستان!
امروز در جلسه ای که به دعوت مدیریت دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز و در محل دفتر شورای دانشکده تشکیل شده بود با عده ای از همکاران حضور بهم رسانیدیم.
در ابتدای جلسه هدف از این جلسه توسط ریاست دانشکده جناب آقای دکتر افشاریفر تبریک افتتاح سال تحصیلی و استماع گزارش عملکرد مدیران عنوان شد که بنا بر همین رویه نیز گزارشهائی توسط ایشان و آقایان دکتر کارگر(معاونت اداری مالی)، دکتر لغوی(معاونت تحصیلات تکمیلی)، دکتر قائمی(معاونت آموزشی)، دکتر زیبائی(معاونت پژوهشی) و دکتر هنر (دبیر پژوهشکده خشکسالی) قرائت شد. پس از آن نوبت شد به معرفی اساتید جدید که البته اینجانب چون از قلم افتاده بودم دوستان به مزاح به من گفتند که کهنه کار تازه واردی، واسه همین نام شما قرائت نشد (مثل مثالی در مورد چائی و به همین مضمون)!!
پس از معرفی، نوبت صحبت یا به عبارتی انتقاد و پیشنهادات اساتید رسید که البته به اعتقاد دکتر تقوی این وقت در مقایسه با وقتی که هیئت رئیسه داشتند ناچیز بود. در همین مدت اندک سئوالات خوب و البته پیشنهادات ارزنده ای از طرف اساتید محترم ارائه شد اما بنده نیز نامه ای کوتاه را جهت قرائت در جلسه آماده کرده بودم و از همان اول قصد نمودم اگر در جلسه نشد حتماً آنرا در سایت خود بعنوان یک مطلب منتشر کنم. اتفاقاً همین شد وقت رسمی که داده نشد یا بهتر بگویم شاید وقت هم نشد ولی منشی بخش گفته بودند تا 12 و نیم جلسه داریم که حول و حوش 12 جلسه تمام شد
. به همین دلیل از همه دعوت نمودم به آدرس سایت مراجعه و مطلب را بخوانند و نظر بدهند. که دکتر افشاریفر گفت متنش را هم بنویسید و بدهید
.
راستش وقتی ترم شروع می شود واقعاً وقت کم می آید هر قدر هم که قبلش تلاش می کنی کار هفته را سبک کنی می بینی نمی شود ناچاری گلایه های همسر و فرزند را هم بخری
تا کارت را تمام کنی حتی تا پاسی از شب آنهم در منزل بخصوص آنکه برای اینکه بخواهی فردا به سرویس برسی باید 5 و نیم صبح هم از خواب بلند شده و بیست دقیقه ای هم تا ایستگاه به حالت هروله بدوی!
و الان این متن هم اضافه شده به کارهات اما شاید ارزشش را داشته باشد هر چند خیلی ها ترجیح می دهند این حرف ها را پشت پرده بزنند و آشکارا اظهار نکنند اما من اعتقاد دارم این همان ادای دین نسبت به زحماتی است که در یک سیستم برایت کشیده می شود
باید گفت نظرت چیست و باید به بهبودی سیستم فکر کرد و هیچگاه از جور زمانه نهراسید و نا امید نشد
. البته نمی دانم تا کی بر این عقیده حداقل در دانشکده پایدار خواهم ماند و بقول یکی از دوستان عزیزم مثل ماهی یخ زده ای نشوم که به تقلای دیگران بخصوص تازه واردها با چشمانی برفک زده نگاه می کند
! خدائی این طیف متنوع اساتید تازه وارد اگر قدر و قیمتشان بخوبی دانسته شود نعمت بزرگی است بخصوص کسانی که از محیطهای دیگر و دانشگاههای دیگر آمده اند و دوست دارند خوبیهای محیطهائی که تجربه نموده اند را به محیط کاریشان علاوه کنند تا همه سرافرازی کنند
.
بگذریم متنی که صبح تهیه نمودم و نشد که بخوانم را اینجا می نویسم. شاید برخی قسمتهای آن از متن صبحی بیشتر شده باشد که این البته اقتضای فرهنگ انتقال کتبی وبلاگی در عوض شفاهی صبح است
.
=================
ضمن تبریک
سال جدید تحصیلی، هفته دفاع مقدس، اعیاد رمضانیه بر همه دانشگاهیان بالاخص جمع حاضر و تشکر از مسئولین محترم به خاطر این وقت مغتنم.
اینجانب تاکید می نمایم موارد فهرست وار زیر صرفاً نظرات اینجانب است که البته پس از بررسیهای متعدد و با شناختی که در طی سالیان گذشته پیدا نموده ام به دست آمده است اما در صورت لزوم، دلایل و مصادیق هر یک ارائه می گردد. پشاپیش توجه جمع حاضر و همکاران غایب در این جلسه را به بررسی بیش از پیش موضوعات مطرح شده و همچنین عنایت مسئولین محترم در بازنگری لازم در برخی موارد جلب می نمایم.
1) از آنجائیکه مسائل مالی
یکی از مشکلات گذشته، حال و احتمالاً آینده دانشگاه شیراز می باشد به نظر می رسد که رفع دو معضل یا بازنگری آئین نامه های وضع شده مرتبط با آنها در کنار اصلاح بنیادین سیستم اداری دانشگاه، به بهبود وضعیت مالی داشگاه کمک شایان توجهی بنماید:
الف:
محدودیت های موجود(قابل تقسیم به انواع) در همکاری اساتید با مراکز بیرون از دانشگاه بخصوص مراکز آموزشی و پژوهشی که دانشگاه آزاد بزرگترین آنها می باشد و منظور اینجانب نیز بیشتر همین مرکز آنهم همکاری در خارج از ساعات موظفی است به نحوی که آدمی احساس خفگی
می کند احساس می کند برای روزهای تعطیلش هم باید گزارش بدهد باید دانشگاه چون حقوقی به او می دهد گزارش کاملی را از شرح فعالیتهای روزهای پنجشنبه و جمعه از وی بگیرد و این به عقیده اینجانب یعنی نقض حریم خصوصی فرهیختگان جامعه که از طرف قوانین دانشگاه شیراز بطور غیر مستقیم نقض شده است.
هر درخت هنگامی که تنومند می شود باید میوه بدهد، از سایه سار خود روز به روز افراد بیشتری را بهره مند سازد و هیچ کس حق ندارد مانع گسترش شاخسار او شود. چرا که دیر یا زود و بنا بر اصل تناسب شاخسار با ریشه، با محدودیت گسترش ریشه و در پی آن مشکل دسترسی بهینه به منابع آب و مواد غذائی موجود در خاک رو به رو خواهد شد. نتیجه آن یعنی محدودیت روز افزون برای رشد این درخت تنومند یعنی دانشگاه شیراز. البته در حال حاضر همکاری بازنشستگانی که حقوق خود را از دانشگاه شیراز می گیرند با این دانشگاه ظاهراً منعی ندارد که این مورد یک پارادوکس را در اذهان ایجاد می کند. دلیل ممنوعیت همکاری ما در روزهای تعطیلی که اختیارش را داریم مگر دون شان دانشگاه آزاد بیان نشده است؟ وگر نه دلیل این آئین نامه چیست
؟
من استاد در دانشگاه شیراز هر دوره فقط 20 دانشجو دارم و به همان تعداد معرفی می شوم. دردانشگاه آزاد به تعداد دانشجویان بسیار زیاد آن که اغلب صاحب مراکز مهم تولیدی خصوصی یا حتی دولتی هستند سر وکار داریم
این یعنی معرفی و شناخت فرد و هم دانشگاه شیراز (اگر نگوئیم شناخته شده هستیم! که آنهم قطعاً به ما ربطی ندارد
). اگر قسمتی از آنالیز های دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد در دانشگاه شیراز با پرداخت وجه انجام شود، آزمایشگاههای مشترک تجهیز شود و ... چه می شود؟
آیا برای اینکه کسی بخواهد پروژه ای را به من بدهد نیاز ندارم اول معرفی بشوم؟ کسی من تازه استخدام را بشناسد تا بداند من تخصص فلان دارم تا کاری را با من شروع کند؟ وقتی 40 ساعت یعنی همه ساعات کاری مفید هفته موظف هستم در اتاق خود محبوس باشم معرفی شدن به جامعه کجای این قضیه جای دارد؟
(در مقام مقایسه دبیران آموزش و پرورش و موظفی 24 ساعته متوجه می وشیم که حقوق بدی هم نمی گیرند حالا از مزایای دیگری که می گیرند بگذریم!
) چند نفر از صاحبان صنایع و بخش خصوصی را می شناسید که طرف تحقیقاتی خود را با سرچ science direct انتخاب می کنند؟ همه چیز البته جای خود، این نیز جای خود. دفتر ارتباط صنعت دانشگاه هم که در معرفی و ارتباط دانشگاهیان ظاهراً تلاشی ندارد یا ما ندیده ایم
.
ب:
معضل دوم پراکندگی ساختمانهای دانشگاه شیراز است که به نظر می رسد تجمیع ان بهترین راه حل دراز مدت است (بواسطه یکسال و نیم دبیری شورای صنفی مرکزی دانشجویان دانشگاه شیراز در دوره کارشناسی ارشد از همان زمان مهمترین فکرم تجمیع دانشگاه شیراز بود چون در مقاطع تحصیلی کارشناسی و دکترا که دانشگاه صنعتی اصفهان بودم می دیدیم چه مزایای بزرگی دارد این تجمیع. یعنی حتی در کنار دانشکده علومی ها و فنی ها بودن هم باعث شده بود طرحهای مشترک بدیع برنامه زیزی و اجرا شود و به راحتی از آموزشهای همدیگر بهره مند شویم صدها مزیت دیگر از جمله سلف مرکزی، کتابخانه مرکزی و ... در یک مجموعه با دسترسی فوق العاده آسان که به دلیل پراکندگی دردانشگاه شیراز نداریم یا اگر هست با صرف هزینه زیاد ضرب در تعداد افراد دانشگاهی است که نتیجه اش هدر روی سرمایه دانشگاه است.بعنوان مثال دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان فقط یک نگهبان دارد و درب ورودی ساختمان آموزشی آزمایشگاهی آن 24 ساعته باز است مزرعه اش در بیش از 50 کیلومتری آن است ولی سرویس دانشجویان ارشد و دکتری یا پژوهشگران به مزرعه توسط آژانس طرف قرار داد دانشکده است! و... اینجانب با همین دغدغه و مقایسه دانشگاههای دیگر ایران نگارش سلسله مقالات تجمیع دانشگاه شیراز را چند ماه پیش شروع کردم و یک قسمت را منتشر کردم ولی به توصیه یکی از دوستان نگارش بخشهای بعدی را متوقف نموده ام
).
به عقیده اینجانب بنا به دلایل بسیار توسعه سایت باجگاه اقتصادی نیست و روی ساختمانهائی که قسمت اعظم ان کلنگی هم محسوب می شوند نمی توان حساب باز کرد پس باید توسعه آن ملقی و فکری برای انتقال سازمان آموزشی و اساتید به پردیس ارم نمود. طرحهائی مانند پردیس یعنی استقلال این مجموعه جز انتقال همه مشکلات اقتصادی و ... بصورت شش دانگ به مجموعه فعلی و آسودگی مجموعه دانشگاه شیراز از این مشکلات نتیجه ای جز ناکامی بیشتر نخواهد داشت. هر چند مطالعه اندر حکایت پردیس تهران افق های امیدوار کننده ای را نمایان نمی کند. بلکه بنا بر سوابق در صورت مشکلات مالی این امر برای پردیس شیراز بسیار سخت تر از تهران پیش بینی می شود
.
از نمونه مسائلی که در بطن باجگاه یعنی محل استقرار فعلی وجود دارد می توان به عدم توانائی تغییر مسیرها برای پوشش اساتید جدید علیرغم پیگیریهای چند ماهه، کرایه اتوبوسهائی که اکثراً اسقاطی بوده و مجوز برون شهری ندارند و در یک کلام آبروریزی است
که مقایسه سرویسهای کارگران پتروشیمی، اساتید دانشگاه آزاد حتی کارگاههای کوچک مشکل را نخ نماتر می کند. گران شدن آینده گازوئیل و ...نیز بر مسائل خواهد افزود خدانیاورد روزی که حادثه ای جانی اتفاق بیفتد و گرنه
....
نمونه دیگر از حاشیه قضیه بی عدالتی است که درتنظیم کار دانشکده کشاورزی شده است. حداقل روزی یکساعت اگر از ابتدای جاده حساب کنیم ایاب و ذهاب اساتید و کارکنان به دانشکده وقت را هر می دهد. آیا درست نیست ساعت کاری در باجگاه نیم ساعت دیرتر شروع و نیم ساعت زودتر پایان یابد؟ از حق غذا و .. که به کارگران نیز طبق قانون کار تعلق می گیرد بگذریم!
در پایان اینجانب توجه همکاران محترم حاضر و غایب در این جلسه و مسئولین محترم و دلسوز را به لزوم تشکیل شورا یا مجمعی صنفی نظیر برخی دانشگاههای دولتی کشور جهت پیگیری خواسته های صرفاً صنفی جلب می نمایم
. تشکلی که فارغ از مسائل دیگر و در کنار مسئولین و در تعامل با آنها می تواند به حل مسائل و مشکلات دانشگاهیان اهتمام ورزیده و به بالندگی بیش از پیش دانشگاه یاری رساند. از جمله مشکلات موجود می توان به آئین نامه غیر منصفانه
ارتقا اساتید و وابستگی بدون علت و ظالمانه استخدام و ارتقا اشاره نمود که البته در برخی دانشگاهها اقدامهای جمعی را نیز در بر داشته است و می تواند موضوع بحث شوراهائی مثل شورای صنفی اساتید باشد. ان شاء الله.
شبان آهسته می نالد مگر رازش نهان ماند
به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم
با آرزوی توفیق الهی و تشکر از توجه شما
بد نیست مثالهائی از این رویه های عجیب و غریب که در مراجعه به مطبها در شیراز با آن رو برو شدم را ذکر کنم:
یکی از پزشکان بسیار معروف (اسمها را ذکر نمی کنم) زنان و زایمان در تابلوی بزرگی نوشته بود:" زایمان سزریان الزامی است!" و می دانیم که این تبلیغات خلاف است! در جای دیگر و پزشکان دیگر مشاهده می شود که معاینات پزشکان فقط در یکی دو دقیقه انجام می شود! نوبت تلفنی داده نمی شود! در جائی حتماً صبح زود ساعت هفت باید بیائی پشت در نوبت بنویسی(جالب اینه که تایم کاری تموم نشده می بینی بیماری در مطلب نیست یعنی کلاس الکی!). برای مراجعه حتماً باید نامه معرفی داشته باشی!!! بماند که برخورد کارکنان مطب ها و.. توهین آمیز است. به عقیده اینجانب آنقدر ها هم که می گویند شیراز پزشک دارد و عالی صحیح نیست یا شهرهای دیگری که من تجربه زندگی را درآنها داشته ام مثل اصفهان شاید خیلی پیشی گرفته اند. خدا نکند سرو کار شما به اورژانس و فوریت پزشکی بیفتد مثلاً بخواهید به اورژانس بیمارستان نمازی سر بزنید...
به عقیده من با ظهور پزشکان جوان مستعد این ناز و نوز کردنها آخر به پایان می رسد.
از اینها که بگذریم نکات جالبی که آقای نبوی معاون سازمان محیط زیست در مورد آلودگی دریا آورده اند جالب است که متن کامل آنرا اینجا می آورم:
محمد باقر نبوی، معاون سازمان محیط زیست همزمان با هفته دریانوردی اعلام کرده که بخش اعظمی از لوله های خطوط انتقال نفت در دریا در ایران با پوسیدگی مواجه است. آقای نبوی همچنین، ورود فاضلاب شهری به داخل خزر و تردد کشتی ها و تخلیه آب توازن کشتی در خلیج فارس و دریان عمان از عمده ترین دلایل آلودگی دریا در ایران است.
معاون سازمان محیط زیست همچنین اعلام کرده که به دلیل ورود فاضلاب شهری به خزر حدود ۱۰ شناگاه این منطقه تا هزار برابر حد مجاز آلودگی میکروبی دارند. کارشناسان آلودگی خزر را موضوعی تازه نمی دانند و یکی از دلایل افزایش روز به روز این آلودگی را بی توجهی عنوان می کنند.
اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست در توصیف وضعیت آلودگی خزر می گوید: "اگر با یک هوایپما کوچک بر فراز دریای مازندارن پرواز کنید، هر جائی که رودخانه ها به دریا می ریزند تا کیلومترها در عرض و طول مواد آلاینده، که رنگ خاک و آب را کرم و قهوه ای کرده اند، دیده می شوند. مناطقی است که زن و بچه مردم در آن شنا می کند. "
آقای کهرم همچنین به از بین رفتن فک های دریایی، تنها پستانداران خزر و ماهیان این منطقه نیز اشاره می کند.
مژگان جمشیدی، خبرنگار حوزه محیط زیست معتقد است که اقدام جدی برای کاهش آلودگی شناگاه ها انجام نگرفته است و ادامه می دهد:" سواحل تنکابن، نوشهر و چالوس خیلی آلوده است. در این چهار سال گذشته در سفرهای استانی دولت شاهد مصوباتی بودیم. اما عملا بودجه ای در وزرات نیرو در نظر گرفته نشده است. کماکان شاهد این هستیم که بودجه های جاری وزارت نیرو بیشتر صرف سد سازی می شود تا احداث تصفیه خانه فاضلاب شود. مشکل اصلی آنها مشکل کمبود بودجه است ."
البته برخی صاحبنظران بر این باورند که سازمان محیط زیست فعالیت چندانی نداشته و به تنهایی و بدون همکاری کنترل و مقابله با آلودگی دریاها امکان پذیر نیست.
آقای کهرم دراین خصوص می گوید: "سازمان حفاظت محیط زیست در حالت بسیار غیر فعال در ابتدای دولت نهم ظاهر شد با مسئولینی که چندان آگاهی نداشتند و از اطلاعات آگاهان نیز استفاده نمی کردند. علاوه بر این سازمان سازمان بنادر و کشتیرانی را داریم که به نوعی موظف هستند ، این سازمان گروهی را تعلیم داد تا جلوی کشتی هایی که آب توازن در خلیج فارس و دریان عمان خالی می کردند بگیرند، اما این کار عملی نشد."
مژگان جمشیدی نیز نظری مشابه دارد و افزود:" متاسفانه وزارت نفت تاکنون هیچ کاری انجام نداده سازمان محیط زیست هم متاسفانه برخودر جدی نداشته هر بار شاهد فاجعه ای بودیم رئیس سازمان محیط زیست به راحتی با وزیر نفت لابی کرده و حتی از معرفی وزارت نفت به دادگاه و دادسرا خودداری کرده و شکایتی هم علیه این وزارت خانه تهیه نکردند که حالا جریمه شوند."
در همین حال که مسئله آلودگی دریاها یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث است. خلیج فارس و دریای عمان به دلیل موقعیت خاص از اهمیت بالایی برخودارند. معاون سازمان محیط زیست ایران اعلام کرده که باید حدود دو هزار کیلومتر لوله نفتی در جنوب ایران به دلیل نشت تعویض شود.
اسماعیل کهرم تنها لوله های نفتی را حائز اهمیت در آلودگی آب های این منطقه نمی داند و اضافه کرد:" در روز سه تا چهار میلیون بشکه نفت تولید و صادر می شود، برای حمل و نقل این نفت به سه تا چهار تانکر بسیار بزرگ و پنج تا ده کشتی در ابعاد کوچکتر دارد. اینها باعث ایجاد لکه نفتی می شود، پایانه ها در داخل آب نشت می کند، تاسیسات ساحلی پساب ها را در خلیج فارس می ریزند، و در آخر تخلیه آب توازن کشتی ها."
آلودگی آبها تاثیر مستقیمی بر آبزیان و ساکنین مناطق ساحلی دارد که زندگی آنها از راه صیادی می گذرد، آقای کهرم با اشاره به کاهش تعداد آبزیان این منطقه می گوید:" از طرف دیگر با ورود کشند قرمز به خلیج فارس جمعیت بسیار زیادی از آبزیان تلف شدند و با کمال تاسف لنج های صیادی الان به لنج باری شده اند که یا سوخت مجاز و غیر مجاز حمل می کنند ویا از آن طرف کلا قاچاق می آروند. "
آلودگی آبها به باور فعالان حوزه محیط زیست مسئله ای ساده نیست و نیازمند، مدیریت صحیح و کار آمد است. به اعتقاد کارشناسان مسئولان محیط زیست هنوز نتوانستند که برای مقابله با آلودگی به راهکاری اجرایی برسند، از سوی دیگر سازمان های مختلف نیز چندان علاقه ای به همکاری ندارند و همین امر ممکن است در آینده وضعیت آلودگی آب دریاها در ایران را به شدت افزایش دهد.
اینهمه درحالی است که ساختمان نوساز ۲۶۰۰ متری بخش خاکشناسی که در سال گذشته با مراسمی باشکوه! افتتاح شد هنوز خاک می خورد هر چند معلوم نیست بخش خاکشناسی با وجود آنکه نیمی از اساتیدش بازنشست شده اند با تیمی حداکثر ۵ نفره و تعداد دانشجو حدود یک چهارم بخش مدیریت مناطق بیابانی چگونه می خواهد ساختمان ۲۶۰۰ متری اش را پر کند؟
تلاشهای چند ماهه مسئولین در خصوص بخش مدیریت مناطق بیابانی و منابع طبیعی در جای خود مغتنم و ستودنی است اما به تاریخچه ۱۴ ساله مرتبط که بر می گردیم می بینیم در مقاطعی تصمیمهائی جدی تر بوده است ولی تا الان وضع به همین منوال است که می بینیم!!! مشکل کجاست؟
اینجانب بنا به دلایل متقن، مخالف توسعه و ایجاد دانشکده منابع طبیعی در مکان "باجگاه" بوده ام ( به دلیل معایب بزرگ مالی و حتی خطرات جانی و انسانی !!!) و این مطلب را نیز در مقالات خود بصورت خلاصه بیان نموده ام و همواره آمادگی خود را برای مناظره با هر نظر مخالف نیز در این خصوص اعلام کرده ام اما به نظرم می رسد در درجه اول اعلام استقلال اسمی و سازمانی "دانشکده منابع طبیعی دانشگاه شیراز" می تواند در جذب منابع بیشتر مالی و سرعت امور تاثیری بیش از پیش داشته باشد. هر چند مشخص نیست چه شاخصه هائی باید جمع شوند تا این امر محقق شود. اینهمه در حالی است که در بسیاری از استانهای نه چندان پیشرفته تر با شاخصه هائی بسیار کمتر و در مدتی بسیار کوتاه آن استان صاحب "دانشکده منابع طبیعی" شده است. در همین رابطه مسئولین استان نیز باید دستی از آستین بیرون آورده و نسبت به تسریع امر نقش کاتالیزور مثبت نشان داشته باشند.
به نظر اینجانب همانگونه که لزوم ایجاد و تقویت دانشکده پزشکی و پیراپزشکی در یک استان(فارس) بسیار حیاتی است و سلامت و درمان مردم استان با آن ارتباط تنگاتنگ دارد شاید با اهمیتی بیشتر لزوم ایجاد سریع و تقویت بیش از پیش "دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست" اهمیت داشته و خواهد داشت!
شما را چگونه مي شناسند؟
واکسن آنفولانزای خوکی و وعده های خطرناک مسئولین
تعاونی مسکن اساتید و سایت کارتونی از یک دوست
واکسن آنفولانزای خوکی تا یک ماه دیگر برای ایرانیان
تشکر از دکتر صادقی و دکتر افشاریفر رئیس دانشگاه شیراز و دانشکده کشاورزی در ارتباط با منابع طبیعی
رقابت ستودنی پزشکان یزدی! و عکسها و فیلمهای جدید از تصادف جاده شیراز - مرو دشت!
کشته شدگان حادثه امروز و زنگ خطر فردا!
عبارات زیبای پیامکی از امروز در زیر هر نوشته
لطفاً با این خال وقت ما را نگیرید!
یک پاراگراف واقعی!
دغدغه ها و درد دلهای من در میان جمعی صمیمی در دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز
از پزشکان و رویه های عجیب و غریب آنها در شیراز تا آلودگی دریاها در ایران
به بهانه اول مهر: ساختمان اساتید بخش مدیریت مناطق بیابانی(منابع طبیعی) و اول مهری که محقق نشد
فرق مدیر در غرب و مدیر در ایران
دعای آنلاین شما چیست؟
شیراز و روزهائی دیگر در غبار
اجرای طرح ترافیک در شیراز پلیس می خواهد!
انتشار گفتگو با روزنامه کیهان پیرامون بحران گرد و غبار: هشداری فراتر از بحران
مقالات اختصاصی من
چرا مراکز آموزشی و دولتی شیراز سه شنبه به دلیل غبار هوا (!) تعطیل شد؟!!
تبریک روز پدر به روایت های متفاوت
کمبود تاکسی در شیراز
تاریخ برگزاری امتحانات معوقه دانشگاه شیراز
عکسهائی از مراحل مختلف تصفیه فاضلاب
استفاده از گياهان براي تصفيه فاضلاب
همایش ملی خشکسالی و حاشیه های آن در دانشگاه شیراز
گاه شمار زیر گذر چهار راه ریشمک شیراز
بر هم خوردن مراسم روز معلم
لستر براون و دانشکده منابع طبیعی دانشگاه شیراز
یک فامیل پزشک بد اخلاق و پول دوست! و یک پیش بینی وحشتناک از توریست درمان شیراز!